سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

..................................................
" یا رب نظر تو برنگردد " ...
..................................................

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

بدهی ها

سه شنبه, ۲ تیر ۱۳۹۴، ۱۱:۵۹ ب.ظ

" یک پیشنهاد :

به بقالی یا سوپرمارکت های محله های فقیر نشین بروید و از مغازه دار بخواهید دفتر بدهی مشتریان را به شما نشان بدهد .

بدون شک زنان بیوه و فقیرانی را خواهید یافت که اجناس و مایحتاجشون را به صورت نسیه می خرند و صبر می کنند تا یارانه را دریافت کنند و یا از جایی به آنها کمک برسد ... 

خواهید دید که حجم اون بدهی ها در دیدگاه شما بسیار کم خواهد بود ولی برای آنان بار سنگینی در زندگیشان است .

بدهی هایی که قادر به پرداخت شان هستید را پرداخت کنید .

حتی توانستید جزئی از آن را پرداخت کنید هر ماه یا هر وقت توانستید این کار را در مغازه های مختلف انجام دهید تا این خیر شامل تعداد زیادی از خانواده ها شود . 

اگر قادر به این کار نیستید این ایده و فکر را به دیگران بگویید . 

شاید دیگران بتوانند به آن عمل کنند . 

اطمینان داشته باشید ارزش این کار از نذری دادن و عزاداری و روزه گرفتن کمتر نیست " ...

پی نوشت :

مدت ها پیش این متن رو خونده بودم ...

امروز اما - تو اوج گرمای تابستان و روزه ی رمضان - دوباره خوندنش حلاوتی دیگه داشت ...

نویسنده اش کیه و ایده اش چقدر اجرا شده رو نمی دونم ...

اما در نوع خودش جالب توجه و تأمل هست ...

هر چند یکی دیگه می گفت : " فکر خوبیه ...

به شرطی که مغازه دارها از اون مشتریان دوباره پول نگیرن بابت بدهیاشون " !!! ... :|

  • ۹۴/۰۴/۰۲
  • یک خبرنگار ...

نظرات (۲۱)

  • دختری از تبار تسنیم
  • سلام
    چقدر در عین سادگی ایده قشنگی بود
    تا حالا بهش فکر نکرده بودم...
    پاسخ:
    سلام ،
    بله ...
    در نوع خودش جالب هست و با کمی احتیاط ؛ شدنی ...
    سلام جان خاخر 
    عبادت قبول 
    خاری؟
    الهی شکر من هم خار هسمه...:-)
    عجب ایده جالبی...
    البت ادم خیر هم کم نداریما...
    همین اقایی که ماه عسل امدن به بچه های ۱۸سال ترخیصی بهزیستی پناه دادن عجب ایده ی خوبی...
    راستی میبینم که یه دستی به سر و روی لینک وب دوستان زدین:-P
    پاسخ:
    سلام سمیه جان ...
    ممنون ...

    خارم ... :))
    ندونمه ... :)
    بابا مازندرانی رو بورسه ...
    دیگه همه داریم یاد می گیریم ...

    خدا رو شکر که خوبی ...
    + بله ...
    شکی نیست ...
    گفتم : خصلت و مرام این آدم ها گمنام بودن هست ...

    + بله ...
    خیلی وقته ...
    احتمالا همین روزها هم تغییراتی داده بشه ...
  • پرواز اندیشه ها
  • هاخور جان من مطابق خطوط ابتدایی متن گفتم میشه نقض حریم شخصی وگرنه این روشی که در پاسخ به کامنت قبلی گفتید خیلی هم بد نیست :)
    پاسخ:
    آهان ؛
    اینکه گفته : " از مغازه دار بخواهید دفتر بدهی مشتریان را به شما نشان بدهد " ... 
    خُب آره ...
    خیلی وجهه خوبی نداره ...
    خیرین و نیکوکاران علاوه بر کارهای خیر و خداپسندانه - معمولا - دو خصلت خوب دارند ؛
    یک : دوست دارند ناشناس باشند ...
    دو : اهل تجسس نیستند ...

