سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

..................................................
" یا رب نظر تو برنگردد " ...
..................................................

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۷۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۴ ثبت شده است

۳۱ارديبهشت

" الهی ؛

بوی ناب بهشت می دهد همه نام های قشنگت ...

می گذارمشان روی زخم های دلم ...

گفته بودی : الجبار ...

یعنی کسی که جبران می کند همه شکستگی های دلت را " ... (+)

یک خبرنگار ...
۳۱ارديبهشت

" سه چیز در زندگی انسان مهم است : 

اول ؛ مهربان بودن ، دوم ؛ مهربان بودن ، سوم ؛ مهربان بودن " ... (+)

با تشکر از :
یک خبرنگار ...
۳۱ارديبهشت

خانه طراحان انقلاب اسلامی مجموعه گرافیکی به خانواده برگردیم رو با هدف به چالش کشیدن سبک زندگی این روزهای خانواده های ایرانی منتشر کرد ...

این مجموعه با شعار اجازه ندهیم رسانه‌ ها ما را از هم دور کنند نگاهی انتقادی به غرق شدن جامعه ی امروز در فضاهای مجازی و دوری اعضای خانواده از یکدیگر داره ...

تهرانی ها اردیبهشتِ امسال شاهد اکرانِ این مجموعه روی بیلبوردهای شهری پایتخت بودند ...



دوستان عزیز ...

تأکید و تکرار من بر سوژه هایی از این دست - در اینجا - برای ارتقای سواد رسانه‌ایِ مخاطبان و آگاه سازی از نفوذ شبکه‌ های اجتماعی و رسانه ها بر جوامع امروز هست ...

سواد رسانه‌ ای - Media Literacy - یعنی مخاطبِ رسانه‌ بتونه از حالت انفعالی و مصرفی خارج بشه و معادله ای متقابل و فعالانه‌ در این چرخه ارتباطی برقرار کنه ...

درکی متکی بر مهارت برای شناسایی و تفکیک انواع رسانه‌ها و تولیدات آنها ...

یعنی یاد بگیریم از سفره ی رسانه‌ها به گونه‌ ای هوشمندانه و مفید استفاده کنیم ...

یک خبرنگار ...
۳۰ارديبهشت

یک خبرنگار ...
۲۹ارديبهشت

لیگ قهرمانان آسیا یک هشتم نهایی ...

سه‌شنبه 29 اردیبهشت ماه ...

100 هزار تماشاگر ...

ورزشگاه آزادی ...

پرسپولیس ایران یک - الهلال عربستان صفر ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۹ارديبهشت

پ . ن :

آخ آخ آخ ...

چقدر من از این تمشک ها خوردم ... 

چه می دونستم صاحب داره ؟!؟! ... :/

یک خبرنگار ...
۲۹ارديبهشت

" دعای قاصدک ها ؛

خوشبختی آدم هاست " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۹ارديبهشت

" الهى آن که را عشق نیست ارزش چیست " ... ؟!؟

" عشق سوغات باغ های بهشت

عشق میراث آدم و حواست " ...

اما عظمت ، قداست ، زیبایی و سرمستی عشق روی دیگه ای هم داره ...

به نامِ شکست عشقی ... 

بدترین حالتش هم وقتی هست که این شکست به جنون منجر بشه ... (+)

پسری با شنیدن جواب رد از دختر مورد علاقه‌اش ، به روی او اسید پاشید ...

عاشق 24 ساله‌ای ، رقیب عشقی خود را با ضربات چاقو کشت ...  

دختری ، نوعروس خواستگار سابقش را راهی بیمارستان کرد ...

پسری به خاطر انتقام ، جان خانواده دختر را در یک تصادف ساختگی گرفت و ...

ضمیمه چاردیواری روزنامه جام جم روز گذشته به این موضوع پرداخت ... 

" اسید که بومی تره " !!! ... 




یک خبرنگار ...
۲۸ارديبهشت

به بهانه ی ۲۸ اردیبهشت زاد روز خیام نیشابوری ... (+)

" ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم

وین یکدم عمر را غنیمت شمریم

فردا که ازین دیر فنا درگذریم

با هفت هزار سالگان سر به سریم " ... 

