سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

..................................................
" یا رب نظر تو برنگردد " ...
..................................................

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۵۵ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

۲۷آذر

آخ آخ آخ ...

وبلاگ بیچاره من !! ... :(

آمارگیر میگه :

امروز هیشکی اینجا نبود ... !!؟؟

البته هیشکی هیشکی هم که نه ... !!

خودم یکی چند باری اومدم ...

خزنده ها هم که مهمان همیشگی اند !! ... :|

و یکی چند دوست هم از اینجا تشریف آوردن وب بلاگفا ...

این وضعیت - البته - قابل پیش بینی بود ...

دنبال کنندگان که آپ جدیدی از ما مشاهده نمی کنند ...

لینک های ارجاع دهنده هم یه راست میان سوژه نگار دات آی آر ...

دامنه ir رو که به بلاگفا انتقال دادم ...

خیلی از آرشیو مطالبم ناقص شد ...

به خصوص از طریق عبارات جستجو شده ...

در سیستم وبدهی بلاگ بیان ؛

دامنه اختصاصی اصلی که داشته باشی ملاک موتورهای جستجو خواهد بود ...

با قطع اتصال دامنه تغییری در محتوا و ظاهر سایت ایجاد نمیشه ...

و مطالب ، نظرات ، قالب و غیره در سایت حفظ خواهد شد ...

ولی به جایگاه شما در موتورهای جستجو لطمه وارد میشه !! ... :/

برای همین هست که سوژه نگار با آدرس blog.ir ...

که در یک سال گذشته زیر دامنه بود ...

در حال حاضر جایگاهی در موتورهای جستجو نداره ... 

و این تغییر آدرس صفحات وبلاگ در موتورهای جستجو ...

احتمالا مدت زیادی طول بکشه ...

یک خبرنگار ...
۲۰آذر

 کوتاه نوشت :

دوستان خوبم ...

سوژه نگار از امروز در بلاگفا بروز میشه ...

در صورت تمایل کلیک رنجه بفرمائید ...

یک خبرنگار ...
۲۰آذر

سلفی کبوتر با حرم ... :)

یک خبرنگار ...
۲۰آذر

خدا هیچ بنی بشری رو گرفتار آنفلوانزای روحی نکنه ... !!

یک خبرنگار ...
۱۹آذر

در تقویم های ما 28 ماه صفر به مناسبت رحلت حضرت رسول اکرم (ص) تعطیل هست ...

در این روز سالروز شهادت امام حسن مجتبی (ع) هم ثبت شده ...

حال آنکه بنا بر قول معتبر هفتم ماه صفر سالروز شهادت امام دوم شیعیان هست ... (+)

برخی از تقویم ها این مهم رو لحاظ کرده اند و بسیاری ؛ نه ...

این مشکل درباره ولادت امام موسی کاظم (ع) هم هست ... (+)

رسانه ها ، مردم ، علما و محبان اهل بیت (ع) در این مورد هماهنگ نیستند ... 

متولیان فرهنگی این مناسبت رو هنوز بر اساس نظر علما اصلاح  نکرده اند ...

چند سالی هست که ؛

درباره این دوگانگی و بی تفاوتی مسوولان فرهنگی کشور می نویسیم ...

نمی دونم این وضع تا کی ادامه داره ... ؟!؟

و اصولا چرا به این قضیه توجه نمیشه ... ؟!؟!

یک خبرنگار ...
۱۹آذر

سالروز رحلت پیامبر اخلاق و مهربانی ها ؛

حضرت محمد (ص) تسلیت ...

یک خبرنگار ...
۱۸آذر

سنگ ‌هایِ با هم ...

می ‌شوند ،

یک کوهِ تنها ...

یک خبرنگار ...
۱۸آذر

 

مدت زمان: 1 دقیقه 19 ثانیه ...

دیرین دیرین ...

این قسمت : مال مردم خور ...

مال مردم خوری هستم شاکی ...

- از کی ... ؟!؟

از مردمانی که دیگر مالی برایشان نمانده ... !!

حال چه خورم ، ای وی ... !؟!؟

- بیا اندک مال مانده مرا خور ... !

یارانه این ماهم است ... 

خـــــــــــااااارچ ... !!