    + اصلا بد نیست ... :)
    سلام
    پست جالبیه و نظرات خوبی هم دوستان نوشتن
    البته من معتقدم کسی که اهل نیکی باشه راهشو پیدا میکنه
    بقولی به تعداد انسانهای روی زمین راه رسیدن به خدا هست !
    کماکان در حال بازنشر مطالب در بیان هستم
    اجازه 10 نشر در روز  رو دارم بیشتر بخام پولیه !
    در بیان چی پولی نیست ؟ با رسم شکل توضیح دهید . 2 نمره
    دارم بعضی موارد مناسبتی رو تاریخ بعد منتشر میکنم
    بیان قالبهاش محدودن و راضی نیستم
    تا اینجا که شمردم بیان چنتا دندون داشت ؟ 0.5 نمره
    یا حق و التماس دعا
    پاسخ:
    سلام ،
    ممنونم از شما و سایر دوستان که تو این ماه مبارک زحمت کشیده برامون کامنت می نویسید ...
    به خصوص این جور موضوعات که واقعا نیاز به هم اندیشی هست و رسیدن به یه نتیجه درست برای چنین اموری ...
    بله ...
    باید راه درست رو پیدا کرد ...

    + خوب نیست ...
    اینکه همه اش پولی باشه ...
    دلیلشون اینه که ما تبلیغات نداریم ...
    خُب مگه تبلیغات - البته کنترل شده و معقول - چه اشکالی داره ...

    + شما چرا از ابزار مهاجر استفاده نمی کنید ...
    ما که نشد و دقیق نمی دونم درباره اش ...
    ولی مگه نمیشه مطالب رو یکجا از پرشین بلاگ به بلاگ بیان انتقال داد ... ؟!؟!

    + محتاجیم به دعا ...
  • پرواز اندیشه ها
  • سلام
    پیرو کامنت قبلی:
    منظورم این بود که وقتی شما میرید به یه مغازه دار میگید لیست بدهکاراتو بده، اون نباید بده بطبع، شاید طرف راضی نباشه و این میشه نقض حریم شخصی
    :)
    پاسخ:
    سلام ،
    ممنون از توضیح ... :)
    اما آخه
    فرد نیکوکار اون مغازه دار رو امین خودش قرار میده ...
    مبلغی در اختیارش میذاره و میخواد مثلا بدهی دو یا سه نفر رو با صلاحدید خودش پرداخت کنه ... 
    اینجا چه حریم خصوصی نقض میشه ... ؟!؟!
    سلام
    خوندم... 
    جالب بود...
    حرف زیاده و نظرات متفاوت...
    گاهی حتی جواب موافقت یا مخالفتمون توی گفته های خودمون هست!!.
    اینکه قرآن فرموده ...ولذی القربی. .. این نزدیکان میتونه سببی یا نسبی باشه.
    و اینکه هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست... و ما ابریء نفسی...
    اما به قول علما اصل بر براءته و باید انجام وظیفه کرد...
    خاطرات خوبی از آدمهای خوبی در این زمینه دارم...
    درود 
    و احترام 
    پاسخ:
    سلام ،
    ممنون از اینکه وقت گذاشتید ...
    بله ...
    حق دارند دوستان ... 
    به هر حال بخشی از حرف ها ناشی از تجربه ها و مشاهدات ما تو جامعه هست ...
    برخی بر اساس اعتقادات گفته میشه و به باید ها می پردازه ...
    یعنی ایده آل - آنچه که باید باشد ...

    شما - با توجه به شغلتون - حتما از رفتار مردم در این مورد دارید ...
    + سپاس و ارادت ...
    سلام
    تجربه و شکست چیز خیلی بدی هم نیست
    به قول شیرازی شروعی دوباره...
    http://song3.lxb.ir
    لطفا به جای وبلاگ فعلی این ادرس رو لینک کنید
    اسمش رو هم بزارید دریافت کد اهنگ .ممنون
    اون همه تلاش کردم همش پوچ بود
    دوباره از نو شروع میکنم
    پاسخ:
    سلام ،
    مبارکه ...