یک خبرنگار ...
۲۸ارديبهشت

اهدایی توسط یکی از دوستان ... :))

پی نوشت :

واقعا واقعا !! ... :)

سپاس از ایشون و همه کامنت نویسان محترم ...

یک خبرنگار ...
۲۸ارديبهشت

118 هم پولی شد !! ... :|

مصوبه‌ جدید کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات :

تماس با کدهای 3 رقمی خدماتی غیرفوریتی مشمول دریافت هزینه می‌شود ...

تماس با کد 3 رقمی خدماتی اورژانس و 110 رایگان خواهد بود و 118 پولی خواهد شد ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۷ارديبهشت

یک خبرنگار ...
۲۷ارديبهشت

" شکیبایى دو گونه است : 

شکیبایى بر آنچه خوش نمى دارى و شکیبایى در آنچه دوست مى دارى " ...

امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام ...

نهج البلاغه - حکمت 55

با تشکر از :

روزگار پیچ!یدهـ

یک خبرنگار ...
۲۷ارديبهشت

" گر دست دهد خاک کف پای نگارم

بر لوح بصر خط غباری بنگارم

بر بوی کنار تو شدم غرق و امید است

از موج سرشکم که رساند به کنارم

پروانه او گر رسدم در طلب جان

چون شمع همان دم به دمی جان بسپارم

امروز مکش سر ز وفای من و اندیش

زان شب که من از غم به دعا دست برآرم

زلفین سیاه تو به دلداری عشاق

دادند قراری و ببردند قرارم

ای باد از آن باده نسیمی به من آور

کان بوی شفابخش بود دفع خمارم

گر قلب دلم را ننهد دوست عیاری

من نقد روان در دمش از دیده شمارم

دامن مفشان از من خاکی که پس از من

زین در نتواند که برد باد غبارم

حافظ لب لعلش چو مرا جان عزیز است

عمری بود آن لحظه که جان را به لب آرم " ... 

یک خبرنگار ...
۲۶ارديبهشت

دوستانِ بلاگفائی ؛

ریلکس ریلکس ریلکس تر " ...

خونسردی خودتون رو حفظ کنید ... 

هیچی نشده !! ... (++)

" یک هفته دیگر فرصت دهید " ! ... :|

یک خبرنگار ...
۲۶ارديبهشت

یک خبرنگار ...
۲۵ارديبهشت

ساعت 17 امروز ؛ جمعه 25 اردیبهشت 94 ...

دربی پایتخت ...

پرسپولیس - استقلال ...

بهش میگن : دربی بی خاصیت !! ... (+)

دربی بی ارزش !! ... (+)

دربی کتک خورده ها ... !!

می دونید چرا ؟!؟! ... :|

یک خبرنگار ...
۲۵ارديبهشت

صلوا على رسول الله (ص) ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۵ارديبهشت

دانشکده ادیسون شمال ... !

 

 

مدت زمان: 3 دقیقه 8 ثانیه
پی نوشت :
خدا به داد قاسمی های این مملکت برسه ... !!!
یک خبرنگار ...
۲۴ارديبهشت

درود خدا بر روح پرفتوح عالم ربانی آیت الله بهجت فومنی (ره) ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۴ارديبهشت

 " در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است

به من اجازه ی در اوج پر زدن داده است ...

در آن کرانه که همواره یک نفر آنجاست

که در پذیرش مهمان همیشه آماده است ...

در آن کرانه که خورشید پیش یک گنبد

بدون رنگ ز بازار حُسن افتاده است ...

همیشه از تو سرودن چه سخت و شیرین است

شبیه تیشه زدن های سخت فرهاد است ...

سوال می کند از خود هنوز آهویی

که بین دام و نگاهت کدام صیاد است ...

دلم که دست خودم نیست این دلِ غمگین

همان دلی است که جامانده در گوهر شاد است ...

بدون فن غزل بی کنایه می گویم

دلم برای تو تنگ است شعر من ساده است " ...

