سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

..................................................
" یا رب نظر تو برنگردد " ...
..................................................

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۴۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

۳۱فروردين

یک خبرنگار ...
۳۰فروردين

ماه پر برکت رجب فرا رسید ...

آماده ایم ؟! ... (+)

یک خبرنگار ...
۳۰فروردين

" انسان زمانی به آرامش می رسد که با خودش به توافق برسد " ... (+)

یک خبرنگار ...
۳۰فروردين

" حرف نزدن دلهره ای بود ...

حرف زدن و درست فهمیده نشدن دلهره ای دیگر " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۹فروردين

یک خبرنگار ...
۲۹فروردين

" نشد یک لحظه از یادت جدا دل ...

زهی دل ، آفرین دل ، مرحبا دل " ...

اینو که امشب خوندم گفتم : چه عجب ... ؟!؟!

بالأخره یکی - یه بار - به این دلِ بیچاره آفرین گفت ... !!

ببینم کدوم شاعر بوده و ادامه ی شعر چیه ... 

دستشون درد نکنه مرحوم لاهوتی ! ... :)

از قضا حسابی از خجالتِ دل در اومده بود تو این شعر !! ... (+)

هیچی دیگه ...

پس همچنان ؛

" طفلِ دلم بی طاقته ، مال دلم خراو کرد " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۸فروردين

با تشکر از دوست عزیزی که این تصویر رو ارسال و پیشنهاد کردند ...

پی نوشت :

" مرگ بر فاصله ها ...

فاصله ها نامردند ...

چشمها نگران در تب فردا هستند ...

فاصله ها می خندند !! " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۶فروردين

سلام آقای رئیس جمهور ...

حجت الاسلام روحانی - صبح امروز - در آغاز سفری دو روزه به گیلان :

" امسال ؛ سال سرسبزی و سربلندی است ...

و شروع سفر باید با طبیعت دلپذیر و ملتی افتخار آفرین باشد " ... (+)

این پُست تکمیل می شود ...

خُب برسیم به متنِ تکمیلی این پُست ...

ممنونم از شما که نظرتون رو نوشتید و چقدر خوب و متنوع ...

از جمیع جهات ...

خوشحالم از داشتن چنین دوستانی ...

در واقع نیاز چندانی به ادامه متن نیست با توجه به نظرات دوستان و اطلاع رسانی دوست خوب ما از اخبار سفر در این پُست ...

با این حال بد نیست چند سطری بنویسم ...

اول اینکه روسای جمهور ما علاقه ی زیادی به بهار گیلان دارند ؛ الحمدلله ... ;)

دوم ؛ به نظرم جناب نوبخت از پیش بینی هواشناسی نهایت استفاده رو بردند چون این سفر دو روزه در یک هوای بسیار لطیف و آفتابِ ملایم آخرین روزهای فروردین ماه برگزار شد ... (+)

نه از باران سیل آسای هفته پیش خبری بود نه از افزایش دما و وزش بادِ گرم کسل کننده ای که هفته ی بعد قراره مهمونِ ما بشه !! ... :|

تازشم تو ده روز گذشته بسیاری از خیابونای مسیر عبور رئیس جمهور رنگ‌ آمیزی و آسفالت شدند ...

تمیز و بدون چاله چوله ...

سر اینکه اسم این کار رو باید " خوش خدمتی " گذاشت یا " مهمون نوازی " هنوز بین خیلی ها اختلاف هست ! ، این موضوع همچنان یکی از سوژه های مورد بحث کاربران شبکه های موبایلی و سایت های خبری استان ماست ... !!!

موضوع دیگه هم فعال سازی طرح سامانه تلفنی 111 برای ثبت و ضبط درخواست ها و مطالبات مردمی از دولت در طول سفر رئیس جمهور هست ...

شماره ای که در این چند روز یکسره اشغال بود ...

کسانی هم که موفق به شنیدن صدای زنگ می شدند باید در نوبت های بالای 50 می موندند و بعد هم که گاهی قطع می شد ... !!

شاید برای همین بود که بازم بازار نامه نگاری و نامه رسانی در این سفر داغ شد با وجود اینکه گفته شده بود : فقط طرح مشکلات از طریق سامانه ۱۱۱ ضمانت اجرایی داره ...

این معطل شدن ها نه تنها در نوع خودش از هدف و ادعای تکریم ارباب رجوع به دور هست بلکه امید مردم از طرح مشکلاتشون رو به یأس تبدیل می کنه و جا داره مسوولان امر راهکار و تدابیر شایسته ای برای این امر در نظر بگیرند ...

از طرح مسایل دیگه می گذرم چون دوست ندارم این پُست طولانی تر از این بشه ...

جُز یه نکته ی جالب در مقایسه ی آخرین سفر رئیس جمهور قبلی و اولین سفر رئیس جمهور فعلی به گیلان سرسبز ...

یادتون باشه در 13 اردیبهشت 92 از روایت چندگانه افراد و رسانه ها از میزان حضور مردم در استقبال از رئیس جمهور گله و اظهار تأسف کرده بودیم ... (+

حال آنکه در این سفر بیشتر رسانه ها از واژه های پرشور ، باشکوه و عظیم در استقبال مردم گیلان از رئیس جمهور استفاده کردند ...