    ان شاءالله ...
    بیربطنوشت:
    سعادت گر چه کمرنگ است، ارادت همچنان باقی ست
    پاسخ:
    اختیار دارید ...
    از طرف ما هم ...
    خیلی خوش آمدید ...
    تا پُست جدید نذارید ما امکان دسترسی به وبتون رو نداریم ...
    پس ،
    شعر جدید لطفا ... :)
    به نشانه اعتراض در مورد این که مطلبی که در مورد نظر رهبری در مورد جریان هسته ای به نفع تیم مذاکره کننده است ، قسمت نظراتش بسته است
    تا اطلاع ثانوی نظری نمیدهم
    +
    اِهم
    +
    شایان ذکر است که اگه الان هم قسمت نظرات اون مطلب باز بشه باز نظری نمیدهم . چون اولش باز نبوده
    پاسخ:
    وااا ... ؟؟؟!!
    عجبا ... !!
    چه کاریه ... ؟؟؟!
    اعتراض وارد نیست ... 

    خوشم اومد از پُست جناب عراقچی تو اینستاگرام بازنشرش دادم ...
    نظراتش غیرفعاله مثل خیلی پُست های فقط خواندنی دیگه ...

    + شما و سایر دوستان هر وقت نظر بنویسید بر ما منت میذارید ... 
    افراد خیر تو یه شهری میخواستن برا دختران دم بخت ، جهیزیه تهیه کنند ، جهیزه ها رو بار وانت ها کردند و رو هر وانت پارچه نوشته و بنر زدن اندازه دروازه فوتبال که این وسایل ، جهیزیه 1 دختر دم بخته که نیاز داشته.
    +
    اگه میخوان اینجوری کمک کنند . نکنن بهتره
    پاسخ:
    حرف ما هم همینه ...
    نیکی در خفا و با حفظ عزت مستمندان و کرامت انسانی ...
    خراب شدن وبلاگم رو به خودم و دوستانم تسلیت میگم
    پاسخ:
    پُست جدید گذاشتم تو بلاگفا ...
    دیدم پُست های 93 و 94 از بین رفتند ، حالم گرفته شد ... :(
    بی خیال شدم ... 

    دیگه شما ها که کل مطالبتون از بین رفته ...
    حق دارید ...
    البته خدا کنه این مشکل رفع بشه به زودی ...
    سلام
    یادمه این مطلب
    ایکاش میشد کاری کرد، البته معتقدم اگر هرکس حواسش به اطرافیان خودش باشه این وضعیت پیش نمیاد

    یه سوال: میشه لطف کنین برام بگین فونت مطالبتون چیه؟؟؟
    پاسخ:
    سلام ،
    خیلی مسائل و باید ها وجود داره که اگر رعایت بشه این قدر فاصله طبقاتی و فقر و فساد و تبعیض در جامعه نخواهد بود ...

    + خواهش می کنم ...
    سایز 2 فونت tahoma ...
    سلام
    دلواپسان کسانی جز یک عده ‌که جز غر زدن به ریش ظریف یا موی اشتون یا کمی باجشون از اختلاسها یا حضور بانوان در ورزشگاها ودر یک کلام باجبگیران  شعبان بی مخهای  عده ای اندک.
    اگر یک ماه مانند سایر مردم عادی  درامد و هزینه داشتن زندگی میکردن  اونوقت دلواپس مخارج زندگیشون بودن دلواپس شغل کار برای فرزندان ، دنبال ضامن برای ۵ میلیون وام جهت مخارج زندگی ، کر ایه خونه ، اینده فرزندان ،اعتیاد .......

    این دلواپسان در واقع نگران منافع جیب خودشون هستن نه مردم ،مملکت ،ایران
    ببخشید من یه نکته به ذهنم رسید اونم درباره ی اینکه بعضی از دوستان اشاره کردن که آبروی طرف چی میشه یا حریمِ شخصی؟!!
    به نظرِ حقیر میشه نه حریمی شکسته بشه و نه آبرویی ریخته بشه...
    به فرض اگر یکی بخواد کمک کنه نِمیره زیروبمِ زندگیِ یک نفر رو در بیاره که؛ مثلاً میتونه به طلبکار بگه آقا یا خانم، من نذر کردم n تومن بدهیِ یک نفر یا چند نفر رو بپردازم، شما خودت به صلاحدیدِ خودت هرکی که بدهکار تر هست، این پول رو برای اون شخص در نظر بگیر...
    یا خیلی راه های دیگه هست برای حفظِ آبروی یک نفر...
    چرا قسمتِ تلخِِ این ماجرا نگاه شده!
    یا مثلاً یکی اگر بتونه کمک به یه زندانی بکنه،لازم نیست حتما اسمی از اون شخص برده بشه یا طرفین همدیگه رو ببینن، خیلی مخفیانه میشه این کار انجام بشه...
    به هرحال به نظرم اومد اینارو بنویسم ولی خب لزوماً به معنای درست بودنِ حرفام هم نیست...
    ببخشید جای شما حرف زدم :)
    پاسخ:
    ممنون ...
    همین طوره ...
    میشه این ایده به خوبی اجرا بشه ...
    مثل همین مواردی که شما اشاره کردید ...
    حتما راه های خداپسندانه تری هم هست ... 