یک خبرنگار ...
۲۳ارديبهشت

" آن که ما را کرده است آزاد ؛ خود زندانی است " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۳ارديبهشت

" محبت ؛

تنها هدیه ای است که نیاز به بسته بندی ندارد " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۲ارديبهشت

خانواده امروزی !! ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۲ارديبهشت

آیدین سیار سریع در روزنامه قانون نوشت : 

" نشسته در خانه و داشتم در عوالم خودم موز می‌خوردم (!) که دیدم یکی از دوستان دارد توی وایبر بال بال می‌زند و می‌گوید : هموطن ! هموطن ! . پیامش را باز کردم ببینم مشکلش چیست ؟ نوشته بود : عربستان سعودی به موزهای وارداتی موادی اضافه می‌کند که با خوردن آن مردها عقیم می‌شوند . آنها می‌خواهند نسل ایرانی را از بین ببرند . موز نخور هموطن ! . پیام دادم : مگه موز از عربستان میاد ؟ گفت : نه ولی آنها در مرزهای کشور مأموران خود را مستقر کرده‌اند تا موزهای وارداتی را مسموم کنند ! 

به موز توی دستم نگاه کردم . موز هم به من نگاه کرد . موز گفت : منو بخور قوی شی . گفتم : نه ، احتیاط شرط عقل است . میوه بیچاره را انداختم توی سطل آشغال و تلویزیون را روشن کردم ببینم مسئولین چه برنامه‌های جذابی برای ما تدارک دیده‌اند . دوباره صدای وایبر درآمد . دیدم در یکی از این گروه‌ ها نوشته‌اند : تلویزیون نبینید ! می‌میرید ! تشعشعات تلویزیون در گنبد کاووس یک جوان را به کام مرگ کشاند . دانشمندان شرکت ساخت تلویزیون‌ های 14 اینچ هوشنگ الکتریک به تازگی دریافته‌اند : دیدن تلویزیون‌های ال ای دی جدید مرگ آفرین است . در هفته گذشته بیست نفر جلوی تلویزیون مرده‌اند . این پیام را به بقیه هم بده وگرنه تو هم می‌ میری ! سریع تلویزیون را خاموش کردم و پیام را برای بقیه کپی کردم . عجیب بود . به محض خاموش کردن تلویزیون من توانسته بودم زنده بمانم . هیچ وقت فکر نمی‌کردم این شایعات صحت داشته باشد . 

در واتس آپ یکی نوشت : امروز واتس آپ می خواد پر تکرارترین واژه رو انتخاب کنه . پنج هزار بار بنویس ایران تا کشورمون در واتس آپ سربلند باشه . حدود پنج شش ساعت مشغول سربلندی کشور در واتس آپ بودم تا جایی که حالم بد شد و دیگر نتوانستم ادامه دهم . سربلند کردن کشور واقعا کار سختی است . حالا می‌فهمم والیبالیست‌ ها و محمد جواد ظریف چقدر زحمت می‌کشند . 

پیام دیگری که دوستان در وایبر برای آگاهی بخشی به ملت پخش می‌کردند این بود : چند دختر جوان با درآوردن خود به شکل همسران شما به خانه‌ تان وارد می شوند و شما را می‌خورند . اینها آدم خوارند . اگر در خانه تنها هستید و دیدید همسرتان در می‌زند در را باز نکنید.  پیش خودم گفتم : خلن اینا ؟ اگه خودشون رو شبیه همسر آدم نکنن که راحت‌ تر می‌تونن وارد خونه بشن ... !! ولی به هرحال احتیاط شرط عقله .

ساعت دو ظهر بود که زنگ آیفون به صدا درآمد . ظاهرا همسرم بود . گفتم چی می خوای ؟ گفت: درو باز کن دارم از گرسنگی می‌میرم . با ترس گفتم : چرا بیرون چیزی نخوردی ؟ گفت : تو توی خونه‌ای اون وقت من بیرون غذا بخورم ؟!! با ترس گوشی را گذاشتم روی آیفون . یقین پیدا کرده بودم که آدمخوار پشت در است . سریع گوشی را گرفتم دستم و در گروه وایبر دوستان نوشتم : ماجرای ورود آدمخوارانی به شکل همسر آدم کاملا حقیقت داره . الان یکیشون پشت در خونه ما کمین کرده . همین طور که داشتم می‌نوشتم دیدم آدمخوار کلید انداخت و در را باز کرد . از ترس گوشی را پرت کردم و چند گام عقب عقب رفتم و چسبیدم به دیوار . نامردها نگفته بودند آدمخوارها کلید دارند . چشمانم را بستم و گفتم : جون مادرت منو نخور ... !

