سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سلام خوش آمدید

هفته هشتم رقابت های لیگ برتر فوتبال  – هم – شاهد یک جیمی جامپ بود ...

جیمی جامپِ بازی پرسپولیس – صبا پیراهنی با عکس زنده یاد هادی نوروزی بر تن داشت ...

این طور که معلومه این شگرد وارداتی کم کم داره به یک رویه در فوتبال ما تبدیل میشه ...

جیمی جامپ ها؛ خرابکاران جلب توجه کننده ای هستند که در حین بازی وارد زمین مسابقه میشند ...

 

تعداد جیمی جامپ های فوتبال ایران رو به افزایش است ...

و هر هفته از یکی از آنها در میانه میدان و با بر هم زدن نظم بازی رونمایی میشه ...

در دقیقه 36 بازی ذوب آهن و استقلال، یک تماشاچی با لباس فوتبال و شورت ورزشی صورتی از لابه لای ماموران گریخت و پیراهن نوشتش رو به نمایش گذاشت ... 

روی پیراهن او نوشته شده بود: گناه من چیست که در این فوتبال جایی ندارم ...

  

در بازی بعدی استقلال مقابل ذوب آهن هم در دقیقه 34 به وسط زمین رفت ...

و با به نمایش گذاشتن نوشته روی پیراهن خود چند دقیقه ای بازی رو از جریان انداخت و با سرعتی خیره کننده همه اونایی که به دنبالش می دویدند رو پشت سر گذاشت ...

این بار روی پیراهنش نوشته بود: من همانم، جوابم چه شد ... 

 

دیگر ورزشگاه های کشور هم اتفاقاتی از این دست رو شاهد بودند ...

از نقش جهان اصفهان و عضدی رشت گرفته تا انقلاب کرج و غدیر اهواز ... 

از جیمی جامپ معروف قمی گرفته تا علی ملاقلی پور؛ کارگردان جوان سینمای ایران که پیش از مسابقه ایران و ستارگان جهان این حرکت اعتراضی رو انجام داد ...

 

شاید این خرابکاران جلب توجه کننده به نوعی موجبات انبساط خاطر تماشاگران رو فراهم کنند ...

و سوژه عکاسان و خبرنگاران بشند ...

اما در واقع این اقدام نوعی تهدید امنیتی در برگزاری مسابقات به حساب میاد ...

با افزایش این پدیده بهتره تدابیر ویژه ای در مورد این اتفاقات لحاظ بشه ...

جیمی جامپ واقعی یک جوان اسپانیایی است که با پرش های ناگهانی و حضور سر زده و پیش بینی نشده در مکان ‌های عمومی مثل مسابقات بزرگ ورزشی و کنسرت ‌های موسیقی مشهور شد ...

خودش عملیات پریدن داخل زمین مسابقه رو پرش یا جامپ نامگذاری کرد ...

البته که به خروس بی محل یا خرمگس معرکه بیشتر شبیه اند این خرابکاران ...

 

جیمی چامپ بازی در ایران هنوز مجازات سختی نداره ...

در حال حاضر مقرر شده تصاویر این خرابکاران جلب توجه کننده در تلویزیون نشون داده نشه ...

تا این کار به یک رسم در فوتبال تبدیل نشه ...

اما به نظر میاد موج این نوع خرابکاری ها حالا حالا ها در فوتبال ما ادامه داشته باشه ...

پس لزوم برخورد جدی تر با این افراد احساس میشه ...

  • ۲۵ مهر ۹۴ ، ۰۰:۱۴
  • یک خبرنگار ...

"زندگی است دیگر ...

گاهی می شود، گاهی نمی شود ...

البته بیشتر وقت ها نمی شود" ... 

  • ۲۴ مهر ۹۴ ، ۲۳:۰۳
  • یک خبرنگار ...

 

  • ۲۴ مهر ۹۴ ، ۱۴:۴۱
  • یک خبرنگار ...

  • ۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۱
  • یک خبرنگار ...

"جهان به مجلس مستان بی خرد ماند ...

که در شکنجه بود هر کسی که هشیارست " ... (+)

  • ۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۸:۱۱
  • یک خبرنگار ...

  • ۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۵:۰۸
  • یک خبرنگار ...

خُب باید به اطلاع برسونم که؛

میخوام نوع جدیدی از وبلاگ نویسی رو تجربه کنم ...

تا اطلاع ثانوی قسمت نظرات تمام پُست ها غیرفعال میشه ...

تک گویی، مونولوگ یا هر چی که اسمش رو بذاریم ...

که، کجا، کی، چه، چرا و چگونه اش رو هم تکرار نمی کنم ...

چون بارها نوشتم به خصوص در پُست لینک تکانی ...

البته این قانون عطف به ماسبق نمی شود ... :)

  • ۲۲ مهر ۹۴ ، ۲۳:۲۹
  • یک خبرنگار ...

از معایب، مضرات و خطرات فضای مجازی و شبکه های اجتماعی موبایلی بارها نوشتیم ...

بیشتر با هدف اطلاع رسانی و هشدار به کاربران اینترنت ...

چندی پیش خبری درباره راه اندازی یک کمپین بین المللی و مردمی منتشر شد که در نوع خود امری انسان دوستانه، مفید و موفق بود و یکی از مزایای دنیای مجازی رو نشون داد ...

ماجرا از وقتی شروع شد که عبدالحلیم العطار؛ مرد سوری که به لبنان پناهنده شده در حالی که کودک خردسالش رو بر دوش داشت در یکی از خیابان های بیروت خودکار می ‌فروخت تا مخارج زندگی رو تامین کنه ...

در همان حال از سوی گیسور سیمونارسون؛ فعال ایسلندی به عنوان یک سوژه عکاسی شکار و عکسش با بچه ‌ای که روی دوش پدر از خستگی به خواب رفته بود به سرعت در فضای مجازی پخش میشه ...

بعد از انتشار عکس این پناهجوی سوری در اینترنت، کاربران تصمیم گرفتند با راه اندازی کمپینی با عنوان یک خودکار بخر به او کمک کنند ...

در مدتی کوتاه مبلغ قابل توجهی کمک مالی توسط نیکوکاران برای این پناهجوی خودکار فروش جمع آوری و مقرر شد در چند نوبت از طریق جمعیت های خیریه محلی در لبنان به این مرد آواره داده شود ... (+)

  • ۲۲ مهر ۹۴ ، ۲۱:۱۶
  • یک خبرنگار ...

"من مسافر و غریب" ... 

"جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند ...

زاهد را دید که در اتاقی ساده زندگی می کند ...

اتاق پُر از کتاب بود و غیر از آن میز و نیمکتی دیده می شد ...

جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست ... ؟!

زاهد گفت: مال تو کجاست ... ؟

جهانگرد گفت: من اینجا مسافرم ...

زاهد گفت: من هم" ...

  • ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۵:۴۳
  • یک خبرنگار ...

  • ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۵:۰۷
  • یک خبرنگار ...

"در اوجی معین؛ دیگر ابری نیست ...

اگر زندگیت ابری است ...

به این دلیل است که روحت آنقدر که باید بالا نرفته است" ...

  • ۲۰ مهر ۹۴ ، ۲۰:۱۷
  • یک خبرنگار ...

یاد روز حافظ ...

بر همه حافظ دوستان و حافظ خوانان مبارک ... :)

"حاشا که من به موسم گُل ترکِ می کنم ...

من لاف عقل می‌زنم این کار کِی کنم ... ؟!

مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم ...

در کار چنگ و بربط و آواز نِی کنم ... ؟!

از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت ...

یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم ...

کی بود در زمانه وفا جام می بیار ...

تا من حکایت جم و کاووس کی کنم ... ؟!

از نامه سیاه نترسم که روز حشر ...

با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم ...

کو پیک صبح تا گله‌ های شب فراق ...

با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم ...

این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست ...

روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم" ...

  • ۲۰ مهر ۹۴ ، ۰۸:۴۵
  • یک خبرنگار ...

"گُل ها هر جا که برویند، ﻋﻄﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻨﺘﺸﺮ می کنند ...