و این احتمالا ، بی ربط به فضای غبارآلود سیاسی و انتخاباتی آن سال و البته فضای همدلی و همزبانی امسال نیست ...

امیدوارم مسوولان این همراهی مردم رو قدر بدونند و حداقل به وعده هایی که در این سفر دادند به موقع و به بهترین نحو ممکن عمل کنند ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۶فروردين

" الهی و لا تکلنی الی نفسی طرفة عین ابدا " ...

" چه کسی

از

نَفْسَم

نامحرم تر ..

خدایا ؛

مرا با او تنها نگذار " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۵فروردين

 امروز : بزرگداشت عطار نیشابوری ...

" ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش ...

بر در دل روز و شب منتظر یار باش ...

دلبر تو جاودان بر در دل حاضر است ...

رو در دل برگشای حاضر و بیدار باش ...

دیده‌ ی جان روی او تا بنبیند عیان ...

در طلب روی او روی به دیوار باش ...

ناحیت دل گرفت لشگر غوغای نفس ...

پس تو اگر عاشقی عاشق هشیار باش ...

نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال ...

لیک تو باری به نقد ساخته ‌ی کار باش ...

لشگر خواب آورند بر دل و جانت شکست ...

شب همه شب همدم دیده ی بیدار باش ...

در ره او هرچه هست تا دل و جان نفقه کن ...

تو به یکی زنده‌ای از همه بیزار باش ...

گر دل و جان تو را دُر بقا آرزوست ...

دم مزن و در فنا همدم عطار باش " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۵فروردين

" نه بی تو سکوت ، نه بی تو سخن " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۴فروردين

" دوباره باران گرفت ...

باران یعنی تو برمی‌گردی " ... (+)


یک خبرنگار ...
۲۳فروردين

" مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دَم ...

جرس فریاد می‌ دارد که بربندید محمل‌ ها " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۲فروردين

سال ها پیش وقتی دانش آموزی بیش نبودم ؛ نوشتن ، بهترین و لذت بخش ترین سرگرمی ام بود ...

هیچ وقت خط خوبی نداشتم ...

بعدها که باید تندنویسی می کردیم هم که دیگه بدخط تر شدم ...

صد رحمت به خط دکترها ...

همیشه می گفتم : ای خدا ... ! 

چی میشه یکی یه خودکار صوتی اختراع کنه که بخونیم و اون خودش بنویسه ... !!

تا اینکه تایپ  اومد و من تا حدود زیادی خلاص شدم از خودکار به دست گرفتن ... 

این بدخطی اما مانع از این نشد که من ننویسم ...

از همون دورانِ نوجوانی با الگوپذیری از خواهرم دفترچه هایی رو به ثبت مطالب و شعر و حدیث و هر آنچه که به نظرم جالب بود اختصاص دادم ...

تو این دفترچه ها هر چی دوست داشتم می نوشتم و هر جور ...

هیچ آداب و ترتیبی نداشت ...

برای همین لذت بخش بود و آرامش دهنده ...

برعکس دفترچه های خاطراتم که همیشه مخفی می کردم این دفترهای یادداشت در معرض دید عموم قرار داشت ...

گاهی هم امانت داده می شد به همکلاسی ها و حتی معلمان ...

کلا خواننده کم نداشت ...

هنوزم تعدادی از اونا رو دارم ... 

اون دفترچه ها بعدها تبدیل به سررسید شدند و بعد از اون هم وبلاگ ... 

به همین راحتی و به همین سادگی ... 

هنوزم وب نویسی برای من همون قدر لذت بخش و آرامش دهنده هست ...

درباره ی این وب تو صفحه نگارنده به طور کامل توضیح دادم ... 

اردیبهشت امسال که بیاد سوژه نگار سه ساله میشه ...

در این سه سال اندازه ی سی سال دوستان خوب و با معرفت پیدا کردم ؛ بی اغراق ... 

در این مورد پُست های مختلفی داشتم :

قلم ، خبرنگار ، عید ، تحول ، وبلاگ ، تبادل نظر ، اختصاصی ، ساحل و ...

بسیاری از وب نویسان و کاربران دنیای نت به این وبلاگ اومدند و کلیک رنجه کردند ...

بعضی فقط گذری داشتند و نظری نه ... 

خیلی ها بسیار تأثیرگذار بودند ...

به برخی ها خیلی زحمت دادم ...

مثل دوست و طراح گرامی قالبِ قبلی وب در بلاگفا ...

و دوست عزیزی که در کوچ و اسباب کشی به بلاگ بیان همراهی و راهنمایی ام کرد به خصوص اون اوائل تا اینجا غریبگی نکنم ... 

بعضیا – اما - خاطرات خوبی برام نذاشتند که بماند ...

برخی به معنی واقعی کلمه ؛ دوست بودند و وفادار ...

از خیلی هاشون خاطراتِ فوق العاده خوبی دارم ...

از وب نویسی ، کامنت نویسی ، رفت و آمدهاشون گرفته تا انواع برخوردهایی که باهام داشتند ...