چشمانم را که باز کردم دیدم دستانم را بسته‌اند به تخت ، در مرکز ترک (تجربی) اعتیاد به اینترنت . فریاد می‌زدم : ولم کنین نامردا . تا شب باید این پیام رو به صد و بیست نفر برسونم وگرنه اتفاق وحشتناکی می‌افته . دو نفر بالای سرم بودند . یکی شان گفت : فکر نکنم دیگه امیدی باشه . آن یکی گفت: نه دیگه این خوب بشو نیست . اولی گفت: ولی نمیشه همین جوری ولش کنیم تو جامعه . خوی وایبری گرفته . دومی گفت : الان افراد جامعه اکثرا همین طوری‌ ان . ما تو اقلیتیم . اولی گفت : راست میگی . ما هم اسکل کردیم خودمون رو . راستی تو لاین خوندم تا امشب باید ده تا معتاد رو آزاد کنیم . یه مرکز درمانی این کارو نکرد چهار نفر از اعضاش مردن . دومی دستم را باز کرد و گفت : برو عمو جان . برو خوش باش " ... ‌

یک خبرنگار ...
۲۱ارديبهشت

" من و خمپاره همین الان یهویی !! " ... (+)

با تشکر از :

خوب کار کردن یا کارِ خوب کردن

یک خبرنگار ...
۲۱ارديبهشت

" خدایا ؛

دلیل روشن نشدن دلم رو می دونم ...

کبریتِ ایمانم خیس شده !! " ... :(

یک خبرنگار ...
۲۰ارديبهشت

آگهی استخدام ...

صفحه اول روزنامه همشهری ...

شنبه 19 اردیبهشت 94 ...

یک خبرنگار ...
۲۰ارديبهشت

بلاگفا جان ... !!!

به نظرت جُز صبر و شکیبایی کار دیگه ای هم از دست ما برمیاد !؟!؟ ... :|

فقط این احتمالا و امیدواریم که نوشتید کمی تا قسمتی نگران کننده است ... !!

البته بازم میگم : خوشحالم که این توضیحات رو می نویسی و هر اتفاقی رو به ما خبر میدی ...

ما هم - عمیقا - امیدواریم مشکل سایت تا آخر هفته رفع بشه ... (+)

ان شاءالله ...

یک خبرنگار ...
۲۰ارديبهشت

اطراف پاسارگاد در استان فارس ...

به به ... :)

خدا بده برکت !! ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۹ارديبهشت

" اوست نشسته در نظر ...

من به کجا نظر کنم ... !؟

اوست گرفته شهر دل ...

من به کجا سفر برم !؟ " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۹ارديبهشت

همین چند روز پیش بود که رییس انجمن مددکاری ایران از ثبت 19 طلاق در هر ساعت در کشور ما خبر داد ... (+)

چرا خانواده ها این هشدارها رو جدی نمی گیرند ... ؟!؟!

این اصلی ترین حرفِ من در این پُست هست ...

بسیاری‌ از آسیب‌ شناسان‌ اجتماعی‌ و جُرم‌ شناسان‌ ؛

به رابطه‌ مستقیم‌ میان‌ طلاق‌ و افزایش‌ میزان‌ گرایش‌ افراد به‌ بزهکاری‌ و نقض‌ قوانین‌ اذعان دارند ...

و ناهماهنگی ‌های‌ طبقاتی ‌، دخالت‌ های‌ خانواده‌ ها ، دوستان‌ ناباب‌ ، ازدواج‌ های‌ اجباری ‌...

تعدد زوجات‌ ، گرایش‌ به‌ مواد مخدر و الکل‌ ، رسیدن‌ به‌ ثروت‌ ناگهانی‌ ، فقر ، بیکاری‌ ... 

