سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سلام خوش آمدید

درباره افراط در عکس سلفی گرفتن چند باری نوشته ایم ... (+)

اولین بار به بهانه سلفی یکی از تشییع کنندگان با پیکر مرحوم سیمین بهبهانی ! ... (+)

مطلب – فعلا - به لطف بلاگفا از دسترس خارج شده ... (+)

این روزها - باز هم - سلفی گرفتن های بیجا در مراسم تشییع یا سوگواری باعث تأسف و تکدر خاطر برخی از هموطنان شده ... (+)

خوشبختانه خیلی ها آداب اجتماعی رو می دونند ...

و این نکات رو رعایت می کنند ...

اما سلفی گرفتن های بی موقع و نامناسب معدود افراد در این اجتماعات - اون قدر زشت هست که نمیشه ازش گذشت ...

ضمن اینکه این مسأله فقط مختص ایران نیست ...

برخی متخصصان آسیب ‌شناسی و روانشناسان هشدار داده اند:

این کار به بروز اختلالات روانی جدی منجر خواهد شد ... (+)

خیلی اوقات تلفن های همراه فرصت و لذت نگاه کردن به اطراف رو از ما می گیرند ...

در این عکس مردم برای دیدن یک هنرپیشه جمع شده اند ...

آرامش نگاه اون خانوم سالمند رو ببینید ...

شاید تنها کسی که قدر لحظه رو میدونه ...

به قول شاعر:

" گر شبی در خانه جانانه مهمانت کنند ...

گول نعمت را مخور مشغول صاحب خانه باش " ...

  • ۱۱ مهر ۹۴ ، ۲۳:۲۶
  • یک خبرنگار ...

"شریف کسی است که فرمانبرداری تو او را شرافت بخشیده باشد" ... (+)

  • ۱۱ مهر ۹۴ ، ۰۸:۲۵
  • یک خبرنگار ...

"باز هم یک جمعه بدون تو،

باز هم همان تلخکامی قدیمی؛

و باز هم قلبی مالامال دلتنگی ...

در عصری که بدون تو به غروب متصل می شود" ...

  • ۱۰ مهر ۹۴ ، ۱۷:۳۷
  • یک خبرنگار ...

سرنوشت 241 زائر ایرانی فاجعه منا همچنان نامعلوم است ... (+)

"خبرترین خبر روزگار بی‌ خبری است" ... 

  • ۰۹ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۵
  • یک خبرنگار ...

پُست قبلی در گرامیداشت یاد مولوی؛ شاعر بزرگ ایرانی بود ...

و در بازخوانی که داشتم متوجه شدم قرار پانصدمین پُست سوژه نگار در بلاگ بیان بوده ...

یادش به خیر ...

پُست صدتایی ها رو میگم ...

یکی از دوستان خوب ما از اختصاص عدد هزار به هزارمین پُستش در یک وب سایت خبر داده بود ...

اون روز در جوابش نوشتم:

هزارمین پُست ... 

نور علی نور هست ...

اما چه طاقت و مداومتی میخواد که آدم به اون مرتبه برسه ... ؟!

و امروز بعد از حدود 8 ماه از اون تاریخ طاقتی از من طاق شد در این وبلاگ ...

که به قول بهشت درون بزرگوار: بماند ... 

این مطلب ثبت شد فقط برای تشکر از حضرت دوست ...

هم او که به قول مولوی خطاب به ما فرمود:

"جانا به غریبستان چندین به چه می‌ مانی ...

باز آ تو از این غربت تا چند پریشانی ... 

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم ... 

یا راه نمی ‌دانی یا نامه نمی ‌خوانی" ... (+)

  • ۰۸ مهر ۹۴ ، ۲۱:۳۲
  • یک خبرنگار ...

"ای دوست قبولم کن و جانم بستان ...

مستم کن و از هر دو جهانم بستان ...

با هر چه دلم قرار گیرد بی تو ... 

آتش به من اندر زن و آنم بستان" ... 

  • ۰۸ مهر ۹۴ ، ۱۴:۴۲
  • یک خبرنگار ...

"دارم تظاهر می کنم که بُردبارم ...

هرچند تاب روزگارم را ندارم ...

شاید لجاجت با خودم باشد، غمی نیست ...

من هم یکی از جرم های روزگارم ...

من هم به مصداق بنی آدم ببخشید ...

گاهی خودم را ز شمایان می شمارم ...

حس می کنم وقتی که غمگینید باید ...

با ابر شعرم بغض هاتان را ببارم ...

حتی خودم وقتی که از خود خسته هستم ...

سر روی حس شانه هاتان می گذارم ...

