سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

..................................................
" یا رب نظر تو برنگردد " ...
..................................................

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

معلم بروجردی

چهارشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۳، ۱۲:۰۷ ب.ظ

5 دقیقه مانده به زنگ تفریح دوم؛
دانش آموز  بروجردی معلم خود را با چاقو کشت ... (+)
این تیتر خبر همکاران ما در استان لرستان بود که با هشدار (16+) همراه شده بود ...
زیر شانزده ساله هایی که اگر این خبر رو بخونند هم برای روحیه شون اتفاقی نمیفته !! ... :|
می دونید چرا ... ؟!؟
چون فکر می کنند این عنوان یه داستان هست ... !
حتی اگر تو تشییع جنازه این معلم بروجردی هم شرکت کنند ...
از جامعه امروز یاد گرفته اند که بهتره از مراسم فیلم بگیرند ...
فقط همین ... !!
اصلا اگر جزء شاگردان حاضر در کلاس هم باشند ...
و صحنه قتل یا هر عنوان دیگه ای که روش بذاریم رو دیده باشند هم باز اتفاقی برای روحیه این نسل نمیفته ... !!
چون شاید فکر می کنند دارند خواب می بینند ... !!
یا شاید یکی از همون صدها فیلم جنایی رو تماشا می کنند ...
که الان تو خیلی خونه ها در حال پخش هست ... !
خود کرده را تدبیر نیست ... 
همه چیز – کوتاهی ها، کاستی ها، کم کاری ها - دست به دست هم داده ...
تا امروز چنین اتفاقاتی رخ بده و هیچ یک از ما قدرت تحلیل درست از این وقایع رو نداشته باشیم ...
و دست به دامانِ قانونِ بی روح و بی عاطفه بشیم که تصمیم بگیره ...
برای اتفاقی که روح و قلب همه ما رو جریحه دار کرده ...
متن اولین خبری که از ماجرا منتشر شد این بود:

" ساعت ١١ صبح روز گذشته – شنبه اول آذر -  پنج دقیقه مانده به زنگ تفریح دوم ...
در حالی که معلم فیزیک دبیرستان پسرانه‌ ای در شهرستان بروجرد سر کلاس درس بود ...
از ناحیه گردن و سینه مورد اصابت چاقوی شاگردش قرار گرفت ... 
به گفته یکی از معلمان مدرسه دانش‌آموز سال اول دبیرستانی به همراه پدر ...
برای توجیه غیبت‌ های گذشته به مدرسه آمده بود که سراغ معلم فیزیک رفت و حادثه اتفاق افتاد ...
شاهدان عینی این ماجرا می‌گویند:
 در عرض چند دقیقه کریدور مدرسه از خون معلم پر شد و تا آمدن آمبولانس تنفس معلم قطع شد ...
معلم به بیمارستان منتقل می شود ...
و در ساعت 12:30 نبض معلم بر‌می ‌گردد اما به دلیل نرسیدن خون به مغز ...
به مدت ١٠ دقیقه،  به اغما  فرو رفت و نهایتا بعد از گذشت چند ساعت از اتاق عمل زنده بیرون نیامد ...
یکی از معلمان دبیرستان پسرانه بروجرد می ‌گوید: 
دانش‌آموز چاقوکش بعد از زدن ضربه و درگیری با معلم از مدرسه متواری شد " ...

این قضیه – اما - بسیار ساده نیست؛ آقای معلم ...
روحش شاد ... (+)
خیلی ها مقصریم ...
باید به خود بیائیم تا اوضاع بدتر از این نشده ...

نظرات  (۱۳)