پُرکاری‌ و اشتغال‌ فوق‌العاده‌ هر یک‌ از زوجین ‌، اختلافات‌ فرهنگی‌ و تربیتی ‌...

نداشتن‌ مسکن‌ ، محکومیت‌ های‌ درازمدت ‌، بد آموزی ‌های‌ وسایل‌ ارتباط‌ جمعی‌ ...

به خصوص‌ صدا و سیما و غیره رو از عوامل‌ مختلف‌ اجتماعی‌ در وقوع‌ طلاق‌ می دونند ...

من – اما - نه روانشناسم و نه به قولی حقوقدان بلکه از دیدگاه ارتباطات اجتماعی معتقدم : 

روابط انسانی در جامعه ما به ویژه در حوزه خانواده در مرحله هشدار قرار داره ...

هشدار و زنگ خطری که متأسفانه جدی گرفته نمیشه ...

کاری به چرا و چقدر طلاق ها و ازدواج های کشور ندارم ...

حرفم درباره افزایش جُرم و جنایت و جنون در روابط زناشویی امروزی هاست ...

اینکه زوجین برای استحکام روابط خانوادگی و اجتماعی خود تلاشی نمی کنند ...

و با کوچکترین اختلافات - خیلی خیلی زود - بحث طلاق به میان میاد ...

و رضایت نداشتن یکی از آنها ممکنه – حتی - به قیمت جان و مال و آبرو و اعتبارشون هم تموم بشه ... !

نمونه های این اختلافات که منجر به جنایت های باورنکردنی شد در اخبار حوادث کم نیست ...

در اطراف و اطرافیان ما هم ...

مثل قتل مرد جوان سیاهکلی در بهمن ماه گذشته ...

که همسرش با اجیر کردن هم دانشگاهی خود نقشه اش رو عملی کرده بود ... (+)

جوان 37 ساله رو با ضربات متعدد چاقو ساعت 3 بامداد در منزلش به طرز وحشیانه ای به قتل رسوندند ...

این در حالی هست که هر دوشون از خانواده های سرشناس این شهر بودند ...

در اعترافات زن 29 ساله آمده : 

می‌دانستم شوهرم طلاقم نمی ‌دهد برای همین نقشه قتل او را طراحی کردم ... !!

همین طور این خبر که حدود 6 روز پیش اتفاق افتاد : 

رئیس شورای شهری که زن و بچه هایش را در آتش سوزاند ... (+)

رئیس شورای شهر کلاچای که خودش در این حادثه دچار 25 درصد سوختگی شده بود اعتراف کرد :

مدتی بود که با همسرم اختلاف داشتم . شب حادثه دوباره با هم درگیر شده و او قصد ترک خانه را داشت ...

برای این که سد راه او شوم 4 لیتر بنزین تهیه کرده و روی فرش ریختم ...

با این کار فقط می خواستم او را بترسانم " ... !!!

مجرمان و متهمانِ این دو خبری که نوشتم  ؛ 

هم پول داشتند ، هم کار ، هم شهرت یا از خانواده های معروف بودند ...

اما کارشون به جنون ، جنایت یا هر چی که اسمش رو بذاریم کشید ...

علل و عوامل بسیاری منجر به وقوع این جور حوادث ناگوار و حتی وحشیانه میشه ...

که مهم ترین آن در جامعه کنونی - به اعتقاد من - کمرنگ شدن نقش معنویات در زندگی ...

و سست شدن بنیان خانواده هاست ...

معنویات و باورهای دینی به معنای واقعی اش نه آنچه که فقط لقلقه زبان آدم ها باشه ...

و خانواده ؛ این رکن اصلی جامعه که – این روزها - به لرزه در اومده ...

و این تهدید و هشداری جدی برای همه ماست ...

تسلیت نوشت :

آرزوی صبر و تسلای دل دارم برای خانواده های داغدار قربانیان این حوادث که از هم استانی های ما هستند ...

یک خبرنگار ...
۱۸ارديبهشت

" از شوق زیارت حرم باریدند 

ابر و مه و آسمان حرم را دیدند

گفتند به هم که فرصت خوبی شد

خاک کف پای زائران بوسیدند " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۸ارديبهشت

" تو با من باش ...