فهمیده ام منها شدن تفهیم جمع است ...

تنهایی جمع شما را می نگارم ...

شاید همین دل باوری ها شاعرم کرد ...

شاید به وهم باورم امیدوارم ...

هر قطره ی دلکنده از قندیل، روزی ...

می فهمدم ، وقتی ببیند آبشارم" ...

  • ۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۷:۱۰
  • یک خبرنگار ...

 "قلب؛

لانه گنجشک نیست که

در بهار ساخته شود

و در پاییز

باد آن را با خودش ببرد ...

 قلب؛

راستش نمی دانم چیست ... ؟!

اما این را  می دانم که

فقط جای آدم های خیلی خوب است" ...

  • ۰۵ مهر ۹۴ ، ۲۳:۵۳
  • یک خبرنگار ...

من که اهل گیم و بازی های کامپیوتری و موبایل نیستم اما وقتایی که نت قطع میشه به هر دلیلی ...

یه بازی مخفی هست تو مرورگر گوگل کروم که برای دقایقی کوتاه بد نیست ...

توی این بازی سیاه سفید یه دایناسور با مزه از گونه T-Rex منتظره که بهش کمک کنیم تا با پریدن از روی کاکتوس‌ ها به مقصد برسه ...

البته اگر در انتهای مسیر مقصدی باشه ... !

واقعیت اینجاست که؛

من اغلب گیم اُور شدم! ... :))

یا نت وصل شد رفتم دنبال کارم ...

تو بازی زندگی game over نشیم؛ ان شاءالله! ... :)

همین قدر که کمی از عصبانیت ما موقع قطع ناگهانی اینترنت کم میشه، جای تشکر داره ...

این بازی آفلاین فقط از طریق

صفحه ارور معروفِ Unable to connect to the Internet قابلیت اجرا شدن داره ...

  • ۰۳ مهر ۹۴ ، ۲۳:۵۵
  • یک خبرنگار ...

خدایا؛

  "تو آن چنانى ‏که من دوست دارم ... 

مرا هم آن چنان کن که تو دوست دارى" ... 

  • ۰۲ مهر ۹۴ ، ۲۲:۲۵
  • یک خبرنگار ...

"در کلام آسمانی آمده:

دعا؛ قضاء را بر می گرداند هر چند آن را محکم کرده باشند ...

به همین سادگی ...

کمترین مهربانی این است که برای هم دعا کنیم" ...

  • ۰۲ مهر ۹۴ ، ۲۲:۰۰
  • یک خبرنگار ...

"در انتظار آمدن کسی بودن 

که می‌ دانی نمی ‌آید ...

حماقت نیست،

 عشق است" ...

این جمله زیبا رو در صفحه اینستاگرام علی کریمی؛ 

بازیکن سابق تیم ملی و پرسپولیس خوندم ...

در گرامیداشت هفته دفاع مقدس ... (+)افزودن تصویر از طریق آدرس

  • ۰۲ مهر ۹۴ ، ۰۹:۴۰
  • یک خبرنگار ...

"خوشا دل سپردن به عشق خدایی ...

زِ قید هوس های دنیا رهایی" ...

به رسم ادب و در ادامه صله رحم مجازی امشب به وبلاگ اغلب دوستان سر زدم و کامنت تبریک عید نوشتم ...

از وبلاگ های بروز و آپدیت گرفته تا راکد و نیمه تعطیل که گاهی علائم حیات ازشون صادر میشه ... !

از خوانندگان خاموش و روشن گرفته تا دوستان پُر مهر یا کم لطف حتی ... !

خلاصه اینکه انجام وظیفه کردیم و گفتن نداره ... !

اما چرا اینو نوشتم ... ؟!

به خاطر تجربه نافرجام تبریک های سری قبل به مناسبت میلاد آقا امام رضا (ع) ... (+)

خواستم بگم: خدایا؛

کامنت هامو به خودت سپردم  ... !

نکنه بازم بلاگفا بخورتش یا حتی بیان هم ؟! ... ;))

آخییی! ... :))

گوسفند رنگی ندیده بودیم که دیدیم! ... :)

 

عید بر همگی مبارک ...

  • ۰۱ مهر ۹۴ ، ۲۳:۵۰
  • یک خبرنگار ...

"اللهم اجعل غنای فی نفسی؛

خدایا بی نیازی را در نفسم قرار ده" ... (+)

  • ۰۱ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۶
  • یک خبرنگار ...

گوگل امروز ... :)

first day of fall 2015

  • ۰۱ مهر ۹۴ ، ۱۰:۰۲
  • یک خبرنگار ...

