بی حوصلگی
دوشنبه, ۱۳ اسفند ۱۴۰۳، ۱۰:۱۸ ب.ظ
رفته بودیم شهرداری رشت برای خرید پارچه، بزازی تاریک بود، چون برق قطع شده بود.
دیگه کار هر روز مملکت شده؛ شایدم روزی چند بار!
کل بازار و پاساژها، همه منتظر بودند؛ یا کارتخوانها کار نمیکرد یا سیستمها قطع بود یا گیر و گرفتاری دیگه!
حیف این مردم، حیف این عمر که مثل برق و باد میگذره!
کمی زیر آسمان ابری شهرداری قدم زدیم، تا علم الهدی هم رفتیم.
حوصله نداشتم حتی یک عکس بگیرم از آن همه زیبایی همیشگی.
از ناشکری نیست، اینو مطمئنم، چون هنوزم خوشحالم که در این هوا نفس میکشم.
به نظرم میاد اقتضای سن باشه.
حوصله این همه بیحوصلگی رو هم ندارم!