    + خیلی خیلی لطف کردید ...
    مثل همیشه دقیق و جامع نوشتید ...
  • پرواز اندیشه ها
  • :(
    اون وقت تکلیف حریم شخصی چی میشه؟!
    کسی که یه عمر با سیلی صورت خودشو سرخ نگهداشته؟!
    پاسخ:
    ... :|
    یعنی میگید : اون شخص نیازمند اگر بفهمه که یه بنده خدایی قرض های اون و بقیه رو - به طور مثال - پرداخت کرده برای رضای خداوند ...
    اولین فکری که به سراغش میاد اینه ... ؟؟؟
    یا خوشحال میشه ...
    نفس راحتی می کشه و در حق اون نیکوکار ناشناس دعا می کنه ... ؟؟؟
    سلام
    حقیقتاً فکر خوبیه ، اما وقتی پی نوشت رو خوندم به جمله ای که پیش از این به ذهنم خطور کرد رسیدم ...
     " به شرطی که مغازه دارها از اون مشتریان دوباره پول نگیرن بابت بدهیاشون " !!! "
    ان شاءالله بتونیم کمک کنیم
    پاسخ:
    سلام ،
    قصدم تردید افکنی نبود ...
    بیشتر می خواستم ببینم دوستان چه راهکاری دارند ...
    به خصوص تو چنین ایام و لیالی که بحث خیرات و گلریزان و نذری دادن داغ هست ...

    ان شاءالله ...
    سلام
    تو دوران دانشجویی یه طرحی داشتیم به نام کوچه گردان های عاشق ...
    خیلی خوب بود ...
    طرح خوبیه ...
    یکم راه های بهتری هست ولی در این اوضاع بی در و پیکر همی هم خوبه ...
    پاسخ:
    سلام ،
    باید راهش رو پیدا کرد ...
    کوچکترین بی احتیاطی و اشتباه در این کار بزرگترین ناراحتی ها رو به بار میاره ...

    طرح ، ایده و نیتش خوبه ...
    صحیح و حساب شده اجرا کردنش - اما - مهم تر ...
    سلام
    اگر کاسب و مغازه دار معتمدی باشه این طرح بدم نیست و اون هم میتونه کمک خوبی به آدم بده.
    اما اگر کاسب خودش شیشه خورده فروش باشه زیاد منطقی نیست و ترجیح اینه آدم جور دیگه تر به نیازمندها کمک کنه.
    پاسخ:
    سلام ،
    بله ...
    کاملا درسته ...
    آدم های معتمد خوب بلدند این کارها رو به سامان ببرند ...
  • میثم نجفی کندج
  • سلام،
    از مخالفت کردن متنفرم ولی با این ایده صد در صد مخالم.

    یک: میزان بدهیهای یک شخص جزو اطلاعات خصوصی و حریم شخصی اون فرد حساب میشه. مغازه دار به هیچ وجه حق نداره دفتر حسابش رو به کسی نشون بده. چه معنی داره؟؟
    دو: باب کردن این موضوع باعث میشه باب سوء استفاده باب بشه. طرف خیالش راحت میشه یک آدم ساده ای بالاخره پیدا میشه و بدیهایی که بالا آورده رو پرداخت می کنه.
    سه: به حرف قرآن گوش کنیم. بجای پرداخت بدهی غریبه ها که نمی شناسیم از کجا اومده اند و چیکاره هستند، به بستگان و نزدیکان و در راه مانده ها کمک کنیم.
    چهار: دیگه خسته شدم. نای نوشتن ندارم. چرا حرصمون میدی انقدر، یک خبرنگار؟ با زبون روزه مدام از ما نظر بکش بیرون :-))
    پاسخ:
    سلام ،
    نه چرا ... ؟!؟
    تبادل نظر واسه همینه دیگه ...
    که درباره ی درست و نادرستی موضوعات با هم گفتگو کنیم ...
    اتفاقا به نکات خوبی اشاره کردید ...
    من بهش فکر نکرده بودم ...