در کوچه باغ های شلوغ یا باغچه های دنج ... 

در گُلدانی کوچک یا در انزوای یک جنگل ...

ﭼﻪ ﮐﺴﯽ آنجا ﺑﺎﺷﺪ که ﺍﺯ آنها ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﯽ ﮐﻨﺪ، ﭼﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ ...

ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﺑﮕﺬﺭﺩ، ﭼﻪ ﻧﮕﺬﺭﺩ ...

ﻣﻌﻄﺮ ﺑﻮﺩﻥ، ﻃﺒﯿﻌﺖ ﮔُﻞ ﺍﺳﺖ ...

ﻣﺎﻧﻨﺪ انسان هایی که ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ...

بی هیچ توقعی لبخند می زنند و مهربانند" ...

  • ۱۹ مهر ۹۴ ، ۰۱:۳۲
  • یک خبرنگار ...
  • ۱۹ مهر ۹۴ ، ۰۱:۱۲
  • یک خبرنگار ...

"مردی در مجلس ضیافتی - به صورت کنایه آمیز -

از آگاتا کریستی؛ بانوی نویسنده انگلیسی پرسید:

چرا زن ها در هر کاری کمتر از مردها موفق می شوند ... ؟! 

جنایی نویس معروف - فوری - جواب داد:

برای اینکه خانم ها خودشان زن ندارند تا در کارها به آنها کمک کنند" ...

  • ۱۸ مهر ۹۴ ، ۱۹:۵۷
  • یک خبرنگار ...

بازار گرم فروش لایک و فالوئر در ایران ... (+)

پی نوشت:

خیلی پیش تر گزارشی خونده بودم با عنوان اینترنت؛ بیماری عصر مدرنیته ...

تب و عوارض این بیماری در جامعه ما خیلی زیاد شده ...

هیاهوی بسیار برای هیچ ...

فریب، خودنمایی و سودجویی آدم ها در این فضای کاذب تمامی نداره ...

دروغ های واقعی در دنیای غیر واقعی ...

"دلخوش به فانوسم مکن اینجا مگر خورشید نیست" ...

  • ۱۸ مهر ۹۴ ، ۱۶:۲۲
  • یک خبرنگار ...

"در پیشگاه خدای من هیچ آرزویی محال نیست" ...

برگرفته از کتاب:

طوفان دیگری در راه است ...

  • ۱۸ مهر ۹۴ ، ۱۱:۱۶
  • یک خبرنگار ...

ice

عجب بارانی ... ؟!

خدا نکند دلی یخ بزند ...

  • ۱۷ مهر ۹۴ ، ۱۹:۱۰
  • یک خبرنگار ...

کسانی که سریال به کجا چنین شتابان ساخته ابوالقاسم طالبی رو دیده باشند ...

باید یادشون باشه اون قسمتی که یونس با بازی بابک حمیدیان در واکنش به قتل راننده مینی بوسی که به قصد کمکشون اومده بود گفت: این داستان رو واسه کسی تعریف نکنید ...

و اشاره داشت به اون حکایت معروف که: 

"جوانمردی از بیابانی می ‌گذشت. از مسافتی دور شخصی را دید نقش بر زمین افتاده و خواهان کمک. غریبی بود تشنه و گرسنه، در حال جان کندن. مرد از اسب پایین آمد، مشک آب را بر لب ‌های خشکیده او گذاشت. آن قدر آبش داد تا سیراب شد. غریبه جانی دوباره گرفت و رمقی تازه پیدا کرد اما بی آن که تشکری از جوانمرد کند بر او تیغ کشید و پیکر مجروح و زخم خورده او را در آن بیابان برهوت رها کرد، سوار اسب او شد که برود. 

جوانمرد که هنوز نیمه جانی در بدن داشت، گفت: از کاری که کردی در هیچ مجلسی سخن مگو. غریبه علت را جویا شد و او پاسخ داد: جوانمرد را کشتی، جوانمردی را نکش که دیگر هیچ مردی را نخواهی یافت که در بیابان دست افتاده ‌ای را بگیرد" ...