من دست همه ی اتفاق ها را می گیرم که نیفتد " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۷ارديبهشت

" بابام مودم وای فای رو گذاشته جلوی تلویزیون ...

هر وقت کارمون داره ، دیگه صدامون نمی کنه ، مودم رو خاموش می کنه …

یکی یکی از اتاقمون خارج مى شیم ... !!

لامصب مثل پشه کش عمل می کنه ... !

یک خبرنگار ...
۱۷ارديبهشت

پی نوشت :

این اطلاعیه جدید بلاگفاست ...

چه عجیب و عجب که ایشون قبلش یه خبری داد به کاربران ... !!!

البته اگر کاربری باقی مونده باشه که بخواد این دو روز صبر و شکیبایی پیشه کنه !!! ... :|

دوستانِ بلاگفایی ما که یکی پس از دیگری یا به ابزارهای ارتباطی دیگه روی آوردند یا به آغوش گرم خانواده هاشون برگشتند ... !!!

اینم یه اطلاعیه از سوژه نگار ...

با وضعیتی که در لینک ها و پیوندهای وب می بینم - احتمالا - وبلاگ های غیرفعال رو به صفحه تبادل لینک منتقل کنم ...

و پیوندهای جدیدی - که بروز می کنند و خواننده شون هستم - رو اضافه کنم ... 

یک خبرنگار ...
۱۷ارديبهشت

یک خبرنگار ...
۱۶ارديبهشت

" بینی جهان را خود را نبینی

تا چند جانا غافل نشینی

نور قدیمی شب را بر افروز

دست کلیمی در آستینی

بیرون قدم نِه از دور آفاق

تو پیش از اینی تو بیش از اینی

از مرگ ترسی ای زنده جاوید ؟

مرگ است صیدی تو در کمینی

جانی که بخشند دیگر نگیرند

آدم بمیرد از بی یقینی

صورتگری را از من بیاموز

شاید که خود را باز آفرینی " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۶ارديبهشت

" یادمان باشد اگر شاخه گُلی را چیدیم ...

وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۵ارديبهشت

واگذاری پرسپولیس و استقلال به بخش خصوصی هم از جمله سریال های کشدار سرزمین ما شده ...

بحث خصوصی سازی این دو باشگاه از اواخر دهه 70 هجری شمسی و به موازات رویکرد نظام در کاهش تصدی گری دولت مطرح و به تناوب دنبال شد ...

این بحث در وزارت ورزش و جوانان دولتِ یازدهم – ظاهرا – جدی گرفته شد تا جائی که سه مزایده برای فروش این دو باشگاه مردمی با قیمت پایه 290 میلیارد تومانی اعلام شد که البته هیچ یک - به دلایلی - به نتیجه نرسید ...

مزایده اول (27 بهمن ماه 93) و مزایده دوم (18 اسفند ماه 93) به دلیل نبود مشتری برگزار نشد ... (++)

مزایده سوم هم (9 اردیبهشت ماه 94) در حالی برگزار شد که پرسپولیس سه خریدار و استقلال فقط یک مشتری داشت که اونم به دلیل واریز نکردن پول قبل از مزایده کنار گذاشته شد ... (+)

مشتریان خرید پرسپولیس هم - اما - هر یک به دلایلی از گردونه کنار رفتند تا وضعیت واگذاری سرخابی های پایتخت ، همچنان در هاله ای از ابهام باقی بمونه و کار به مزایده چهارم (29 اردیبهشت ماه 94) کشیده بشه ... (+)

این ماجرا تا حالا حاشیه ها و حرف و حدیث های بسیاری به همراه داشته که در نوع خودش جالب بود ...

از رقم پیشنهادی 296.666.666.666 تومانی آقای عابر بانک (حسین هدایتی) برای خرید پرسپولیس گرفته تا جوک ها و لطیفه هایی که پرسپولیسی ها به خاطر مشتری نداشتن باشگاه استقلال در مزایده سوم ساختند مثل این : " پیشنهاد می‌ کنم هر کی پرسپولیس رو خرید استقلالم بهش اشانتیون بدید " ... :))

آبی ‌ها در سومین مرحله مزایده فقط یک متقاضی داشتند که حتی گفته شد : بیشتر قصد تبلیغات رایگان داشته تا خریدِ استقلال ... !!