اتفاقاتِ زیادی داشتیم ؛ وب هایی که فیلتر شدند یا حذف ، تعطیل کردند یا کوچ – با خبر یا بی خبر ...

همچنان از همه اونایی که بی خبر رفتند دلخورم ! ... :|

هر دوستی عادت و سبک مخصوصی برای خودش داره ...

برخی مثل ما به کامنت ها پاسخ میدن ، بعضی نه ..

برخی تبعیضی جواب میدن ... !!

یه عده هیچ لینکی ندارند ...

عده ای هم که منو یاد کارتون " سایمون در سرزمین نقاشی " می اندازند ...

شما یادتون نمیاد ...

یکی از کارتون های مورد علاقه ی ما بود ...

سایمون ؛ پسر بچه‌ای با موهای چتری و عینکِ گرد بود که بیشتر وقتش به نقاشی می گذشت و اپیزودهای داستان اغلب از جایی شروع می شد که اون وارد دنیای نقاشی هاش می شد ...

ماجراهای عجیب و غریب این کارتون - در واقع - بر اساس نقاشی هایی شکل می گرفت که سایمون قبلا اونا رو با گچ روی تخته سیاه شگفت انگیز اتاقش کشیده بود ...

یه قسمتی بود که نقاشی های نصفه نیمه دنبالش می کردند و اعتراض که چرا ما رو ناقص العضو کشیدی ... ؟؟!

اونجا بود که تازه سایمون متوجه شد چقدر نقاشی نیمه کاره داره ... ؟!

برای یکی چشم نکشیده بود برای یکی دهن ، یکی دست نداشت و یکی پا و ...

حالا حکایت برخی وبلاگ نویس هاست ...

راه اندازی وب و نیمه رها کردنش یا ایجاد و حذف مکرر وب های متعدد ، چرا ... !!؟ 

من نمی دونم ... !!!؟

یه چند تایی از دوستان هم هستند که همه جا اهل نظرند به ما که می رسند خصوصی اند ؛ بیشتر ... !!!

خُب خواهر من چه کاریه ... ؟!!؟

دقیقا - چون خانومند برام جای تعجب داره ... !!!

آخ آخ ...

یه عده هم که – فقط - سند تو آل هستند ... 

یه کامنت برمی دارند میذارند تو کوله پُشتی شون دوره می افتند تو وبلاگ ها ...

کاری ندارند تو چی نوشتی چی ننوشتی ... ؟؟!

مثل این آگهی هایِ چاپی از زیر در میندازند تو حیاط و دِ برو که رفتیم !! ... :|

اما دوستانِ خوش ذوقی هم داریم که سوژه ، تصویر و آهنگ پیشنهاد می کنند ...

و برخی که اهلِ خبرند ؛ تو لینک نگار و مهمان نگار همراهم هستند ...

چه خصوصی ، چه عمومی ، چه خواننده ...

یه تعدادی از خوانندگان وب ندارند و از دوستانِ نزدیک یا همکلاسی های دانشگاه و همکاران قبلی و فعلی ام هستند یا خواننده هایی که از وبِ دوستان دیگه میان گاهی ...

عده ای هم که وبشون رو تعطیل یا حذف کردند ولی همچنان بهمون لطف دارند ...

آهان ؛ عده ی کثیری از دوستان هم وب نویسی رو رها کردند رفتند تو لاین و وایبر و واتس آپ و تلگرام و چی و چی ...

مقتضای زمانه هست و خیلی هم مفید در مواردی ...

به شخصه اما وب نویسی رو بیشتر قبول دارم ...

چون تفکر بیشتری پُشت نوشته ها هست ...

درسته اطلاع رسانی و ارتباطات در شبکه های اجتماعی موبایلی لحظه ای هست اما احتمال خطا و نادرستی مطالب بیشتره ...

ضمن اینکه خیلی ها فقط عضوند و به کار حمل و نقل مطالب در گروه ها مشغولند ... !

بی آنکه تأملی داشته باشند یا اندیشه ای در حد همون یک لحظه ... 

از این هم بگذریم ؛ فعلا ...

به این موضوع در آینده بیشتر خواهیم پرداخت ؛ ان شاءالله ...

یه موضوع مهم که سر برخی پُست ها پیش اومد و لازم هست که اشاره ای بهش داشته باشم اینه که من علاوه بر اینکه کامنت های ناشناس و نامفهوم رو نمایش نمیدم مگر در موارد خاص ...

یه سری از کامنت ها رو هم تأیید نمی کنم ...

اونایی که به هر دلیلی خلاف منافع ملی و مصالح نظام جمهوری اسلامی باشند یا خدای نکرده توهین و افترا به اشخاص حقیقی و حقوقی ...

این وسط اما – ممکنه – شرمنده ی برخی دوستانِ همراه هم بشم که از سر دلسوزی مطالبی می نویسند ولی به همون دلایل کامنت ها قابلِ نمایش نیستند ...

کماکان شرمنده ام و امیدوارم عذرم رو پذیرا باشند ...

اما برسم به بحث شیرین تبادل لینک ... 

دوستان قدیمی بارها اینو خوندند و براشون تکراریه که من بیشتر از تبادل لینک ؛ تبادل نظر و اشتراک فکر و اندیشه و حضور و مشارکت در بحث ها برام مهم هست ...