جواب کتایون با بازی نگین صدق گویا هم در این قسمت از سریال برام جالب بود: 

ما که داریم فیلم بازی می کنیم و این واقعیت نیست ...

اما آنچه الان در جامعه ما اتفاق میفته واقعیت هست متأسفانه ...

به خصوص در دنیای مجازی ...

چه بسا مهربانی، کمک و خیرخواهی که مورد سوءاستفاده مجرمان و ناجوانمردان قرار میگیره ...

و چه بسیار جرم ها و جنایاتی که در لباس جوانمردی و به نام اعتماد و صداقت انجام میشه ...

خیلی اوقات خبرهای پلیس فتا که به دستمون میرسه حکایت از همین ناجوانمردی ها داره ...

برداشت 50 میلیونی نوه ناخلف از حساب پدر بزرگ، اعتمادی که به سرقت ختم شد، اقدام بی‌شرمانه شوهر شیطان صفت پس از طلاق توافقی، برداشت غیرمجاز از حساب بانکی همسر در جهرم ...

هم خدمتی سابق سارق از آب در آمد، سرقت 150 میلیونی اینترنتی از حساب همسر، انتشار تصاویر عروسی از آتلیه عکاسی، سرقت اینترنتی خواهر از حساب برادر در رباط کریم، خیانت در دوستی منجر به دستگیری شد ...

انتقام از همکار با انتشار مطالب کذب در تلگرام، نامزد سابق عامل برداشت از حساب بانکی، بازی های آنلاین انگیزه برداشت از حساب مادر و ...

همیشه موقع تنظیم و انتشار چنین خبرهایی یاد اون حکایت می افتم و میگم:

نکنه کم کم اعتمادها سلب بشه، امیدها از دست بره، قلب ها سنگی بشه، میل و رغبت کمک به دیگران از بین بره، شک بیفته در خیرخواهی آدم ها و ... ؟!

اما می بینم همون حکایت جوانمرد در بیابان رو هم - لابد – یکی یک بار گفته یا نوشته که هنوز ازش یاد میشه ...

و البته که نوع بیان موضوع و برداشت آدم ها از رخدادها متفاوت هست ...

چه بسا افرادی که نسبت به این خبرها و ماجراهای واقعی بی تفاوتند و بعد خودشون گرفتار میشند ...

چه کسانی که از این هشدارها درس می گیرند و پیشگیرانه برخورد می کنند ...

و چه افرادی که از این خبرها و حکایت ها شگردهای مجرمانه تازه یاد می گیرند ...

و خودشون با هوش سیاهی که دارند جرائم جدید خلق می کنند ... !

در هر حال؛ گسترش روزافزون شبکه های مجازی و عضویت بی رویه افراد در این گروه ها اون قدر جامعه و خانواده ها رو در معرض تهدید قرار داده که نباید بی تفاوت بود ...

بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از سازمان اینترپل؛

در هر 12 ثانیه یک نفر قربانی جرائم سایبری میشه که این آمارها رو به افزایش هست ...

در گزارش اکثر سازمان‌ های پلیسی جهان؛

بیشترین انگیزه مجرمان سایبری در سراسر جهان کسب درآمد نامشروع هست ...

در یکی از آگهی های منتشره در سایت ها با عنوان هک تلگرام در 4 دقیقه اومده:

اگه به کسی شک داری به دردت می خوره ... !

نرم افزار مشاهده و کنترل از راه دور پیام های دریافتی و ارسالی در تلگرام شخص مورد نظر از جمله کودک ، همسر و ... !

به همین وقاحت و به همین راحتی اخلاق جامعه رو فدای سودجویی خودشون می کنند ... !

و جالب اینکه در توضیحاتش نوشته: 

این نرم افزار فقط برای کنترل و نظارت والدین بر پیام های فرزندانشان در برنامه تلگرام اختراع شده است و مسئولیت استفاده های غیر قانونی از این نرم افزار به عهده شخص خاطی می باشد ... !

فردی که از طریق نرم افزار و به طور مخفیانه بخواد فرزند یا شخص مورد نظرش رو کنترل و نظارت کنه صلاحیت و سلامت نفس خودش زیر سوال هست ...