این که ته دلم را هم نتوانست بگیرد ... !!

حال چه خورم ، ای وی ... !؟!؟

- اندکی صبر ...

بهبود اوضاع اقتصادی نزدیک است ... !!

آنگاه می توانی به اموال مردم خوری ات ادامه دهی ... !!

وی باید بهش می گفت :

کارد به اون شکمت بخوره که سیر نمیشی از مال مردم خوردن !! ... :|

یک خبرنگار ...
۱۷آذر

یادش بخیر ...

مرحوم منوچهر نوذری رو میگم ...

تیتر به یاد شادی‌ آفرین صبح جمعه‌ ها رو که دیدم  ...

متوجه شدم 16 آذر ماه سالگرد وفاتش بوده ...

دوبلور ، بازیگر و مجری معروف و محبوب رادیو و تلویزیون بود ...

و مجری مسابقه هفته از شبکه یک سیما ...

عاشق این برنامه بودم ... (+)

یه دفتر مخصوص داشتم برای این مسابقه تلویزیونی ...

هر سوالی که از شرکت کننده ها می پرسید رو ... 

اگر بار اولی بود که می شنیدم ...

در اون دفتر یادداشت می کردم تا یاد بگیرم ...

هم سرگرمی بود هم آموزشی ...

پُر از اطلاعات عمومی ...

با اون سوال معروفِ از کی بپرسم ؟! ... :)

مرحوم نوذری نقش های جالب ، به یاد ماندنی و دوست داشتنی ...

در برنامه رادیویی صبح جمعه با شما - هم - داشت ...

آقای ملوّن ، دست و دلباز ، زرگنده و ...

یادش بخیر ...

صبح های جمعه ...

بارونی یا آفتابی ، فرقی نمی کرد ...

رادیو رو میذاشتیم وسط ایوون خونه ...

صداش به همه جا می رسید ...

اتاق ها ، حیاط ، باغچه ها ...

حتی تا کنار تاب زیر درخت ها ...

همه با هم گوش می دادیم ...

برنامه ای که با این شعر تموم می شد :

ز حق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی ... 

چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی ...

کوچه اقاقیا رو هم دوست داشتم ...

مجموعه داستانی که اوائل دهه 80 پخش می شد ...

یکی چند باری هم ...

در زیباکنار انزلی موقع جشنواره و سمینارهای رادیویی از نزدیک دیده بودمش ...

گرچه آخرین بار بسیار بدحال و مریض بود ... 

زنده یاد منوچهر نوذری ...

16 آذر 1384 بر اثر بیماری ریوی و عفونت کلیوی در بیمارستان مدرس تهران درگذشت ...

روحش شاد ...

یک خبرنگار ...
۱۷آذر

شکلات مورد علاقه من در پاییز سرد امسال ...

همینطوری یهویی برای یادگاری ...

یک خبرنگار ...
۱۷آذر

به نظر شما این تصویر یک دایره است ... ؟ 

روان شناسان می‌ گویند : 

پاسخ شما به این سوال می ‌تواند حاکی از دیدگاه‌ های سیاسی و اجتماعی شما باشد ...

درباره من درست بود ... !!

البته با یه نمره ارفاق به روان شناسان ! ... :)

یک خبرنگار ...
۱۷آذر

برادران ایرانی جوان برتر سال 2015 اروپا شدند ... (+)

دو برادر ایرانی جایزه جوان برتر سال 2015 اروپا رو به دست آوردند ...

علی و محمد حسن محمدی دو برادر 27 و 28 ساله ایرانی ساکن سوئد موفق شدند ...

جایزه جوان سال اروپا رو از میان هزاران شرکت کننده از کشورهای اروپایی از آن خود کنند ...

اختراع این دو برادر ایرانی Complex Disease Detector نام داره ...

که در واقع سیستمی منحصر به فرد برای تشخیص بیماری های مرگبار ...

مانند بیماری های قلبی و سرطان در مراحل اولیه است ...

این دو جوان ایرانی در ماه اکتبر 2015 نیز ...

موفق به دریافت جایزه نو آوری و دیپلم افتخار آلفرد نوبل ...

و همچنین در سال گذشته موفق به کسب مدال طلا ...