برای همین لینک هایی که در صفحه اول نمایش داده میشند شامل دوستانِ همراه هست ...

یه تعدادی از همین عزیزان هم - البته - کمی تا قسمتی همراهی شون کمرنگ شده ...

با این حال من همچنان به حضور بیشترشون امیدوارم ...

اسامی وب هایِ مابقی دوستان که از سر لطف سوژه نگار رو لینک کرده اند ولی به هر دلیلی در مباحث وب حضور ندارند رو در صفحه تبادل لینک آوردم ...

بدون شک دوستانی که حضورشون پررنگ تر بشه اسمِ زیبای وبشون رو به فهرست دوستانِ صفحه اول اضافه خواهم کرد ...

ان شاءالله ...

دوستان و وب نویسانی هم که مایل به تبادل لینک هستند اینجا اعلام کنند ؛ با کمال افتخار لینک خواهند شد ...

البته در صورت امکان و پس از بررسی ... :)

اگر وب دوستی هم از قلم افتاد ، بزرگواری کرده بهم یادآوری کنه تا حتما ثبت کنم ...

انتقاد و پیشنهادی هم اگر هست به دیده ی منت ...

خُب فعلا همین ...

و ممنون از تمامِ خوانندگان ... 

خداوند رو شاکرم که تا به امروز توانم داد و شوق برای نوشتن ...

و بعد از این هم : " هر چه خدا خواست همان می شود " ...

اینم - مثل همیشه - حُسن ختام مطلب : 

" خدایا چنان کن سرانجام کار - تو خشنود باشی و ما رستگار " ...

و اینکه بیشتر مراقب مایسطرون ها باید بود ...

یک خبرنگار ...
۲۱فروردين

" مادر ؛

نه تکرار می شود نه تکراری " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۰فروردين

20 فروردین ؛ 

سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی ، سید شهیدان اهل قلم ...

" تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم ، خیر . من از یک راه طی شده با شما حرف می زنم . من هم سال های سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام ، به شب های شعر و گالری های نقاشی رفته ام . موسیقی کلاسیک گوش داده ام . ساعت ها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام . من هم سال‌ ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام . ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب انسان تک ساحتی هربرت مارکوز را - بی‌ آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش - طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند : عجب فلانی چه کتاب هایی می‌خواند ، معلوم است که خیلی می‌فهمد . ...

اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچار شده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقا بپذیرم که تظاهر به دانایی ، هرگز جایگزین دانایی نمی‌شود و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمی‌آید .

باید در جست و جوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس به راستی طالبش باشد ، آن را خواهد یافت  و در نزد خویش نیز خواهد یافت " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۰فروردين

" تو آمدی و آسمان تبسم کرد " ... 

تولدت مبارک خانوم ... :)

یا فاطمه بنت نبی (ص) ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۹فروردين

" و تازه اول عشق است " ... (+)

مرحبا آقا حامد ... (+)

" جبهه ی فیلمه و جنگِ خَبره " ...

یک خبرنگار ...
۱۸فروردين

" قاصدک ...

هان چه خبر آوردی ... ؟!

از کجا وز که خبر آوردی ... ؟!

خوش خبر باشی اما ...

گِرد بام و در من ...

بی‌ ثمر می‌گردی " ... (+)

بعد نوشت :

تصویر قاصدک این پُست شاید برای برخی از شما دوستان آشنا باشه ...

بلاگفا کمی خوشگل شده این روزها ... (+)

مثل این قاصدک ...

صبح می خواستم بنویسم درباره اش ...

نوشتم ...

اما پاکش کردم ...

با خودم گفتم : حتما یکی از دوستان بهش اشاره می کنه ...

اون وقت تو پاسخ بهش می نویسم دیگه ...

تا اینکه دوست عزیزی خصوصی نوشت و نقشه ام نقش بر آب شد !! ... :))

با این آرزو که : امیدوارم بلاگفا دوباره به روزهای خوبش برگرده ...

واقعا هم ... !!

 ضمنا ممنونم از ایشون بابت آهنگی که برای این تصویر پیشنهاد کردند ... :)

یک خبرنگار ...
۱۷فروردين

" چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه " ؟!؟ ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۶فروردين

" جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد

با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم

یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد

هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است

دردا که این معما شرح و بیان ندارد

سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن

ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد

چنگ خمیده قامت می‌خواندت به عشرت

بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد

ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز

مست است و در حق او کس این گمان ندارد

احوال گنج قارون کایام داد بر باد

در گوش دل فروخوان تا زر نهان ندارد

گر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان

کان شوخ سربریده بند زبان ندارد

کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ

زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۵فروردين

تعطیلات نوروزی هم به سلامتی تموم شد ...

البته ما که همه اش رو تعطیل نبودیم و چند روزی شیفت عید داشتیم ...

طبق برنامه ریزی باید آرشیو مطالبم رو از بلاگفا به اینجا منتقل می کردم ...