هر چند در آخر مزایده باشگاه پرسپولیس هم پوچ شد و برنده ای نداشت !! ... :|

حال باید منتظر موند و دید این واگذاری بالأخره انجام میشه یا نه همچنان در حد حرف باقی می مونه ... ؟؟!

و اینکه خدا کنه این خصوصی سازی تأثیر مثبتی در رفع مشکلات ورزش فوتبال به ویژه دو تیم پرطرفدار سرخابی داشته باشه و تنها به نامِ مردم نباشه و به کامِ مولتی میلیاردرها ... !!؟

یک خبرنگار ...
۱۴ارديبهشت

" ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست ... ؟!

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست ... ؟!

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش ...

آتش طور کجا موعد دیدار کجاست ... ؟!

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد ...

در خرابات بگویید که هشیار کجاست ... ؟!

آن کس است اهل بشارت که اِشارت داند ...

نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست ... ؟!

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است ...

ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست ... ؟!

باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنش ...

کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست ... ؟!

عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو ...

دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست ... ؟!

ساقی و مطرب و مِی جمله مهیاست ولی ...

عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست ... ؟!

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج ...

فکر معقول بفرما گُل بی خار کجاست " ؟! ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۴ارديبهشت

یک خبرنگار ...
۱۳ارديبهشت

" ﺭﺍﺯ ﺁﺭﺍمش ﺩﺭﻭﻥ ؛ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻧﺒﺴﺘﻦ ﺍﺳﺖ ...

ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ...

ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺗﻌﻠﻖ ﻧﺪﺍﺭﺩ " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۲ارديبهشت

" شُکر خدا که نام علی (ع) در اذان ماست ...

ما شیعه ایم و عشق علی (ع) هم از آن ماست " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۲ارديبهشت

" از الف اول امیدی از برایت ای معلم " ...

معلم ها از تأثیرگذارترین آدم های زندگی ما هستند و خدا رو شُکر که معلمان و اساتید دوران تحصیل من از بهترین ها بودند و همیشه در ذهنم ماندگار و قابل احترامند ... (+)

تصویر خیلی هاشون از ذهنم رفته ولی یاد و نامشون برام تازه و فراموش نشدنی هست ...

بهار امسال که اومد دو تا از بهترین هاشون به دیار باقی رفتند ...

معلم خوب و دوست داشتنی کلاس دومِ دبستانم ؛ سیما ارض پیما که - فروردین امسال - بر اثر بیماری سرطان درگذشت ... :(

از خانوم ارض پیما چهره و صورتِ خندانش یادم هست و بوسه های گرم و دستانِ نوازشگرش ...

شاید باورتون نشه ولی ورود و خروج ما از کلاس - بیشتر اوقات - با بوسیدن همراه بود و لبخند پُرمهرش ...

شاید برای این بود که اغلب ، معلم کلاس اولشون رو خیلی دوست دارند و من معلم کلاس دومم رو ... 

و شاید نمراتِ بیست من - اول و بیشتر - به خاطر او بود ...

روحش شاد ...

و استاد حسین قندی هم که پیش از این مفصل درباره شون نوشتم - سوم اردیبهشت امسال - 17 روز پس از سکته ی مغزی از دنیا رفت ... (+)

یکی چند تا از مهم ترین کلاس های روزنامه نگاری رو باهاشون داشتیم و بهترین درس ها و فنون این دانش رو بی دریغ به ما یاد داد ...

خدا رحمتش کنه ...

معلمان شاخص و و اساتید برجسته ی دیگری هم هستند که خاطرات زیادی ازشون دارم ... 

امیدوارم هر جا هستند خوب و خوش و تندرست باشند ... 

فعلا یادی می کنم از دو معلم ماندگار ...

صدیقه محمدی فشتمی ؛ معلم ادبیات دوم راهنمایی من که خانومی جوان و با انگیزه بود ...