و عنوان برترین مخترعان جهان در سال 2014 در حوزه سلامت الکترونیک شده بودند ...

یک خبرنگار ...
۱۶آذر

به دنبال شیوع آنفلوانزا h1n1 در استان کرمان ...

اقدامات پیشگیرانه و مقابله ای همچنان ادامه دارد ... (+)




یک خبرنگار ...
۱۶آذر

یک خبرنگار ...
۱۶آذر

پ.ن :

تصویر امروز بلاگفا ... 

ئه ... !!

چه تند تند تصویر صفحه اولش رو عوض می کنه ؟!!؟ ... :)

تولدش مبارک ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۶آذر

" زمان ؛

غارتگر عجیبی است ...

همه چیز را بی اجازه می برد ...

جُز حس دوست داشتن را " ...

یک خبرنگار ...
۱۵آذر

تصویر امروز بلاگفا ... :)

" از هر طرفی که گوش کردم ...

آواز سوال حیرت آمد " ...

حافظ  ...

یک خبرنگار ...
۱۵آذر

رئیس اتاق بازرگانی تهران :

بزرگترین رکود 35 سال اخیر بر اقتصاد حاکم شده است ...

دبیر مجمع تشخیص مصلحت : 

دولت انسجام اقتصادی و توان لازم را برای خروج از رکود ندارد ...

تیتر امروز روزنامه جوان :

دولت برای رکود عمیق برنامه ندارد ...

منتقدان و همراهان دولت همصدا شدند ...

این روزها حتی همراهان و موافقان دولت به رکود اقتصادی معترفند ...

و چنین طرحی را در شبکه های اجتماعی خود به اشتراک می گذارند ...

 که به ناتوانی دولت برای حل صد روزه یا حتی چند صد روزه رکود اقتصادی کنایه می زند ...

یک خبرنگار ...
۱۴آذر

خبرگزاری میزان امروز از قول صبا کمالی ؛ بازیگر - نوشت :

بابت هر پاسخ منفی که به پیشنهاد وقیحانه تهیه کنندگان دادم ...

5 سال به عقب پرت شدم ...

وی با بیان اینکه چند سالی است کارهای سینمایی انجام نمی دهد ، گفت :

یک مقدار شرایط کاری وقیحانه شده است ...

و من در شأن خودم نمی بینم که به سمت بازیگری پیش بروم ...

مگر اینکه فضا خوب شود و کیفیت کارها افزایش پیدا کند ...

این بازیگر با انتقاد از برخی تهیه کنندگان افزود :

امیدوارم شرایط درست شود ...

اما باید بگویم که من بابت هر جواب ردی که به پیشنهاد وقیحانه تهیه کنندگان دادم ...

آنها مرا 5 سال به عقب پرت کردند ...

یک مشت موجودات حقیر که اسم دیگری را روی آنها نمی توان گذاشت ...

تا یک جایی می توانستم با آنها کار کنم یک جایی با آنها مقابله کردم ...

حتی وکیل هم گرفتم حقم را هم گرفتم ...

اما باید بگویم بازیگری که از این روش استفاده می کند او را حذف می کنند ...

و اجازه کار به او نمی دهند ...

این اولین بار نیست که یک بازیگر درباره پشت پرده فساد در سینما افشاگری می کنه ...

غیر از مصاحبه جنجالی فرج الله سلحشور در پاییز سال 90 ...

تعدادی از بازیگران کشور – هم – به این مسائل پرداخته اند ...

از پرستو صالحی و ماهایا پطروسیان گرفته ...

تا مرجان محتشم ، مجید مظفری ، محمد علی کشاورز ، امین تارخ  ...

صدف طاهریان  ، فقیهه سلطانی و ...

رد یا تایید این حرف و حدیث ها کار ما نیست ...

اما گسترش فساد اخلاقی در جامعه و نبود امنیت برای زنان موضوع مهمی است ...

که نباید نادیده گرفته بشه ...

به خصوص از طرف نهادهای نظارتی و مراجع ذی صلاح ...

حفظ امنیت و سلامت محیط های کاری دغدغه کمی نیست ...

این امر اون قدر اهمیت داره ...

که از علاقه و عشق به شغلی که داری بگذری یا از رشد و پیشرفت های ظاهری اش ...