که با بدشانسی مواجه شدم ... (+)

برنامه ی بعدی هم رونمایی از لینک های وبلاگ بود که اونم به قول تیم مذاکره کننده هسته ای : پیشرفت های مهمی حاصل شده ولی هنوز ابهامات زیادی باقی مانده ... :)

فعلا ترجیح دادم چند روزی به تعویق بندازم این لینک نویسی وبلاگ رو ...

یه مطلب طنز تو وب صرفا جهت خنده خوندم ...

کمی تا قسمتی جالب بود و در نوع خودش تاریخی :

" میگما : حالا بعد این توافق گروه 1+5 چی میشه ... ؟! 

اصلا زندگی بدون تحریم چه جوریه ... ؟! 

کسی بلده ... ؟؟!!!! 

آبرومون نره بخندن بهمون " ... !!

نمی دونم خواننده ی روزنامه هستید یا نه ... ؟؟!

مثلا روزنامه های 15 فروردین 94 ...

یه روز پُر از تیترهای متفاوت ... (+)

شما کدوم تیتر رو می پسندید ... ؟؟!

تیتر پیشنهادی شما برای اولین روز کاری مطبوعات در سال 94 چه بود ... ؟!!؟

یک خبرنگار ...
۱۴فروردين

" ندیدنِ تو ...

تنها تحریمی ست که توانش را نداریم ....

کاش جمعه ای برای دیدنت

به توافق برسیم " ... :(

یک خبرنگار ...
۱۴فروردين

خُب 9 روز مذاکرات هسته ای در لوزان – بالأخره - به پایان رسید ... (+)

تیم مذاکره کننده هسته ای ایران صبح امروز با استقبال مردم در فرودگاه مهرآباد تهران وارد کشور شد ... (+)

پُست های زیادی پیش از این درباره مذاکرات هسته ای داشتیم و خواهیم داشت ؛ احتمالا ...

به قول جناب ظریف - وزیر امور خارجه - این ابتدای راه است و برنامه هسته ای ایران ادامه پیدا خواهد کرد ... (+)

انواع و اقسام تحلیل ها و مطالب در این مورد گفته و نوشته شد و میشه ...

از نقد و تحلیل های منصفانه و بی غرض گرفته تا مطالبِ خیلی اغراق آمیز در موافقت یا مخالفت با توافق هسته ای لوزان ...

با تشکر از دکتر مخبر دزفولی تحلیل ایشون رو – از این برهه تاریخی – بازنشر میدم ... (+)

" بالاخره ماراتن نفس گیر لوزان خاتمه یافت و تا به اینجا به اندازه اطلاعاتی که به طور مختصر در بیانیه پایانی مذاکرات ، قرائت شد به نظر می رسد تمام نکات کلیدی که مورد نظر مقامات عالی رتبه نظام اسلامی بود با پافشاری و مهارت و تلاش مذاکره کنندگان کشور عزیزمان مورد ملاحظه قرار گرفته است .

به دلیل حساسیت این مقطع نمی شود بی پرده در مورد پشت صحنه این مذاکرات و نتایج آن چیزی نوشت و ان شاء الله بعد از توافق نهایی امید است بتوان بی پیرایه و ملاحظه حقایق و اخبار را به اطلاع عموم رساند.

مختصرا همین که ماه هاست همه کشورهای قدرتمند دنیا و در رأس آن ها رژیم متکبر ایالات متحده آمریکا ، همه کارهای خود را بر زمین نهاده و پشت میز مذاکره با ایران اسلامی نشستند - که سال ها از براندازی آن سخن می گفتند - عمق فاجعه ای را که نظام سلطه با آن مواجه شده می توان فهمید و اوج عزتی را که ملت ایران با پایداری خود و رهبری حکیمانه مقام معظم رهبری به آن دست یافته می شود درک کرد .

واقعیت این است که ما اصلا و هیچ گاه دنبال سلاح هسته ای نبوده ایم و نیستیم و همین مقدار هم که جلو رفتیم برای پاسخ به تحریم کنندگان و نشان دادن توانایی مان بود و آنها خوب می دانند که این تحریم ها نبود که ما را پای میز مذاکره نشاند بلکه پیشرفت های ملت ایران بود که آن ها را سراسیمه پشت میز مذاکره کشاند .

نهایتا باید صمیمانه به تیم مذاکره کننده کشورمان و خصوصا دکتر ظریف خسته نباشید و خدا قوت گفت و از جهاد مخلصانه آنها تشکر کرد.

با اینکه راه درازی در پیش است و اصلا غرب و غربی ها قابل اعتماد نیستند و تا توافق ، مکتوب و اجرایی نشود نمی توان چیزی را تمام شده انگاشت ، ولی تا همین جا هم امید است این توافق برای ملت رشید ایران مبارک باشد.

آثار این فرخندگی در اظهارات مأیوسانه نخست وزیر بیچاره اسراییل و سردرگمی شیوخ عیاش و بی رحم و بی شرافت خلیج فارس مشهود است " ...

دوستانِ خوبم ؛

 حرف یا نظری اگر درباره توافق هسته ای لوزان دارید – در صورت تمایل – در پُست جوگیر نشو لطفا  بنویسید ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۳فروردين

 د‌ر روز سیزده به در مراقب طبیعت باشیم ...