    اینم حتما راه داره البته ...
    کسی که هیچ غرض و مرضی تو دلش نباشه حتما اون قدر امین هست که راز زندگی دیگران رو افشا نکنه ...

    درباره ی وظیفه مغازه دار هم حق با شماست ...
    نباید این اطلاعات رو در اختیار هر کسی قرار بده ...
    به ظاهر شغل ساده ای هست اما حق الناس بالاتر از این حرفاست ...
    شاید برای همین هاست که گفتند : کاسب حبیب خداست ...

    درباره ی نیازمندان فامیل و در راه ماندگان هم همین طور ...
    قبول دارم ...
    البته که در اولویت هستند ...

    تشکر ویژه دارم از شما و بقیه دوستانی که تو این روزهای ماه مبارک تو مباحث ما مشارکت می کنید ...
    راستش واسه همین کمتر پُست میذارم و بیشترشونم قسمت نظرات رو غیرفعال می کنم تا شرمنده نباشم ...

    اما ...
    اما این به اون " برو برای شام کباب بگیر " که تو وبتون خوندم در !! ... :))
    و یه نکته دیگه ...
    چرا چهار مورد نوشتید ... ؟!؟
    نکنه شما هم استقلالی هستید ناخودآگاه !! ... :)
    سلام ، طاعات قبول .
    کار خوبی رو پیشنهاد دادن.
    این شیوه خیلی خوبه. متاسفانه توی بعضی شهرها ، کمک به نیازمندان از طرف کمیته امداد  طوری انجام میشه که آبروی نیازمندان پیش همسایه ها از بین میره توی مسجد محله ها سبد کالا میدن که صفهای طولانی هم داره و به نظر من این کار درست نیست.
    خجالت زدگی یک نیازمند ، و آبرویی که اون واسش مهمه ، در مقابل ثواب کمک کردن به اون ها ، ارزش کار خیر رو پایین میاره...
    پاسخ:
    سلام ،
    ممنونم یگانه جون ...
    تو دعاهای این ماه مبارک فراموشم نکنی ها ...

    آخ آخ ...
    همین دیگه ...
    فیلم و عکس مسوولان با ایتام و فقرا و نیازمندان !! ... :|
    اتفاقا دوشنبه یه همچین خبری داشتیم ...
    خیلی سعی کردم عکسی لانگ شات از مراسم رو انتخاب کنیم ...
    همکارم گفت : این که خوشگل تره ...
    آقای ... داره به این پسربچه افطاری تعارف می کنه ...
    معصومیت بچه رو ببین ...
    گفتم : نه ...
    از کجا معلوم ... ؟!؟!
    شاید این بچه بزرگ که شد از این عکس و فیلم ها برنجه ... 

    شیطان دور و بر افراد خیر بیشتر پرسه میزنه ...
    یا منصرفشون کنه ...
    یا ان قلت و اشکالی بیاره ...
    یا ...
    سلام
    ایده از هر کسی که بود فوق العاده بود...
    واقعاً شیرین بود...
    حالا درسته که یه از خدا بی خبری ممکنه این کار رو دوباره انجام بده و پول رو از بدهکار بگیره اما به قولِ یه بنده خدایی، خدا که نعوذ بالله کور نیست...
    البته به گمانم مرامِ طلبکارای محله های فقیرنشین یا کم درآمد بیشتر از این حرفاست که بخوان حروم خوری کنن...
    هنوز تو بعضی از محله های شهرِ هرکدوممون انصاف و مروت وجود داره...

    ان شاءالله که این کار همه گیر بشه چون واقعنم کم از نذری دادن به شکم سیران نیست...
    پاسخ:
    سلام ،
    آفرین ...
    اینکه خدا می بینه رو به موقع گفتید ...
    بالأخره این جور فکرها نباید مانع امور خیرخواهانه بشه ...

    مدنظر منم همین سفره های نذری نمایشی بود که گاها پُر از اسراف و بیهوده کاری هست ...
    میشه با هزینه هاش خیلی کارهای مفید تر انجام داد ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">