هفته دفاع مقدس گرامی باد ...

چه خوب که درس بگیریم از آن روزگار حماسه و نبرد و مقاومت ...

هم مردم امروز که قدر عافیت بدونیم ...

و امنیت کشور رو که با خون جوانان ما به دست اومده راحت از کف ندیم ...

هوشیار باشیم و یادمون نره که دفاع همچنان باقیست ...

هم مسوولان که غرّه نشند به میز و پُست و مقامشون ...

و حال کشور رو که پس از گذشته ای سخت به دست اومده فدای منافع شخصی خودشون نکنند ...

بیدار باشند و یادشون نره که جنگ تموم نشده بلکه شکل اون عوض شده ...

یه تست کوچک برای تشخیص این درس آموزی:

میانگین سنی رزمندگان دوران دفاع مقدس 20 تا 22 سال بود ...

جوانان 20 تا 22 ساله امروز ما چگونه اند ... ؟!

چقدر بهشون اعتماد میشه ... ؟!

چقدر قابل اعتمادند ... ؟!

  • ۳۱ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۴۵
  • یک خبرنگار ...

پ.ن:

از دیشب تا حالا یه عالمه از این مطالب درباره تغییر ساعت خوندم ... 

شعر، دل نوشته یا هر چی  که هست ...

چه می کنه این عشق با آدم ها ... ؟!

به خصوص انسان های پُست مدرن ...

هر سوژه یا رویدادی رو بهش ربط میدن ...

تازگی ها یه تبلیغ تلویزیونی هم هست که میگه:

لباس‌ ها عاشق می‌ شوند ... !

به قول یارو گفتنی؛

اینو دیگه کجای دلمون بذاریم! ... :|

  • ۳۱ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۰۰
  • یک خبرنگار ...

تابستان داغ 94 به سر رسید و پاییز در راهه ...

مثل همیشه مروری داشته باشیم به گذشته و برنامه ریزی برای آینده ...

پیوندهای وبلاگ رو برداشتم ...

صفحه تبادل لینک رو هم به لینک دوستان تغییر دادم ...

وب نویس ها اصطلاحی دارند به نام لینک تکانی که هر از گاهی در فواصل مختلف سال انجام میدن ... 

بارها گفتم: تبادل نظر، اشتراک فکر و اندیشه و مشارکت در بحث ها از اولویت های وبلاگم هست ...

همیشه هم از دوستان همراهم در این زمینه ممنون بوده و هستم ...

یادش بخیر ...

یاد پُست عید توی اسفند ماه 91 افتادم ...

بگذریم ...

با توجه به حذف، رکود و تعطیلی بسیاری از وبلاگ های لینک شده و خواننده خاموش شدن برخی از دوستان و عدم مشارکت عمومی در بحث های وبلاگ به نظرم دوران لینک های وبلاگی به سر اومده ...

هر چند نظرات شفاهی، خصوصی یا اظهار نظر دوستان در پیام رسان های موبایلی درباره موضوعات وب برای من ارزشمند هست اما چون خوانندگان سوژه نگار از این نظرات بهره مند نمیشند – در حال حاضر -  اشتراک فکر مورد نظر من توی وبلاگ اتفاق نمی افته ...

از اونجایی که فرصت وب گردی های من هم - نسبت به گذشته - خیلی محدود شده و تعداد وبلاگ های آپدیت و بروز هم خیلی کم، پس تبادل لینک معنای سابق خودش رو از دست داده ...

از انتظار کشیدن، دوستی های اجباری و تحمیلی – هم - هیچ وقت خوشم نیومده ...

اسامی دوستان وبلاگی بلاگفا و بلاگ بیان رو در بخش دنبال شده ها قرار دادم؛ در صورت آپ شدن مطالبشون رو حتما میخونم و در صورت امکان نظرم رو هم می نویسم ...

وبلاگ های سایر دوستان رو هم بوکمارک کرده – هر از گاهی – بهشون سر می زنم ...

ضمن سپاس از همه خوانندگان خاموش و روشن، به زودی یه سری از خبرگزاری ها و سایت های خبری بروز و پایگاه های اطلاع رسانی مفید رو در صفحه اول لینک می کنم ...

ان شاءالله ...

"خدایا چنان کن سرانجام کار / تو خشنود باشی و ما رستگار" ...

  • ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۲۴
  • یک خبرنگار ...

این پُست رو یادتونه ؟! ... (+)

سعی صفا و مروه با موتورسیکلت ... !

خُب؛

اینم طواف مدرن! ... :|

مدت زمان: 28 ثانیه

طواف خانه خدا با اسکوتر! ... (+)

  • ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۲۳
  • یک خبرنگار ...

