وقتایی که یهویی سرم شلوغ میشه
و یه عالمه کار و خبر میریزه سرم!
یاد شخصیت ملخ در کارتون نیک و نیکو میفتم ...
آقای چهاردست :)
با خودم میگم: کاش منم ۴ تا دست داشتم
و میتونستم همه کارها رو با هم انجام بدم! ...
- ۲۵ ارديبهشت ۰۲ ، ۱۴:۵۲
وقتایی که یهویی سرم شلوغ میشه
و یه عالمه کار و خبر میریزه سرم!
یاد شخصیت ملخ در کارتون نیک و نیکو میفتم ...
آقای چهاردست :)
با خودم میگم: کاش منم ۴ تا دست داشتم
و میتونستم همه کارها رو با هم انجام بدم! ...
این دیگه خبرنگاری نیست!
خیلی خوشبینانه شاید بشه گفت: روابط عمومی!
اینکه به گرانی روزافزون اجناس، کالاها و خدمات بگی: اصلاح قیمت!
یا اینکه مثلا بنویسی: نرخ جدید شکر اعلام شد
همون شکر گران شد در محاوره!
البته گران که چه عرض کنیم؛ گرانتر شد!
این دیگه نه خبرنگاری است، نه مملکتداری! ...
از قدیم میگفتند:
طرف «آب نمیبینه وگرنه شناگر قابلیه» ...
حکایت بعضیها در روزگار امروز ماست ...
تعجبی هم نداره ...
اینم نمایشی جدید در تماشاخانه دنیا و نقشآفرینی آدمهای این دوره است ...
و البته که دریای چشمچرانی ساحل ندارد! ...
**********************
«آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت» ...
**********************
سازمان جهانی بهداشت (WHO) اعلام کرد:
کرونا دیگر یک وضعیت اضطراری بهداشت عمومی با نگرانی بینالمللی محسوب نمیشود.
این سازمان جهانی بیماری کووید را از حالت اورژانس خارج کرده است.
و این جای شکر داره؛ پس از آن همه بلا که در چند سال گذشته بر سر مردم دنیا اومد.
اما نباید فراموش کرد که کرونا از بین نرفته و بیماری کووید همچنان وضعیت همهگیر خواهد داشت.
مانند آنفلوآنزا، سرماخوردگی و ...
همچنان برای سالمندان، زنان باردار و افراد دارای بیماریهای زمینهای خطرناک است.
یعنی اگر چنین موقعیتی دارید یا با افرادی با این وضعیت سر و کار دارید، باید مراقب باشید.
استفاده از ماسک در مراکز شلوغ و رعایت فاصلهگذاری اجتماعی از دستورالعملهای بهداشتی آسان و کم هزینه است که بهتره رعایت بشه.
دیگه خود دانید ...
این شما و این دنیای پساکرونا ...
**********************
«گفتم به دل:
زمانه چه دارد زِ گیرودار
خندید و گفت:
آنچه نیاید به کار ما» ...
**********************
«به بهلول گفتند: تقوا را توصیف کن.
گفت: اگر در زمینی که پر از خار و خاشاک بود، مجبور به گذر شوید، چه میکنید؟
گفتند: پیوسته مواظب هستیم و با احتیاط راه میرویم تا خود را حفظ کنیم.
بهلول گفت: در دنیا نیز چنین کنید، تقوا همین است.
از گناهان کوچک و بزرگ پرهیز کنید و هیچ گناهی را کوچک مشمارید؛
کوهها با آن عظمت و بزرگی از سنگهای کوچک درست شدهاند».
**********************
«تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید
تو یکی نهای هزاری، تو چراغ خود برافروز» ...
**********************
۵ سال زمان کمی نیست؛ دورانی هست برای خودش ...
چهها که بر ما نگذشت و نمیگذره حالا ...
خیلی از این اتفاقات قابل پیشبینی بود؛
بارها و بارها دربارهاش تذکر و هشدار داده شده بود ...
ولی کو گوش شنوا؟!
نوشتههای قبلی رو که میخونم،
میبینم چه شور و شوق، امید و آرمانهایی داشتیم ... !؟
به قولی چی فکر میکردیم، چی شد ... ؟!
حرفی نیست جُز اینکه در هر جمع و جامعهای
اگر هر کی کارش رو درست انجام بده، اوضاع درست پیش میره ...
البته که از قدیم گفتند: کار رو باید به کاردان سپرد ...
موانعی هم بوده و هست؛
اینکه چون حقت رو خوردند؛ به خودت اجازه بدی که حق دیگری رو بخوری! ...
اینکه اگر به جایگاهی که باید نرسیدی؛ پس دیگری هم نباید به جایی برسه! ...
اینکه چون ناراحتی؛ پس دیگران هم نباید شاد باشند! و ...
**********************
عمر ما کوتاهتر از اینه که صرف این همه خبط و خطا بشه ...
حیف، حیف که برای این حرفها گوش شنوایی نیست! ...
**********************
«گر بدی گیرد جهان را سر به سر
از دلم امیدِ خوبی را مبر» ...
**********************
سلام،
سوژه نگار ۱۱ ساله شد ...
هرچند که ۵ ساله وبلاگ نویسی رو کنار گذاشتم ...
نوشتن رو نه البته ...
کم و بیش اینستاگرام، تلگرام و توییتر مینوشتم ...
یکی یکی کنارشون گذاشتم تا دوباره رسیدم به اینجا ...
خوب که نگاه میکنم
زندگی مجازی من عینِ زندگی واقعی منه ...
کوچ، دلتنگی، بیاعتمادی، تنهایی (خودخواسته!:) و ...
یادش بخیر؛
اردیبهشت ۹۱ این وبلاگ رو با هدف تبادل نظر ایجاد کردم ...
و حالا سالهاست دیگه نه وقتش رو دارم نه حوصلهاش رو ...
در بلاگفا که بودم؛
خواهرم به طور ناگهانی از دنیای ما رفت ...
در اینستاگرام مینوشتم که بابا به رحمت خدا رفت ...
و در توییتر هم به نوعی میشه گفت؛ امیدم رو از دست دادم ...
هر کدوم از اینها شاید، عامل ترکِ هر یک از اون فضاها شد ...
**********************
و حالا اینجا هستم ...
نمیدونم تا کی!؟ ...
همینقدر میدونم که همچنان مراقب مایسطرونها باید بود ...
به همین زودی 5 روز از سال 2018 گذشت ...