ما انقدر آتیش بحثمون شعله ور شده که سلام هم توش سوخت...
سلام و صبحمون بخیر... :)
سوء تفاهم نشه همسایه 
اینکه نقش خانواده رو کمرنگ تر میدونم نه به این خاطر که از زیر بار مسئولیت شونه خالی کنم. نه 
به لطف خدا شخصا فرزندانی داریم که الحمدلله موجه اند
و به لطف خدا دعا میکنیم موجه بمونند
اما سخن در حالت کلیه 
این روزا در جامعه ی ما خانواده به اون معنی که مد نظر من و شماست و اهداف و وظایفی رو براش در نظر میگیریم کمتر یافت میشه
کدوم خانواده؟؟
خانواده ای که زن و شوهر تمام تلاششون شده اینکه در جهت کسب معاش و مادیات دست و پا بزنند؟؟
اینا اصلا در کنار هم وجود خارجی ندارند که رفتاراشون به چشم فرزندان بیاد
صبح از خواب پا میشن از در میزنن بیرون هر کدوم به سمت کار خودشون و در تمام روز هیچ خبری از همدیگه ندارند. 
شب هم خسته و کوفته دوباره از در میان تو و هر کدومشون به خودشون رسیده و نرسیده. میگن:خسته ام میرم که بخوابم...!!!
اونقدری هم که بیدارن در کنار هم اما هر کدوم برای خودشون میشینن و با تی وی و موبایل و اینترنت ... ور میرن ...
جامعه این روزا خوانواده را هم از مردم ربوده...
سه بار جلسه ی انجمن اولیا گذاشتن مدرسه ی پسرم.
اما هر سه بار از جمعیت 400 نفری فقط 50 نفر میان...!!!
و حتما هر کدوم برای خودشون توجیه دارند 
در نتیجه من مقصر و عامل اصلی تمام بزهکاریها رو موالیان امور میدونم 
فرهنگ و ارشاد و تبلیغ و رسانه و ...
جمله ی آخر :
ایران از نظر امکانات و استخراج منابع (و به تعبیر من غارت سرمایه های ایندگان) بهترین دوران . و به لحاظ مدیریت و قانونمندی و انضباط و تعهد بدترین دوران رو تجربه میکنه... 
او به ظاهر واعظ احکام بود 
لیک در باطن صفیر و دام بود 

درود 
پاسخ:
سلام،
وقت شما بخیر ... 
نه ...
سوء تفاهمی نیست همسایه ... :)
خواستم یادآوری بشه این جوانب رو هم در نظر بگیریم ...

بله می دونم که کلی نوشته بودید ...
تو وبتون خوندم که خدا رو شکر فرزندان موجهی دارید ...
اینایی که درباره وضعیت امروز خانواده و جامعه نوشتید رو که من منکر نشدم ...
اتفاقا حرف منم هست ...
اما میگم خودخواسته هم هست ...

ای بابا ... !!
ما که ماشین نیستیم که هر جور واسمون تصمیم بگیرند و برنامه ریزی کنند راه بریم ...
پس قوه ی عقل و اختیار ما چی میشه ...
سبک زندگی ما اشکال داره ... ؟!؟!
همه هم میدونیم ... ؟؟!
خُب منتظر چی هستیم ... ؟!؟
این شیوه نادرست زندگی رو هر کسی به اندازه توانی که داره باید به خودش بیاد و درست کنه تا دیر نشده ...
همین ...
منو ببخش به خاطر گفتار تندم 
این اتفاقات برای جامعه ی ما فاجعه است...
اصلا قابل هضم نیست...!!!
چرا همه لال شدن و صدا از کسی در نیومد ؟
و من اتفاقی باید اینجا خبرش رو می خوندم؟؟؟
چرا کسی نگفت غلط کردیم؟؟
چرا کسی استعفا نکرد؟؟؟
چرا کسی به بی عرضگی ی خودش در طول این سالها اعتراف نمیکنه؟؟؟
دیگه ضمیرها باید عوض بشه. اینکه میگی ما مقصریم دیگه ما نیست...
چون ما کاره ای نیستیم...
لا یکلف الله نفسا الا وسعها 
عمده ی وسع مسئولیت به دست موالیان ماست...
اونایی که تصمیم دستشونه . برنامه دستشونه . دستور دستشونه 
داعیه دار حکومت اسلامی هستند...!!! 
ما میخوایم الگو باشیم برای اصلاح جامعه ی جهانی 
اینکه میگین خانواده. خانواده همون خانواده ایه که در همیشه ی تاریخ وجود داشته...
جامعه و روابطش و مدیرانش و تصمیماتش و قوانینش و ارتباطاتش و رسانه هاش و معلماش و استاداش و پلیسش و ورزشکارای الگوش و بازیگرای الگوش و فیلماش و سریالاش و تبلیغاتش عوض و عوضی شده...
یه زمانی خانواده در تربیت فرزندان نقش مهمی داشت 
و امروز جامعه در بی تربیتی ی فرزندان نقش مهمی داره...
این روزا نقش و تاثیر خانواده در تربیت و پروش فرزندان به خاطر ارتباطات باز و وسیع و گسترده و خارج از کنترل خیلی کم شده 
بابا توی خونه میگه خشونت بده زشته اخه ... اما تلوزیون با بودجه ی بیت المال گلوله و خشونت و قتل و بکش بکش رو در قالب فیلم و سریال به ذهن جوان تزریق میکنه ...
مامان میخواد بگه باید به داشته ها ساخت و قانع بود اما 
اما تلوزیون بی رحم و بد ذات و دنیا طلب و طماع زرق و برق و ریخت و پاش و اصراف رو به جان جوانان تزریق میکنه 
مجلس و بقیه هم همش دنبال مطامع حزبی و قبیله ای ی خودشونن 
ملت در کجای این معادله ی ان مجهولی قرار دارند... ؟؟
یه اتفاقی در نمیدانم کجای آمریکا آیا افتاده یا نیافتاده تلوزیون ما خودشو ... میده.. 
چرا حالا لالمونی میگیرن همه . 
پاسخ:
خواهش می کنم ...
معلومه از روی ناراحتی نوشتید ...
حق هم دارید ...