 تا دقایقی دیگه پرسپولیس و ملوان برای دیدار مرحله یک هشتم نهایی جام حذفی به مصاف هم میرن ...

بازی رو که نمی بینم ...

روز خسته کننده ای داشتم ...

قبل اینکه خبر جدال ملوانان و سرخپوشان پایتخت رو ببینم؛ پیامک همراه اول درباره پیش بینی این مسابقه بهم رسیده بود ... 

این جور مواقع حس دوگانه ای دارم ...

دوست دارم هر دو طرف برنده باشند  یا به عبارتی دیگه هیچ کدوم بازنده نشند ...

حیف که حذفی هست و این اتفاق ممکن نیست ...

البته یه جور دیگه هم میشه گفت:

اینکه هر کدوم برنده بشند؛ خوشحالم ... 

تا چه پیش بیاد ... ؟!

از تیتر روزنامه های هوادار پرسپولیس – هم - خوشم نیومد ! ... :|

شکار قو در طوفان سرخ ...

همه دعوتید به صرف کباب قو ! ... :/

چند کلمه ای هم درباره اتفاق این روزهای خندوانه بنویسم ...

و فعلا انتهای پیام ...

متأسفم که یه برنامه صرفا طنز و سرگرمی رو به سمت موضع گیری های سیاسی هول میدن ... !

مثل مسابقه استند آپ کمدی امین حیایی و امیر مهدی ژوله ... (+)

 

  • ۲۹ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۱۵
  • یک خبرنگار ...

  • ۲۸ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۵۵
  • یک خبرنگار ...

محمد (ص) ...

نامش ستوده است ...

ستایش بر او  ‌...

دیالوگ ماندگار فیلم سینمایی محمد رسول الله (ص) ... (+)

ساخته مجید مجیدی ...

همینک در 143 سینمای کشور در حال اکران هست ...

طبق آخرین آمار و پیش بینی ها این فیلم در کمتر از 25 روز نمایش حدود 6 میلیارد تومان فروش داشته ...

فیلم سه ساعته ای که در 8 سال گذشته بالغ بر 120 میلیارد تومان برای ساختش هزینه شده ...

این فیلم در برنامه اکران 4 سینمای استان ما هم قرار داره ...

سینما میرزا کوچک و 22 بهمن رشت، سینما دریا در آستارا و شهر سبز لاهیجان ...

من هفته پیش این فیلم رو دیدم ...

بدون هیچ پیش فرض و خوندن نقدی درباره اش ...

البته که در جریان اخبار ساخت و اکرانش بودم ...

در انتخاب فیلم برای تماشا در سینما – اغلب - سابقه و تبحر کارگردان مدنظرم هست و بعدتر موضوع ...

هیچ کدوم از فیلم های مجیدی رو قبلا در سینما ندیدم ...

برای دیدن این فیلم - اما - به اعتبار نام نامی محمد (ص)؛ پیامبر مهربانی‌ ها شوق عجیبی داشتم ...

اسلام؛ دین مهرورزی هست و پیامبر ما رحمة للعالمین ...

در حالی که دشمنان تصویری وارونه از اسلام و مسلمین به جهان ارائه کرده و می کنند ...

از وقایع اهانت باری چون انتشار کتاب آیات شیطانی، ساخت فیلم‌ های داستانی و مستند، درج کاریکاتورهای موهن و قرآن ‌سوزی گرفته تا اقدامات خشونت گرایان و تروریست هایی چون طالبان، وهابیون، داعش و جریان های سلفی و گروه های تکفیری ...

سال گذشته بعد از اهانت‌ مجله فرانسوی شارلی ابدو به ساحت مقدس پیامبر اعظم (ص) و راه اندازی کمپین عشاق محمد (ص) نوشتیم که ساخت فیلم و تولید آثار فرهنگی از راه های موثر در در ارائه تصویر درست از اسلام ناب محمدی و معرفی پیامبر مهر و دوستی به جهان خواهد بود ... (+)

اینکه مجیدی در این برهه خاص موفق به ساخت یک فیلم بین المللی درباره حضرت محمد (ص) شده، اقدامی تحسین برانگیز و قابل تقدیر هست ...

گویا این فیلم اولین قسمت از سه گانه زندگی پیامبر اسلام (ص) هست ...

و البته سریالی که از همین اپیزود تهیه و پخش خواهد شد ...

بیش از 8 داستان از دوران کودکی خاتم انبیاء (ص) در در این فیلم روایت میشه ...

در واقع این ابوطالب؛ عموی پیامبر (ص) هست که خاطراتش رو مرور می کنه از پیش از تولد حضرت محمد (ص) در مکه تا 12 سالگی ایشان ...