در همین ماه گذشته گفتگویی مشابه در این مورد با چند همکار داشتیم ...

دقیقا در اون صحبت ها - هم - به عقب ماندن ، حذف شدن ...

یا چشم پوشیدن برخی از دختران و زنان از توانمندی ها و پیشرفت های کاری ...

در انواع مشاغل جامعه اشاره شده بود ...

هر چه می گذره ...

بیشتر به این حدیث رسول اکرم (ص) می رسم که فرمود :

در آخر الزمان نگه داشتن دین مانند گرفتن آتش در مشت است ...

خداوند عاقبت همه ما رو ختم به خیر کنه ...

یک خبرنگار ...
۱۴آذر

" زندگی آرام است ...

مثل آرامش یک خواب بلند " ...

یک خبرنگار ...
۱۴آذر

"سلام ،

که نام خداست ...

مفهوم زندگی ست ...

برای آنها که

به انگیزه مهربانی زندگی می کنند " ...

یک ظهر سرد و بارونی ...

یک خبرنگار ...
۱۴آذر

" گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو ...

آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست " ...

مولوی ...

یک خبرنگار ...
۱۳آذر

" همیشه ماه به حوض می آید ...

تا ماهی ها را به آسمان ببرد " ...

یک خبرنگار ...
۱۳آذر

یک خبرنگار ...
۱۳آذر

یادم نیست کی این صفحه رو بوکمارک کرده بودم ؟!؟ ... (+)

دیشب موقع حذف و اضافه فولدرهای مرورگر دیدم هنوز نخوندمش ...

قبلا ها فهرست باید بخوانم من پُر بود از کتاب و مجله و روزنامه ...

الان ها لینک و آدرس های اینترنتی هست ...

که برای خوندن در فرصت مناسب در حافظه مرورگر ذخیره میشه ...

چند خواهر و برادر معمولی ...

CTRL+D ...

گرچه همین یه مطلب کافی بود ...

تا بیشترِ یادداشت‌ های یک طلبه رو - بعدا - با اینترنت گوشی همراه بخونم ...

خانه شماره یک ...

نصف شب است ، مهدی سرش را بالا می‌ آورد ...

و فاطمه سادات که معصومانه خوابیده است را تماشا می‌ کند ... 

از روی میز کنار تخت گوشی موبایلش را در می‌ آورد ...

و سرش را در گوشی فرو می‌ کند ...

پیامکی می ‌نویسد :

بیداری خوشگل ؟ ارسال می‌ کند به مهندس علوی ...

دوباره فاطمه سادات که معصومانه خوابیده است را تماشا می‌ کند ...

ارتباطات مجازی ...

حد و حدود های ارتباط با نامحرم در فضای مجازی ...

به خصوص رعایت حریم خصوصی افراد ...

موضوعی نیست که بشه بهش بی تفاوت بود ...

از دنیای متاهل ها خبر ندارم ...

این متن رو که خوندم – واقعی باشه یا برگرفته از تخیل ...

فراگیر باشه یا انگشت شمار ...

خیلی سوالات به ذهنم اومد ...

متاهل که شدید یعنی متعهد شدید ...

رشته محبتتون رو فقط به ضریح دل همدیگه ببندید ... 

خیانت که شاخ و دم نداره ... 

وقتی دلبر داری باید از بقیه دل برداری ...

این حرفای قشنگ فقط برای لایک کردن نیست ...

رعایت محرم و نامحرم ...

حجب و حیا و عفت داشتن هم متاهل و مجرد نداره ...

مجرد بودن – هم – مجوزی برای هر حرف و سخن و ارتباطی نیست ...

بارها در این مورد نوشتیم ، بحث و گفتگو کردیم ...

حتی یکی از دوستان - سال گذشته - این موضوع رو به شکل مبسوطی تحلیل کرد :

متاسفانه با پیشرفت علم و تکنولوژی برخی از حریم ها پس رفت می کند ...

و این  عقب گرد یا ایستایی اخلاق ، خیزشی ناملموس دارد ... 

فرآیند عادی سازی در این راستا شاید به این دلیل باشد ...

که چون افراد همدیگر را نمی بینند ...

پس مجاز هستند کشف حجاب گفتاری داشته باشند ...