حفظ و رعایت حریم خصوصی دیگران هم که دیگه جای خود داره ...

خوشبختانه امروز بالای 80 درصد از جرائم سایبری کشور توسط پلیس فتا کشف میشه ...

و این یعنی مجرمان - خیلی هم - در فضای مجازی در امان نیستند ...

پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات، هکر ها، خاطیان و سارقان اینترنتی رو رصد و شناسایی میکنه ...

متهمان دستگیر، بازجویی و پس از تحویل به مراجع قضایی، برابر قانون مجازات خواهند شد ...

اما کاربران فضای شبکه‌ های اجتماعی - هم - باید بدونند و آگاه باشند که؛

دنیای مجازی به هیچ عنوان فضای مطلق حریم خصوصی آنها نیست ...

اینجا هزاران چشم محرم و نامحرم وجود داره با هزاران فکر سالم و ناسالم ...

درست مثل دنیای واقعی ...

گاهی از خودم می پرسم:

با وضعیتی که هست - با این همه شتاب و غفلت – میشه به آینده بشر امیدوار بود یا نه ...

"عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی" ... ؟!

  • یک خبرنگار ...

باران در راهست ...

* * *

هوای خنک پاییزی ...

با مقادیری رگبار و رعد و برق ... !

وزش باد شدید و - شاید - تگرگ ... !

البته آب گرفتگی معابر و طغیان رودخانه ها ... !

خدایا توبه ... !

چقدر پدیده جوّی؟! ... :|

به خیر بگذره ...

ان شاءالله ...

  • ۱۵ مهر ۹۴ ، ۲۱:۵۰
  • یک خبرنگار ...

"یاد من باشد ...

ماه بالای سر تنهایی است" ... (+)

  • ۱۵ مهر ۹۴ ، ۱۹:۰۳
  • یک خبرنگار ...

"من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم ...

ندارم شِکوه از بیگانگان از خویش می ترسم ...

ندارم وحشتی از شیر و ببر و حمله گرگان ...

از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم ...

مرا با جو فروشان سر بازار کاری نیست ...

من از گندم نمایان ارادت کیش می ترسم ...

ندارم وحشت از جنگ و نفاق و قتل و خونریزی ...

من از این آتش افروزان صلح اندیش می ترسم" ...

منسوب به؛

ژولیده نیشابوری ...

  • ۱۴ مهر ۹۴ ، ۲۲:۱۵
  • یک خبرنگار ...

"یه خانمی می گفت: خدا رو شکر ...

داماد خوبی دارم ...

دخترم هر چی بخواد براش میخره ...

دخترم تا ظهر میخوابه، عصرشم میره گردش و خرید ...

دامادم شب غذا میخره میاره ...

ولی ...

هرچی از داماد شانس آوردم از عروس خوب، بی نصیب بودم ...

زن نیست که ...

تا لنگ ظهر میخوابه، نه زندگی میفهمه، نه آشپزی میکنه ...

همش دنبال ولگردی و ولخرجیه ...

بیچاره پسرم ...

شب میاد از شام خبری نیست ...

خودش یا باید غذا بخره یا درست کنه ...

هیچی هم بهش نمیگه" ...

پ.ن:

سیاست یک بام و دو هوا که میگن ... 

یعنی همین ها ... :)

  • ۱۴ مهر ۹۴ ، ۱۲:۳۸
  • یک خبرنگار ...

آسمان رشت ...

عصر دیروز ...

  • ۱۳ مهر ۹۴ ، ۱۸:۱۹
  • یک خبرنگار ...

  • ۱۲ مهر ۹۴ ، ۲۲:۱۴
  • یک خبرنگار ...
سوژه نگار

صرفا جهت اطلاع:
دامنه ir رو بنا به دلایلی تمدید نکردم!
بنابراین و طبق مقررات سامانه‌ ایرنیک،
اسم و دامنه بعد از آزادسازی توسط دیگری راه اندازی شد!
پس soozhenegar.ir دیگه متعلق به من نیست ..

طبقه بندی موضوعی