فیلم از محاصره‌ مسلمانان در شعب ابی ‌طالب شروع و با اعلام از بین رفتن عهدنامه طوایف قریش توسط موریانه ها تموم میشه ...

عزیمت سپاه ابرهه به مکه برای نابودی خانه خدا، سکانس تولد حضرت، جوشیدن آب زمزم، شکستن ‌بت ‌های داخل کعبه، درخشش آسمان پرستاره، نام گذاری ایشان، چگونگی دیدار حلیمه؛ دایه پیامبر (ص) و صحنه‌ دویدن شتر به سمت منزل عبدالمطلب، درگذشت آمنه؛ مادر پیامبر (ص)، دیدار با بحیرا؛ راهب مسیحی در صومعه و سکانس هایی که مهربانی و عطوفت حضرت محمد (ص) مانع زنده به گور کردن نوزاد دختر، قربانی کردن یک مادر و فرزندانش در کنار دریا و آزار بردگان میشه از دیگر داستان های این فیلم هست ... 

با این همه علت مدت زمان طولانی این فیلم رو نمی دونم ... ؟!

اینکه چه اصراری در ساخت سه ساعته فیلم بود ... ؟!

اساسا تعداد داستان های انتخابی زیاده ...

پیوستگی لازم بین آنها برقرار نیست و توجیه چندانی نداره ...

در برخی از صحنه ها هم گفت و گوی بازیگران برای شرح ماوقع کافی نیست ...

یعنی اگر اطلاعات تاریخی پیشین در ذهنت نباشه چیز زیادی از ماجرا دستگیرت نمیشه ...

شاید بهتر بود به جای آن همه داستان بریده بریده و دیالوگ های کم، برشی از کودکی یا نوجوانی پیامبر (ص) در تایمی کمتر با همین امکانات و عوامل و تأکید بر همین مضمون ساخته می شد ...

ضمن اینکه محسن تنابنده؛ بازیگر نقش ساموئل هم برای من که سریال پایتخت رو دیده بودم، صدا و تصویر نقی معمولی رو تداعی می کرد ! ... :/

البته همون طور که نوشتم: زحمات و تلاش های کارگردان و دست اندرکاران فیلم در دورانی که دنیای غرب و استکبار موجی از اسلام هراسی به راه انداخته، ستودنی هست ...

از جمله تأکید بر مهر و عطوفت و انسان دوستی و نمایش خیر و برکت وجود نازنین حضرت محمد (ص) از همان دوران کودکی که بخشی از موفقیت های این فیلم هست ...

جلوه های بصری و موسیقی فیلم هم بسیار زیباست ...

به خصوص در صحنه هایی که آب و آسمان هست؛ شکوه این مهر و رأفت نمایان تر میشه ...

نمایش جلوه ای از خلقت زیبای حضرت حق در وجود مبارک او که آخرین فرستاده اش شد ...

و پیام ‌آور مهرش و قلب های بسیاری از مردم جهان رو تسخیر کرد ...

مثل آنجا که فرمود: خدا در دل‌ های شکسته جای داره ...

جذابیت موضوع و عشق به پیامبر اسلام (ص) چنان پررنگ هست که در پایان فیلم حس خوبی به بیننده منتقل میشه ...

حسی به زلالی آب، لطافت ابر و عظمت و شکوه آسمان ...

حس زیبای غرور یک مسلمان ...

 
مدت زمان: 1 دقیقه 15 ثانیه 
 
  • ۲۸ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۴۱
  • یک خبرنگار ...

"باران می بارد ...

به حرمت کداممان، نمی دانم ... !؟

همین قدر می دانم؛

باران، صدای پای اجابت است ...

و خدا با همه جبروتش دارد ناز می خرد ...

نیاز کن" ...

  • ۲۷ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۳۷
  • یک خبرنگار ...

 

چراغ گردسوز؛

سازه نمادین و تزیینی در میدان توشیبای رشت ...

  • ۲۶ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۱۵
  • یک خبرنگار ...

"خویش را صافی کن از اوصاف خود

تا ببینی ذات پاک صاف خود" ...

  • ۲۶ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۴۷
  • یک خبرنگار ...
سوژه نگار

صرفا جهت اطلاع:
دامنه ir رو بنا به دلایلی تمدید نکردم!
بنابراین و طبق مقررات سامانه‌ ایرنیک،
اسم و دامنه بعد از آزادسازی توسط دیگری راه اندازی شد!
پس soozhenegar.ir دیگه متعلق به من نیست ..

طبقه بندی موضوعی