به تعبیر دیگر اینکه در فضای مَجازی همه کاربرها مُجاز هستند ...

تا به بیان اندیشه هایشان بپردازند ...

با این توجیه که قید و بندهای رفتاری و اخلاقی برای دنیای حقیقی وضع شده است ...

برنامه های ارتباطی با همه خوبی هایی که دارند ...

به عادی سازی روابط میان آحاد مختلف جامعه منجر می شوند ...

در پی همین عادی سازی ها بدعت های کلامی ، فرهنگی ...

و گاها فکری به شکل تدریجی نمایان خواهد شد ...

به تصور بسیار از کاربران ؛ 

اگر بخواهیم پیوندی میان عالم حقیقی و فضای مجازی برقرار کنیم ...

شاید امری نا ممکن باشد ...

چرا که تصور ما این است که این دو جهان کاملا مجزا هستند ...

و ارتباطی با یکدیگر ندارند چون طول ، عرض و ارتفاع یا ماهیت مادی ندارند ...

و رابطه ای طولی که در امتداد هم باشند میانشان برقرار نیست ...

دقیق تر اینکه این دو دنیا به موازات هم پیش می روند ...

و هیچ فصل اشتراکی ندارند که بر یکدیگر اثر بگذارند ... 

اگر چه این استدلال ها عقلانی هستند ...

اما باید به گفتاری از مولا علی (ع) هم توجه داشت که می فرمایند : 

" مراقب افکارت باش که گفتارت می‌ شود ... 

مراقب گفتارت باش که رفتارت می‌ شود ... 

مراقب رفتارت باش که عادتت می‌ شود ... 

مراقب عادتت باش که شخصیتت می‌ شود ... 

مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می‌ شود " ...

گاهی از سر غلفت یا ناآگاهی ممکن است این رفتارها را انجام بدهیم ... 

اما یادمان باشد این سخنان آن چنان موشکافانه و منطقی است ...

که بی شک هر عقل بی اعوجاج  و هر قلب سالمی را به کرنش و لرزه در می آورد ...

قرآن نیز در همین باره آیه ای دارد :

از چیزى که بدان علم ندارى (در مرحله اعتقاد و گفتار و عمل) پیروى مکن ...

زیرا گوش و چشم و دل ، هر یک مورد سؤال قرار خواهند گرفت ...

(از انسان درباره کارهاى آنها و از آنها درباره کارهاى خودشان مى‏ پرسند) ...

دوست ندارم کامنتی در این مورد بخونم ...

این پُست رو برای تبادل نظر ننوشتم ...

در همین جامعه آماری کوچک ...

نظرات خیلی از دوستان رو - پیش تر - در عمل و رفتارشون دیدم ...

چه آنها که سال هاست محترمانه فقط خواننده اند و همراه ...

چه آنها که با کوچکترین تذکری واکنش های نامناسب نشون دادند ...

تکلیف آنها که بی قید و بند زندگی می کنند روشنه ...

اما لغزش آنها که بر مبنای دین در این فضا ها حضور دارند قابل هضم نیست ...

صفر و صد بودن آدم ها رو – هم – قبول ندارم ...

اینکه تا چند مورد استفاده ناروا از این محیط ها رو شاهد مثال میاری ...

کلا فضای مجازی رو زیر سوال ببرند و همه رو به یک چشم ببینند ...

مثل فساد در سینما ، ورزش یا هر بخش دیگری ...

رعایت حلال و حرام خیلی سخت نیست ...

توجه به حد و حدود ها هم ...

کافیه هر کسی شخصیت واقعی خودش رو فراموش نکنه ...

مسوولیت های فردی و اجتماعی اش رو هم ...

مشکل از جایی شروع میشه که فرد پیش خودش تصور می کنه ...

من فرق می کنم ...

همین تفکر و تصورات هست که افراد رو به بیراهه سوق میده ...

برخی مشکلات بشر فقط قابل پیشگیری اند ...

دچارش که شدی جبران کردنی نیست ...

برای همین هست که باید به همدیگه تذکر داد ...

به موقع هم گفت ...

امر به معروف و نهی از منکر کرد ...

تا جامعه ، خانواده و محیط به سمت سقوط پیش نره ...

خداوند عاقبت همه ما رو ختم به خیر کنه ...