یک خبرنگار ...
۱۲فروردين

در میان التهاب خبرهای مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 متنی در یکی از شبکه های موبایلی خوندم ...

مطلبی که در نوع خودش قابل توجه بود :

" مذاکرات هسته ای ایران جلسه خواستگاری نیست که وقتی بزرگان فامیل دور هم جمع شوند ناگهان به نتیجه نهایی برسد و همان جا دختر و پسر را به عقد هم در بیاورند ... !!

بعضی ها تصور می کنند هر قدر بیشتر در فیسبوک و تلگرام و وایبر پست و پیام بنویسند ظریف انرژی می گیرد و مذاکرات زودتر به نتیجه می رسد . 

سایت ها هم تند تند تیتر می زنند و خبر منتشر می کنند و از در و دیوار شایعه می بارد . 

یک عده نارنجک و سیگارت و کپسولی کنار گذاشته اند تا پس از شنیدن خبرهای خوب منفجر کنند !! ... :|

خیلی ها هم باک اتومبیل شان را پر کرده اند و لباس هایشان را آماده روی مبل گذاشته اند تا سریع بپوشند و برای دور دور کردن به خیابان بروند . 

متأسفانه برخی رسانه ها در کنترل هیجان عمومی ناتوان هستند و خودشان نیز جوگیر شده اند و نمی توانند آرام و قرار داشته باشند . 

بعضی ها می خواهند بعد از آنکه ظریف اعلام کرد متن نهایی هنوز امضاء نشده و ناگهان هیجان شنوندگان خبر خوابید موج ایجاد کنند که تیم مذاکره کننده بدبخت و ناتوان است و ملت را سرکار گذاشته اند و از خود دلواپسی نشان دهند " ...

امان از التهاب و هیجانات اجتماعی که خیلی ها رو بازی میده ...

حتی برخی رسانه ها و سیاست مداران رو ...

در اینکه این رویداد ؛ اتفاق بزرگی در تاریخ کشور ماست شکی نیست و عملکرد کنونی نظام جمهوری اسلامی ایران ستودنی و فراموش نشدنی است ...

اما استفاده از ادبیات تملق آمیز و اسطوره سازی همون قدر بد هست که نادیده گرفتن و بی اهمیت جلوه دادن زحمات و تلاش های دولتمردان ...

امان از هیجانات کاذب و جوگیر شدن افراطی ها در هر گروه و جناح و قشری که هستند ...

شاید لازم باشه بیانات رهبر انقلاب در اولین روز سال 94 - در حرم مطهر رضوی - یک بار دیگه بازخوانی بشه ... (+)

در این بیانات میزان اهمیت و وزن این مذاکرات تبیین شده ...

به خصوص اینکه : " مذاکره‌ ی با آمریکا صرفا در قضیه ‌ی هسته‌ای است و لا غیر ، ما نه در مسائل منطقه‌ای ، نه در مسائل داخلی و نه در مسئله ‌ی تسلیحات ، با آمریکا مطلقا صحبت و مذاکره‌ای نداریم ؛ مذاکره ، صرفا در قضیه ‌ی هسته‌ای است و اینکه ما در موضوع هسته‌ای با روش دیپلماسی چگونه می توانیم به نتیجه برسیم " ...

نتیجه مذاکرات هر چه که باشه چیزی از عزت و سربلندی ایران اسلامی کم نمی کنه ...

امید که هوشیار باشیم نه جوگیر یا ناسپاس ...

طرف‌ های مذاکره با ایران بارها و بارها ثابت کردند که قابل اعتماد نیستند ...

ما دروغ ها ، نیرنگ ها و شرارت های آنها رو از یاد نبرده ایم ...

برای ایستادگی در برابر زیاده خواهی های استکبار باید همدل و همزبان بود ... 

یک خبرنگار ...
۱۲فروردين

" جمهوری اسلامی ؛ نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر " ... :)

یک خبرنگار ...
۱۱فروردين

در یازدهمین روز بهار در حالی که مذاکرات هسته ای ایران و کشورهای 1+5 در لوزان سوئیس در روز پایانی اش دنبال میشه ؛ مذاکره همچنان در پیچ و خم بحث و چانه‌ زنی ادامه داره ... (+)

مذاکره بر سر موضوعاتی چون میزان و نوع تحریم‌ هایی که باید از سوی غربی ‌ها رفع بشه ، برنامه زمانی اعمال توافق و ... (+)

نکات جالب توجه در این میان زیاد هست ...

از حافظ نوشت آلن ایر ؛ سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا ... (+گرفته تا ان شاءالله گفتن جان کری ؛ وزیر خارجه آمریکا ... (+در پاسخ به سئوال خبرنگاری که پرسید : آیا احتمال توافق تا ضرب الاجل فردا وجود داره ... ؟!؟!

و خیلی خبرهای مهم و قابل تحلیل که حتما خودتون پیگیرش هستید ...

در این حال و اوضاع - اما - خبری به دستم رسید بسی قابل توجه : 

گوجه سبز نوبرانه کیلویی 100 هزار تومان !! ... (+)

هیچی دیگه ... !