در مورد کتمان خبر خودم هم شاکی ام ...
اما استعفا و عذرخواهی چه دردی رو دوا می کنه ... ؟!؟

+ چرا فکر می کنید ما مقصر نیستیم ... ؟؟!
این از ماست که برماست رو که حتما شنیدید ... ؟؟!
شما بگو به من چه ... ؟؟!
کشور خودش متولی داره ...
من بگم به من چه گفتن از من بود که گفتم ... !!
اون یکی بگه به من چه نه سر پیازم نه ته پیاز ...
همه ی ماها میشیم تماشاگر ...
که خودمون رو تخطئه می کنیم ... 
پدر و مادری که نتونه یک یا دو فرزندش رو تربیت کنه و نظارت داشته باشه ... 
چه انتظاری از مسوولان و متولیان جامعه داره که قرار ه بر میلیون ها نفر کنترل داشته باشند ...
ملت و مسوول و متولی نداره ...
مسوولان این مملکت که از خارج نیومدند از همین مردمی هستند که میگید ...
البته انتقادات شما وارده ولی میگم شما هم نیایید توپ رو -فقط - تو زمین مسوولان و رسانه ها بیندازید ...
سلام 
اینو همون موقع که نوشتی خوندم 
اما چیزی واسه گفتن ندارم 
مثل خودت که چیزی واسه گفتن نداشتی 
تو رو نمیدونم چرا 
ولی من همیشه میترسم 
کلا ترسووام ...
گفتی خیلی ها مقصریم 
این روزا توی جامعه ی ما تمام جمله ها مجهولند...
کلا جمله ها ی ما فاعل ندارند این روزا...
مثلا نمیتونیم بگیم صدا و سیما 
یا بگیم آقایون وعاظ رسانه ای که فقط حرّافند و چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند...
یا مثلا ارشادی هایی که خودشون صد البته نیاز به ارشاد دارند... تازه اگر قابل ارشاد باشند...
درود 
پاسخ:
سلام ،
ممنون که خوندید و - بالأخره - نظرتون رو نوشتید ... :)
ئه ... !!؟
این همه نوشتم تازه میگید چیزی واسه گفتن نداشتی !! ... :))
پس معلومه حقّ مطلب رو ادا نکردم ... 

خیلی ها مقصریم ...
اول خودمون ...
بعد خانواده ، مدرسه ، آموزش و پرورش ، دولت ، مجلس ، رسانه ها و ...
هر یک به نحوی در این کجروی ها و ناهنجاری های جامعه مقصریم ...

+ جامعه بی تفاوت که توی برچسب ها هست به نظرم خودش اندازه یه مقاله حرف داره ...
میشه بفرمائید مزیت بیان نسبت به بقیه چی بود که اومدید اینجا؟
پاسخ:
عجب سوال سختی !!؟ ... :))
سادگی وبلاگ هاش ...
در وهله اول ...
و تعاریف دوستان ...
در وهله دوم ... :)
  • سرای اندیشه
  • سلام
    باید به شدت با اون برخورد کرد .
    در اخبار برنامه های ما فقط روی حوادث مدارس دانشگاه های خارج  ، امریکا بحث تجزیه تحلیل تز میدن و غافل از محیط های اموزشی خودمان بودیم هستیم.
    یادمه دبیرستان بودیم ناظمی داشتیم بدور از اخلاق های انسانیت و فقط منطق سیلی بلد بود اواسط سال یکی از شاگردان مدرسه کتک مفصلی بهش زد بخصوص بدجور سیب زمینی کاری بادمجون کاری راه انداخته بود که تا چند ماه بادمجان یادمه ارزان شده بود .
    و تمام شاگردان مدرسه بسی مشعوف شادان بودن  وقتی صورت قیافه ناظم محترمه را میدیدن .
    پاسخ:
    سلام ،
    همین طوره ...
    این غفلت آخرش کار دست ما و نسل بعدی میده ... !!