ایشون در زمینه شکوفایی استعداد نوشتن و معرفی شعر و داستان ، خیلی به ما کمک کرد ...

یادم میاد برای رفتن به کلاسش لحظه شماری می کردم ...

انشاء رو باید سر کلاس می نوشتیم و هر کی دوست داشت همونجا می خوند و بقیه نقد می کردند ...

ویژگی که یاد ایشون رو درخاطرم زنده نگه داشت این بود که موضوع انشاء رو که اعلام می کرد ، خودش هم همراه ما می نوشت و بعد از اینکه ما انشاهامون رو می خوندیم و درباره اش حرف می زدیم ، با صدای قشنگش مطلبش رو می خوند و چقدر نوشته هاش برای من جذاب و آموزنده بود ...

تمامِ روز انشای خانوم معلم رو توی ذهنم مرور می کردم ... 

یادش گرامی ... 

معلم بعدی هم کامران احمدپور ؛ معلم انگلیسی دوم دبیرستان ما بود که فقط سه ماه به ما درس داد و بعد که فوق لیسانس قبول شده بود به تهران رفت ...

از کلاس ایشون هم - خیلی زیاد - در زمینه شیوه های نوین آموزش زبان خارجه و ادامه تحصیل و بررسی اخبار و مسائل روز جامعه خاطره دارم ...

خدا حفظش کنه ...

هر چه از معلم و استاد بنویسیم کمه ...

چون هر چه آموختیم از مهرورزی معلم ها و اساتید ما بود ...

از کوتاهی ها و کاستی های برخی از معلمان هم میشه نوشت که خوب و بد و موفق و ناموفق در هر قشر و شغلی هست ...

اما بمونه در روزهایی جُز این روز و هفته که این روزها برای پاسداشتِ مقام معلم هست ...

این روز بر تمام معلمان فرهیخته ی این مرز و بوم مبارک ... :)

به یاد استاد شهید مرتضی مطهری که به واقع متفکری بزرگ بود و هنوز هم مرور اندیشه های نابش راهگشا و قابل تأمل هست ...

راهش پررهرو باد ...

یک خبرنگار ...
۱۱ارديبهشت

" جانِ عالم به فدای تو علی (ع) " ... 

" صد رحمت و صد آفرین بر دست و بر بازوی او " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۱ارديبهشت

شاعر می فرماید :

" روز مرد است و عجیب ! کادوی ما ناب است ...

گر چه این دُرِّ گرانقدر همان جوراب است !!! " ... :)

یک خبرنگار ...
۱۱ارديبهشت

خدا قوّت به کارگرانِ شریف و پُرتلاش ...

روز جهانی کارگر مبارک ...

به امیدِ توجه بیشتر و ارج نهادن به این قشرِ زحمتکش و تأثیرگذار ...

یک خبرنگار ...
۱۱ارديبهشت

یک خبرنگار ...
۱۰ارديبهشت

رونمایی از سایت جدید KHAMENEI.IR ویژه نوجوانان


پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌ الله خامنه‌ای ( KHAMENEI.IR ) ، با توجه به

حضور فعال نسل نو در فضای مجازی ، از سایت جدیدی با عنوان نو+جوان (ویژه مخاطبان تا ۱۸ سال)

در روز پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت‌ ماه رونمایی خواهد کرد .

این سایت قصد دارد با استفاده از همراهی و مشارکت نوجوانان فعال و بهره‌گیری از ظرفیت‌ ها و 

توانایی‌ های این نسل ، پیام انقلاب اسلامی را با تمرکز بر اندیشه‌ های حضرت آیت‌ الله خامنه‌ ای 

در فضای مجازی ترویج کند و فضایی را فراهم آورد تا کاربران نیز نظرات و تولیدات خود را 

در معرض دید یکدیگر قرار دهند .

سایت نو+جوان با نشانی nojavan.khamenei.ir روز پنجشنبه همزمان با برگزاری 

مراسم رونمایی از تقریظ  رهبر انقلاب بر کتاب خاطرات اسارت جمعی از نوجوانان ایرانی 

با عنوان آن ۲۳ نفر افتتاح خواهد شد ... (+)

یک خبرنگار ...