راه حل نوشت :

نخرید ارزان می شود !! ... :|

به قولی :

  ... everybody Listen and repeat

یک خبرنگار ...
۱۱فروردين

" ای روزهای خوب که در راهید ...

ای جاده های گمشده در مه ...

ای روزهای سخت ادامه ...

از پشت لحظه ها به در آیید " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۰فروردين

امروز از دوستی پرسیدم : چه خبرها ... ؟؟!

گفت : هیچ ...

امن و امان ...

سلامتی ایرانیان ...

گفتم : ولی دنیا آبستن خبره ... !!

خبرِ هسته ای ...

گفت : کله ی بابایِ دنیا ... 

ای بابا ... !!

ما – اما – پیگیر خبرهای دنیا به ویژه خبر مذاکرات هسته‌‌ای هستیم ...

اونم لحظه به لحظه ... 

لوزان سوئیس ؛ این روزها ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۰فروردين

" بهار و این همه دلتنگی ... ؟!؟

شاید فرشته ای فصل ها را به اشتباه ورق زده باشد " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۰فروردين

" آنان که محیط فضل و آداب شدند ...

در جمع کمال شمع اصحاب شدند ...

ره زین شب تاریک نبردند برون ...

گفتند : فسانه ای و در خواب شدند "...

یک خبرنگار ...
۰۹فروردين

" ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد " ... :(

یک خبرنگار ...
۰۸فروردين

" تو چون بهار و پرنده مسافری ای دوست " ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۷فروردين

" اولین جمعه سال است کجایی آقا ؟ " ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۷فروردين

دیشب اولین قسمتِ مجموعه " کلاه قرمزی " از شبکه دو پخش شد ... (+)

مجری درباره ی ارتباط آدم ها با همدیگه صحبت می کرد ...

می گفت : " بعضیا یه حرف بد رو که یکی بهشون گفته ده - بیست سال با خودشون حمل می کنند ... 

خُب چرا ... ؟!؟ 

این حرف رو بنداز بیرون " ...

این نکته ی مهمی برای یه زندگی خوب هست ...

حرف بد و نظرات منفی دیگران لحظه های خوب زندگی ما رو هدر میدن ...

لحظاتِ جدید رو نباید با افکار گذشته از دست بدیم ... 

سخت هست ولی یادمون باشه هر کدوم از ما - فقط - یکبار فرصتِ زندگی کردن داریم ...

گذشته ای که رفت و آینده ای که هنوز نیومده نباید حالِ امروز ما رو بد کنه ...

اینها رو - اول - خطاب به خودم نوشتم ...

به قول شاعر : 

" زندگی باید کرد ...

گاه با یک گُل سرخ ...

گاه با یک دلِ تنگ ...

گاه با سوسوی امیدی کم رنگ ...

گاه باید رویید ...

از پسِ آن باران " ...

یک خبرنگار ...
۰۶فروردين

" و بکارید به هر خانه گُلی ؛

که فقط بوی محبت بدهد " ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۵فروردين

" اینجا قرار است فاتحِ دلت باشی " ...

" در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

  شرط اول قدم آن است که مجنون باشی " ... 

یک خبرنگار ...
۰۵فروردين

4 روز از سال جدید هم گذشت ...

انواع و اقسام خبرها رو تو این مدت نوشتم ، خوندم و شنیدم ... 

یادمه یه روز تو یکی از کلاس های دانشکده یکی از استادان خبر می گفت : روزی میرسه که مردم توسط خبر بمباران میشن ...

ما باید برای اون روز آماده باشیم ...

بمباران خوب نیست حالا هر چی که باشه ...

اون روز تصور این حرف ها برام سخت بود ...

اما روز به روز و سال به سال به چشم دیدم این پیش بینی استاد رو ... 

در تمامِ این سال ها آنچه خیلی برام اهمیت داشت منبعِ خبر بود ...

و خیلی عذاب کشیدم از ورود کُپی – پیست به دنیای خبر ...

دوستان و همکارانم می دونند یکی از حساسیت های من تو اخبار ذکرِ منبع هست و صحتِ خبر ...

در این کار به حدی سختگیرم که گاه مورد اعتراضِ برخی همکاران قرار می گیرم وقتی خبرهاشون رو به همین علت پس میدم تا بازنویسی کنند ...

انتشار خبرِ نادرست و اطلاع رسانی بر اساس شایعات به امید تکذیب و تصحیح های بعدی رو قبول ندارم ...

کاری که متأسفانه رویه ی بسیاری از مراکز خبری امروز ماست ...

در روزهایی که گذشت دو موضوع منو به این فکر وا داشت که در سال جدید بیش از پیش به اصول خبری ام پایبند باشم و خیلی بیشتر از قبل مراقب باشم ...

یک تجربه از دیگران هست که منم میتونم ازش درس بگیرم ...

گرچه خدا رو شکر در این موارد ملاحظه می کنم ...

و اون خبر پناهندگی شهید دانایی فر بود که یک سال تموم برخی رسانه ها درباره اش نوشتند و مایه ی عذاب خانواده اش شدند ...

نمیخوام بگم از خبرها چشمپوشی بشه ...

اما نحوه ی خبررسانی خیلی مهمه ...