یک خبرنگار ...
۱۲آذر

" قلبت را ...

آن قدر از عاطفه لبریز کن ...

که اگر روزی افتاد و شکست ...

همه جا عطر گل یاس پراکنده شود " ...

یک خبرنگار ...
۱۲آذر

زیارت کربلا ؛

 میراث شهدای دفاع مقدس برای جهانیان است ... (+)

کربلا ما را نیز در خیل کربلائیان بپذیر ... 

ما می آییم تا بر خاک تو بوسه زنیم و آنگاه روانه‌ دیار قدس شویم ... (+

کربلا کربلا ما داریم می آییم ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۱آذر

یازده آذر ماه امسال با اربعین حسینی همزمان شد ...

این تقارن برای من قابل توجه هست ... 

نام و یاد میرزا کوچک خان ...

همیشه برام مساوی با آرمانگرایی و آزادیخواهی بوده و هست ...

مانند آزادگی سرور و سالار شهیدان ؛ امام حسین (ع) ...

در اینجا قصد قیاس و تطابق نهضت جنگل با قیام عاشورا رو ندارم ...

چون نه اطلاعات تاریخی اش رو دارم نه مستندات اجتماعی ...

اما یک نکته هست ...

میرزا کوچک خان یاران یکرنگی نداشت ...

نفاق و دو رویی برخی از اطرافیانش بزرگترین مانع برای پیشبرد اهدافش بود ...

و خیانت به ظاهر دوستان ...

مثل امام حسین (ع) ...

که یاران باوفایی داشت اما بسیاری از دعوت کنندگان ایشان صادق نبودند ...

خائن بودند و دو رو ...

دنیای امروز ما - هم - پُر از آدم هایی هست که یکرنگ نیستند ...

تکلیفشون با خودشون روشن نیست چه برسه با دیگران ...

چندی پیش دوستی فایل صوتی سخنرانی یه بنده خدایی رو برام فرستاد ...

برخی مطالبش جای بحث داشت ...

اما یه حرف ناب داشت همون سخنرانی ...

اینکه جامعه ما چوب آدم هایی رو میخوره که رو راست نیستند ...

اینها کسانی هستند که همه رو میخوان داشته باشند ...

روضه امام حسین (ع) میرن و گریه می کنند ...

پارتی و عروسی های مختلط میرند و می رقصند ...

با شراب خور خوش و بش می کنند ...

به نماز شب خون هم التماس دعا میگن ...

یه رنگ نیستند ...

خودشون رو همرنگ و همزیست با هر گروه و جماعتی در میارند ...

هیهات از منافق و چاپلوس و زبان باز ...

رد پای این آدم ها همه جا هست ...

در همین فضای مجازی هم کم نیستند ...

اینها مانع رشد جوامع هستند ...

همین ها با نفوذ و نفاق و تزویر بزرگترین خیانت ها رو به آزادگان تاریخ کردند ...

پُشت سر امام علی (ع) نماز خوندند ...

و سر سفره معاویه ناهار خوردند ...

به امام حسین (ع) العجل العجل گفتند ...

و در سپاه یزید به روی امام (ع) شمشیر کشیدند ...

خودشون رو دوستدار نهضت جنگل نشون دادند ...

و در نیمه راه میرزا کوچک خان رو تنها گذاشتند ...

اینها - خائنین و منافقان و نفوذی ها - روسیاهان تاریخ هستند ...

و تاریخ ، جریان عجیبی است ... 

نگذاشت و نخواهد گذاشت ... 

میرزا کوچک ‌خان‌ ها و ... 

همچنان که غریب مُردند ، غریب بمانند ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۰آذر

یک خبرنگار ...
۱۰آذر

" از سر کشته خود می‌ گذری همچون باد ...

چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد " ...

حافظ  ...

یک خبرنگار ...
۱۰آذر

پی نوشت :

از یه طرف ؛

تکریم سالمندان و بزرگ تر ها ...

از طرف دیگه ؛

مسبب یه دعای خیر ...

یک خبرنگار ...
۰۹آذر

سیب زمینی ، پیاز ، گوجه فرنگی ، مرغ ، شیر ، نان ، مرکبات و ...