از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم ...
بنشین نفسی تا نفسی با تو برآریم ... (+)

اولی: آدم های امن چه کسانی هستند ... ؟
دومی: مگه میشه ... ؟!
مگه داریم ... !؟

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش ...
بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش ...
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال ...
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش ...
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار ...
کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش ...
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست ...
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش ...
با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام ...
هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش ...
نازها زان نرگس مستانه اش باید کشید ...
این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش ...
ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند ...
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش ...
کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود ...
عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش ...
یک سال گذشت ...
از ییلاق قشلاق وبلاگی ام ...
درست از وقتی که تصمیم گرفتم از وبلاگ نویسی ام کم کنم ...
به دلایل مختلف ...
اما در تمام این مدت در هر دو وبلاگ حضور داشتم ...

وبلاگ نویسی ...
بعد از خبرنگاری دومین کاری هست که نمیتونم ازش دست بکشم ...
اعتیاده یا عشق، نمی دونم ... ؟!
اما دلم نمیخواد بذارمش کنار ...
حتی اگر کارکرد قبل رو نداشته باشه ...
یا تبادل نظر سابق رو ...
این مجله اینترنتی همچنان منتشر میشه ...
ان شاءالله ...
چرا که تا خواننده هست، نوشتن باید ...
همچنان در بلاگفا ساکن هستم ... (+)