    + ای بابا !! ... :|
    اون شاگرد که کتک زده بود الان در چه حالیه .. ؟!؟
    باهاش چه برخوردی کردند ؛ اون موقع ... ؟!؟
    و یه سوال مهم:
    نوشتید ناظم محترمه ... ؟!؟!؟؟
    یعنی خانوم بوده ... ؟؟!!!
    سلام و مبارک باشه این این صفحه های جدید
    و خدا رحمتشون کنه
    واقعا اسفناک بود
    هر چند هیچ جا این خبر اعلام نشد و سرپوش گذاشتن تو رسانه های جمعی
    واقعا جای ریشه یابی داره و رسیدگی
    پاسخ:
    سلام
    و سپاس ...
    خوش آمدید ...

    + آمین ...
    بله ...
    خیلی راحت از این خبر گذشتند !! ... :|
  • پرواز اندیشه ها
  • سلام
    به روزم
    :))
    پاسخ:
    سلام ،
    ممنون خبر دادی ...
    هی ؛ یادش بخیر ...
    تو سرزمین بلاگفا که بودیم یه وبلاگ دوستانی بود آپ های دوستان رو نشون میداد ... :))
    این و گُُل قرمزی که تو قسمت نظرات داشت تو سیستم وبلاگدهی کشور کم نظیر بود ... 

    آمدیم که بخوانیم ... :)
    یعنی از اون وبلاگ رفتید دیگه؟
    اینجا باید بیام دنبالتون؟
    پاسخ:
    سلام ،
    خوش اومدید جناب دامون ... 
    دارم میام اینجا دیگه ...
    وب نویسی تو بلاگفای عزیز خیلی وقت گیر شده ...

    + قبلا اطلاع رسانی کردم تو پُست اختصاصی ...
    این پُست الان تو پیوندهای روزانه همین وب هم هست ... 
    سلام نگار جان
    منزل نو مبارک(گل)
    و اما
    در مورد این حادثه، خیلی جایه تاسف و تامل داره.
    مدارس اوضاعشون خیلی وخیم تر از این حرفاست در هر کشوری آموزش و پرورش باید در اولویت قرار بگیره چون افراد سالم میتونن یک کشور رو به سلامت اداره کنن ولی در کشور ما متاسفانه برعکسه.
    نه تنها مدارس بلکه خود ادارات هم اوضاعشون خیلی افتضاحه...
    حرف زیاده و از حوصله اینجا خارج
    یا حق(گل)
    پاسخ:
    سلام آفتاب عزیز ...
    ممنون ...
    خوش اومدی ... :)
    بله ...
    شما بهتر میدونی ...
    ولی میشه جلوی فجایع بعدی رو گرفت ... !!

    + در پناه حق ...
    سلام.
    خبر وحشتناکی بود!!
    دانش آموزه هم خودش را بدبخت کرد هم معلم بیچاره را از بین برد :(
    پاسخ:
    سلام،
    همین طوره ...
    متأسفانه ...
    !!!!!!!
    پاسخ:
    ... !!
  • وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
  • واقعن
    چقدر بد
    جقدر دیر به خودمون میایم؟!
    پاسخ:
    خدا کنه دیرتر از این نشه ... !!
    ای واااااااااای :(((((((((
    چند وقت پیش هم زمان با اسیدپاشی تو اخبار نشون داد در یه مدرسه تو یکی از ایالت های آمریکا یه پسری با 7 تیر معلم و بعضی از شاگردها رو کشته!! همون موقع پیش خودم گفتم خدا رو شکر که تو مدارس ایران از این جنایتا اتفاق نمی افته. ..اما مثل اینکه...!! 
    آخه که چی؟ 
    واقعا سر مساله غیبت بوده یا این جوری توجیه کردن؟؟!! 
    اصا وقتی به این چیزا فکر میکنم مغزم سوت می کشه...
    یعنی یه بشر تا چقد میتونه قسی القلب بشه و بدتر از اون جمعیت همیشه گوشی به دست...!!
    ای خدا...

    روحش شاد...
    پاسخ:
    خوشبختانه هنوز به هرج و مرج اونجا نرسیده جامعه ما ...
    اما هر چه که بی تفاوت تر باشیم به این وقایع ، شاید روزی به مراتب بدتر هم بشیم ...
    خدای ناکرده ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">