اینها بازیگران نقش اول سریال های تکراری هر ساله کشور ما هستند ...

از گران ، کمیاب یا نایاب شدنشون گرفته ...

تا احتکار ، کمبود ، فاسد شدن یا نابود کردن آنها ...

سوژه هایی که هر بار درباره اش نوشتیم و نوشتند ...

اما فقط سیاهه ای شد و در تاریخ ماند ...

دریغ از رفع و ریشه یابی مشکل ...

در هفته هایی که گذشت ؛

احتمالا خبر دفن 1700 تن سیب زمینی در استان فارس رو شنیدید ... (+)

به علت کیفیت پایین این محصول و فاسد شدن آن ...  !!!

یا برای جلوگیری از کاهش قیمت ... !!

یا هر توجیه و بهانه دیگری ... !

امروز هم خبر افزایش قیمت گوجه فرنگی ...

از کیلویی 5 تا 7 هزار تومان ... (+)

هر پاسخ و دلیلی که از سوی مسوولان امر - در این موارد - می خونیم یا می شنویم ...

حکم عذر بدتر از گناه رو داره ... 

چرا ... ؟!؟!

مثلا در باب سیب زمینی ؛

در آستانه انتخابات سال 88 ...

که دولت نهم به بهانه تنظیم بازار و برای جلوگیری از معدوم شدن صدها تن سیب زمینی ...

اونا رو بین خانواده های نیازمند توزیع کرد ...

و جنجالی - مشابه همین روزها - با عنوان خرید رأی با سیب زمینی برپا شد ...

اگر وزارت جهاد کشاورزی و دستگاه های مرتبط ...

همون موقع ، فکری اساسی برای رفع این مشکل می کردند ...

امسال همان داستان از جهتی دیگر تکرار نمی شد ...

چرا راه دور بریم ... ؟!؟

از قدیم گفتند : جلوی ضرر رو هر وقت بگیری منفعته ...

یعنی همین حالا همه ...

وزیر و وکیل و مدیر فلان انجمن و رئیس بهمان سازمان ...

به جای اعتراض و داد و قال و پرتاب گوجه و سیب زمینی به سوی هم ...

برای کسب شهرت ، رأی یا هر چی ...

بهتره چاره ای بیندیشند ...

تا این مشکل در سال های بعد تکرار نشه ...

مثل مدیریت صحیح برای ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا و ...

البته که این یک بیماری ، عیب یا معضل قدیمی در کشور ماست ...

هیاهوی بسیار در هنگام بروز یک مشکل ...

بهره برداری و سوءاستفاده از آن برای منافع شخصی ، گروهی و جناحی ...

بدون توجه به برنامه های توسعه در سطح کلان و حفظ منافع ملی کشور ...

از بسیاری مشکلات اقتصادی و هنری و ورزشی گرفته ...

تا خیلی آسیب های اجتماعی و فرهنگی و مذهبی ...

مثال ها و مصادیق فراوان که لازم به ذکر نیست ...

بس که عیان و ملموس هست برای همه ما ...

همین قدر باید گفت که کاری اگر هدفمند و با برنامه جلو بره ...

نه تنها چنین مشکلاتی رو نخواهد دید ...

بلکه سنگ اندازی و کارشکنی دلال ها و باندهای مافیایی ...

و خیلی موانع دیگر رو هم پیش بینی و خنثی می کنه ...

دولت ، مجلس و نهادهای متولی امر – در هر دوره ای ...

اگر همت و اراده رفع این مشکلات تکراری رو داشته باشند ...

وقت و سرمایه و انرژی آنها صرف چنین جنجال های بی نتیجه ای نخواهد شد ...

یک خبرنگار ...
۰۹آذر

آسمان امروزِ رشت ابری ...

هوای حوصله ما هم ...

پیشنهاد به دوست :

قدم زدن در مسیر بازگشت ...

در این بعد از ظهر پائیزی ...

هان ... !

چه خبر آوردی ... ؟!؟

زندگی ؛

تکرار پاییز است که باید دید و رفت ...

یک خبرنگار ...
۰۹آذر

" ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی " ...

سعدی ...

یک خبرنگار ...
۰۸آذر

امروز ،

تروریسم درد مشترک ما و شما است ...