"نه بی او می توان بودن ...
نه با او می توان گفتن" ...
سعدی علیه الرحمه ...
الله الله ... (+)
نوحه هیئت کوچه بیوک یزد ...
مداحان: مصطفی محسن زاده، سروش رحمانی ...
شاعر: محمدعلی کریمی (مجنون) ...
بزن ای آه غمگین، نفسی بانگ یا حق ...
قفس سینه بشکن، بزن آهنگ یا حق ...
الله الله، کو صبح فتح و ظفر ؟ ...
کی می آید پایان رنج بشر ؟ ...
**
عالم در شور و نوا است، انسان بر سیل فنا است ...
یک سو طغیان ستم، یک سو آهنگ بلا است ...
نه خروش و آوایی، نه امیدی از جایی ...
یارب دل ها خون شد، از غربت و تنهایی ...
ستم از حد بیرون شد، غم دل ها افزون شد ...
رفت از عالم یکسر، آرام و شکیبایی ...
بنگر خصم سرکش را، بنگر دود و آتش را ...
یک سو ذبح انسان را، یک سو مسخ ایمان را ...
**
الله الله، فریاد از جور زمان ...
الله الله، فریاد از اهرمنان ...
در گمراهی سرگردان مانده بشر ...
بی رونق شد ایمان از فتنه و شر ...
وای از روزگار تنهایی ...
یارب کو دم مسیحایی ؟ ...
بزن ای دل آب دعا ...
مگر آید روح بقا ...
ناجی عالم کو ؟ ناجی عالم کو ؟ ...
**
بگذر از دام عصیان، بشکن کابوس طغیان ...
بنگر هر سوی عالم، چه رسد بر جان انسان ؟ ...
با ثارالله فریادی تازه بزن، همچون زینب (س) کاخ ظالم بشکن ...
مردان شهر دعا، یاران خون خدا ...
منجی خود منتظر است، امروز ماییم و شما ...
دل اگر ایمان دارد، به خدا دل بسپارد ...
می آید در میدان، مردانه و شیدایی ...
دل آگه می داند، به کجا قرآن خواند ...
بر نی قرآن خواندن، نی خلوت تنهایی ...
هر روز، روز عاشورا، هر روز بانگ واویلا ...
عالم از بلا پر شد، خاک از کربلا پر شد ...
خبر از کوفه رسد، همه مشتاق حضور ...
همه سرمست طلب، همگی طالب نور ...
**
الله الله، وای از پیمان شکنان ...
تنها مانده در میدان، مرد زمان ...
آمد با دعوتشان، ای وای از بیعتشان ...
تنها شد روز نبرد، دنیا شد دشمن مرد ...
سخن از ایمان ها شد، سخن از پیمان ها شد ...
کوفی ماند و پیمان، با آن همه رسوایی ...
شه خوبان تنها شد، به سر نی سرها شد ...
زینب (س) ماند و زینب (س) با آن سر سودایی ...
نور از نیزه ها سر زد، آه از سینه ها سر زد ...
بانگ نینوا زینب (س)، تیغ کربلا زینب (س) ...
**
دل غمگین بشارت، غم عالم سر آید ...
برود این زمستان، خبر دیگر آید ...
الله الله می آید فصل امید ...
بر تاریکی می تازد صبح سپید ...
شب را صبحی دگر است ...
یاران وقت سحر است ...
**
برخیز ای اهل وفا، برخیز ای روح رها ...
جور دیگر باید دید، دیده ها را باید شست ...
تا کی جنگ و نفرت این دوزخ هر جایی ؟ ...
زیر باران باید رفت، کینه ها را باید شست ...
باید پایان یابد، این دوزخ تنهایی ...
برخیز تا به هم سازیم، از عشق عالمی سازیم ...
آن روز نوبهار آید، آن روز شهسوار آید ...
**
هوا هوای حرم ... (+)
* * *
این نوا رو خیلی دوست دارم ...
و یکی دو تا دیگه از مداحی های جواد مقدم رو ...
زیاد گوش میدم ...
علی رغم انتقادی که به برخی عبارات و نوع برگزاری مجالس ایشون هست ...
و به نظر منم انتقاد درستیه ...
مثل این که میگه:
"به گردنم کی آقا یه قلاده می زنی"؟! ... ![]()
یعنی چی آخه؟! ... :|