این جور خبرها حتما باید تحلیلی باشه و با دلیل و مدرک کافی و الّا نباید بهش اهمیت داد چون میره تو سبدِ شایعات ... 

دیگری هم برای خودِ من اتفاق افتاد ...

می نویسم تا یادم بمونه که دوباره مرتکب این اشتباه نشم ...

یکی از منابع خبری معتبر که می شناسم خبری برام ارسال کرد که در وهله اول به درستی اش شک کردم ...

چاره اش یه سرچ ساده بود ...

اما نشد ...

چون منبع خبری دوم هم اینو فرستاد ...

خبری که قبلا هم بارها منتشر شده بود ...

احتمالا به خاطر ضیق وقت یا شاید کاهلی ناشی از سرچ های فراوانِ قبلی نشد که خودم هم تحقیق کنم ...

به منابع خبری ام اعتماد کردم و خبر رو منتشر کردم با آدرس ... 

بعد که متوجه نادرستی و کهنگی اتفاق شدم ؛ دوست نداشتنی ترین کار خبر رو انجام دادم یعنی تکذیب و تصحیح اون ...

و به منابع خبری قبلی هم اطلاع دادم ...

خبر موجود عجیبی هست ...

لحظه ای که متولد میشه می میره ...

خبر عمر نداره اما روح داره ...

نتایج و تأثیرات زیادی داره ؛ امید میده یا نا امید می کنه ، زخمی می کنه یا التیام می بخشه ، راهگشاست یا مشکل سازه ...

مثل هر کار دیگه ای باید مراقب بود ...

سپاس از دوست برای قاصدک ... 

خُب ...

اما برسم به سوالی که براتون تدارک دیدم ... :)

بهترین خبری که دوست دارید امسال بشنوید ، چیه ... ؟!؟

یک خبرنگار ...
۰۴فروردين

بدشانسی یعنی ؛

برنامه ریزی کرده باشی تعطیلات نوروز مطالبت رو از بلاگفا بیاری وب جدید ...

یهو با این صفحه مواجه بشی !! ... :|

یک خبرنگار ...
۰۳فروردين

" گُلِ بنفشه ی من ...

دوباره سر از خاک بر خواهد آورد ٬

دوباره روزی بهار خواهیم داشت " ... :(

نوشته بود :

" حضرت علی (ع) آن هنگام که کوثرِ پیامبر (ص) را در قبر می گذاشت ...

 آیه ۵۵ سوره طه را زمزمه می کرد :

شما را هم از این خاک آفریدیم و به این خاک باز مى‏ گردانیم و هم بار دیگر ( در قیامت) از این خاک بیرون مى ‏آوریم " ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۲فروردين

دیروز یکی از دوستان ازم پرسید : از نظر شما بهترین و بدترین خبر پارسال چی بود ... ؟؟

گفتم : به سوال شما جواب میدم اما یه خبر هست که هنوز ناراحتشم ...

اونم وضعیت مرزبان دانایی فر هست که سرنوشتش نامعلومه ... (+)

گفت : فوت شده دیگه ...

مولوی عبدالحمید گفته ...

گفتم : آره ...

اما پیکرش رو کسی ندیده ...

خبرهایی که این طور بی سرانجامند خیلی زجر آورند ...

دوستِ ما هم گفت : مثل قضیه امام موسی صدر کشش ندید لطفا ... 

امان از دست خبرنگارها ...

گذشت تا حوالی عصر امروز که اداره‌ کل روابط عمومی وزارت اطلاعات با صدور بیانیه‌ای از کشف و شناسایی پیکر شهید جمشید دانایی‌فر خبر داد ... (+)

پارسال همین موقع خبر شهادتش پخش شد ... (+)

و بعد تکذیب ... (+)

و بعد شایعات ... (+)

و باز هم خبر تأیید شهادتش ... (+)

و باز هم شایعات ... 

تا امروز که از انتقال پیکر شهید دانایی ‌فر از خاک پاکستان به کشور خبر دادند ... (+)

و دیگه اینکه : پیکر این شهید بزرگوار ، چهارم فروردین ماه در شهرستان هامون تشییع و به خاک سپرده میشه ... (+)

روحش شاد ... 

دوستانِ خوبم اگر حرف یا نظری دارید – در صورت تمایل – در پُستِ گروهبان بنویسید ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۲فروردين

سلام دوستان ...

شی می عید مبارک بی بی ... :)

کمی از دید و بازدیدهای نوروزی که کم بشه ؛ ان شاءالله بداهه ای خواهم نوشت ...

موضوعش فعلا بماند ... :))

کلی خبر و سوژه داشتیم تو این چند روز ...

سر فرصت بهش خواهیم پرداخت ...

 لینک نگار - حتی المقدور - بروز میشه ...

از دوستانِ عزیزی که لینک پیشنهاد می کنند ، صمیمانه تشکر می کنم ...

و همه ی خوبانی که تبریک سال نو نوشتند ...

و از جنابِ رئیس جمهور که همچنان به ما لطف دارند !! ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۱فروردين

رهبر انقلاب سال ۹۴ را سال دولت و ملت ، همدلی و همزبانی نامگذاری کردند ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۱فروردين

یک خبرنگار ...