نامه رهبر انقلاب اسلامی به عموم جوانان در کشورهای غربی‌ ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۸آذر

" خدایا ؛

هدایتم کن

تا به این باور برسم

 که جواب بعضی از دعاهایم صبر است " ...

یک خبرنگار ...
۰۸آذر

یک خبرنگار ...
۰۸آذر

یک خبرنگار ...
۰۸آذر

دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور می کردند ...

بین راه بر سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و کار به مشاجره کشید ...

یکی از آنها از سر خشم بر چهره دیگری سیلی زد ...

دوستی که سیلی خورده بود سخت آزرده شد ...

بی آنکه چیزی بگوید ، روی شن های بیابان نوشت : 

امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد ... 

آنها به راهشان ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند ... 

تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و کنار برکه آب استراحت کنند ...

ناگهان شخصی که سیلی خورده بود ، لغزید و در آب افتاد ...

چون شنا بلد نبود نزدیک بود غرق شود ...

اما دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد ... 

این بار بر روی سنگی حک کرد : 

امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد ...

دوستش با تعجب پرسید : 

چرا وقتی سیلی ات زدم ، بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ... !؟

وی پاسخ داد :

وقتی دوستی تو را ناراحت می کند ...

باید روی شن های صحرا بنویسی تا بادهای بخشش آن را پاک کنند ... 

ولی وقتی به تو خوبی می کند ...

باید آن را روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد ...

یک خبرنگار ...
۰۷آذر

به قربان اخلاق مولایی تو ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۷آذر

 

مدت زمان : 1 دقیقه 31 ثانیه

پی نوشت :

تشکر از خواهرم برای ارسال این آیتم نوستالژیک ...

آهنگ و تصاویری که یاد بچگی ها رو زنده می کنند ...

یک خبرنگار ...
۰۷آذر

تلاش

برای فراموش کردن ؛

رنج آور ترین کار دنیاست ...

یک خبرنگار ...
۰۶آذر
یک خبرنگار ...
۰۶آذر

" امتحان کردم ببینم سنگ می فهمد تو را ...

از تو گفتم با دلم ، کوتاه آمد گریه کرد " ...

کاظم بهمنی ...

یک خبرنگار ...
۰۶آذر

یک خبرنگار ...
۰۵آذر

یک خبرنگار ...
۰۵آذر

روزی که بیان درباره هرزنامه ها پُست گذاشت به کشفیات جالبی دست یافتیم ... 

مثل برخی از کامنت های گمشده و غیب شده دوستان ...

یا بعضی از نظرات مناسبتی آنها ...

تبریک و تسلیت ها ...

منم اون وقتا که بیشتر کامنت می نوشتم ...

چند تایی از این کامنت هام نرسیده بود ...

الان که دیگه کامنت نویسی ما به حداقل رسیده ...

برخی هم شامل دعوت نامه ها ، احادیث و متن هایی بود ...

که تعدادی از وب نویسان - بدون توجه به مطالب - برای بسیاری از وب ها ارسال می کنند ...

خیلی از کامنت ها که در صندوق هرزنامه ها پیدا شدند ...

به واقع هم - غیرقابل نمایش بودند ...

کامنت های ناشناس ، نامفهوم ، تبلیغاتی ، توهین به اشخاص و افراد و قومیت ها و ...

و حتما منم اونا رو - طبق قوانین وبلاگ - نمایش نمی دادم ...

نکته درباره هرزنامه ها زیاده ...

فعلا به همین مقدار بسنده می کنم ...

یه نکته عجیب هم در مورد دنبال کنندگان می خواستم بنویسم ...

که بهتره صرف نظر کنم ...

یک خبرنگار ...
۰۵آذر

" حکایت عجیبی است ...

به شب که می رسیم ...

دردهایمان به روز می شود " ...

مهدی موفق ...

یک خبرنگار ...
۰۴آذر

 

رهبر انقلاب :

" بسیج برای جوانان ، شور آفرین است ... 

برای دوستان ، امید آفرین است ...

برای دشمنان ، بیم‌ آفرین است " ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۳آذر

" خوب کردی که رخ از آینه پنهان کردی ...

هر پریشان نظری لایق دیدار تو نیست " ...

صائب تبریزی ...

یک خبرنگار ...