سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

خبری - تحلیلی

سوژه نگار

..................................................
" یا رب نظر تو برنگردد " ...
..................................................

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۵۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

۲۹اسفند

یک خبرنگار ...
۲۹اسفند

" امروز اگر نشد ولی یک روز می شود

ساعت به وقت شرعی زهرا (س) دوازده " ...

یک خبرنگار ...
۲۹اسفند

پی نوشت :

خیلی سپاس از دوست ارجمندی که این عکس نوشته ی جالب رو برامون ارسال کرد ...

این قطعه شعر حافظ هم تقدیم ایشون و همه ی شما دوستانِ خواننده : 

" سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت ...

بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام ...

سالِ خرم ، فالِ نیکو ، مالِ وافر ، حالِ خوش ...

اصلِ ثابت ، نسلِ باقی ، تختِ عالی ، بختِ رام " ... :)

یک خبرنگار ...
۲۸اسفند

" شاید فردایی نباشه " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۷اسفند

" بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک ...

شاخه‌ های شسته ، باران‌ خورده پاک ...

آسمانِ آبی و ابر سپید ...

برگ ‌های سبز بید ...

عطر نرگس ، رقص باد ...

نغمه شوق پرستوهای شاد ...

خلوتِ گرم کبوترهای مست ...

نرم‌ نرمک می‌‌رسد اینک بهار ...

خوش به‌ حالِ روزگار ...

خوش به ‌حالِ چشمه ‌ها و دشت ‌ها ...

خوش به‌ حالِ دانه ‌ها و سبزه‌ ها ...

خوش به‌ حالِ غنچه ‌های نیمه‌ باز " ...

یک خبرنگار ...
۲۶اسفند

" باز باران ...

باز باران روی خاک ...

جُرعه ای از آسمان ما را بس است " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۶اسفند

پی نوشت :

چهارشنبه سوری قدیم ؛ کمی تفریح و آتش بازی بود ؛ جیغ و شادی و تموم ...

نه مثل سال های اخیر که ماهیتش به چهارشنبه سوزی تغییر کرده ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۵اسفند

" عبادت به جُز خدمتِ خلق نیست " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۵اسفند

گاهی اوقات این جوک ها هم کم آموزنده نیستند ... !!

مثل این :

" یه کافی شاپ تو استرالیا با این کارش سعی کرده کمى ادبِ کلامى در مردمش ایجاد کنه : 

یک قهوه = ٥ دلار ...

یک قهوه لطفا = ٤ دلار و پنج سنت ...

صبح بخیر ، یک قهوه لطفا = 4 دلار ...

مسلما مردم ترجیح میدن به ازای کمی مؤدب بودن یک دلار کمتر پرداخت کنند ...

من اگه برم تو این کافى شاپ ، میگم :

سلام صبح بخیر ، حالتون خوبه ان شاءالله ؟! بچه ها خوبن ؟! همسر گرام خوبن ... ؟! بى زحمت ، قربون دستتون ، اگه زحمتى نیست یک قهوه لطفا ، اصلا شما بشینید خودم میریزم " ! ... :)) 

کاری به جوک و واقعی بودن یا صحت این ماجرا ندارم ...

برام جالبه چه ظریف میشه آموزش داد ... ؟!

و امر به معروف و نهی از منکر کرد ... !

همین ... 

یک خبرنگار ...
۲۴اسفند

" هر چه دلم خواست نه آن می شود " ... 

یک خبرنگار ...
۲۴اسفند

" خوشتر زِ عیش و صحبت و باغ و بهار چیست ... ؟!

ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست ... ؟!

هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

کس را وقوف نیست که انجام کار چیست ... ؟!

پیوند عمر بسته به موییست هوش دار

غمخوار خویش باش غم روزگار چیست ... ؟!

معنی آب زندگی و روضه ارم

جز طرف جویبار و می خوشگوار چیست ... ؟!

مستور و مست هر دو چو از یک قبیله‌اند

ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست ... ؟!

راز درون پرده چه داند فلک خموش

ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست ... ؟!

سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست

معنی عفو و رحمتِ آمرزگار چیست ... ؟!

زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست

تا در میانه خواسته ی کردگار چیست " ؟! ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۳اسفند

" تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۲اسفند

همه روزها متعلق به شهداست ... (+)

شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات :

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ ...

یک خبرنگار ...
۲۲اسفند

و سریالی شده برای خودش این کلیپ بیژن ؛ دانش آموزِ شیب ، بام ... !!

این بار از زاویه ای دیگر به این ماجرا نگاه کنیم ...

" چرا در شمال ایران بام بسیاری از خانه ها را شیب دار می سازند " ... ؟!؟!

" جنگل سرمایه ملی است یعنی چه " ... ؟؟!

دو سوال معروفی که خیلی ها سال ها پیش در بلوتوث موبایلشون از زبان معلم جوانی شنیدند که از دانش آموز 9 ساله اش می پرسه ...

بیژن ؛ دانش آموز زرنگی که فقط در امتحانات شفاهی هول می شد ...

مثل خیلی از دانش آموزان دیگه ...

اما توزیع و پخش این فیلم چند دقیقه ای براش گرون تموم شد ...

به قیمت از دست دادن آرامش تحصیلی اش ...

به گفته ی خودش - در مصاحبه هایِ کتبی و تصویری که امسال ازش تهیه شد – دوم راهنمایی بود که فیلمش رو دید ...

و اول دبیرستان که رسید ؛ از تمسخر دیگران کلافه شد و ترک تحصیل کرد ... !!

در 6 ماه گذشته به گچ کاری ساختمون روی آورد ...

ولی آقا معلم تموم تلاشش رو کرد که هر طور شده آقا بیژن رو به ادامه تحصیل تشویق کنه ...

وی خودش خبر ترک تحصیل این دانش آموز رو رسانه ای کرد بلکه بتونه جلوی این کار رو بگیره ...

و خدا رو شکر که جامعه ی فهیم ما خیلی بیشتر از اونایی هستند که موجباتِ رنجش این نوجوان رو فراهم کردند ...

معلم ، اطرافیان ، رسانه ها و مسوولان بالأخره موفق شدند آقا بیژن رو به ادامه تحصیل ترغیب کنند ... 

ذر صورت تمایل ، گزارش باشگاه خبرنگاران از بیژن رو ببینید ... (+)

ما پیش از درباره ی این موضوع نوشتیم و اینجا با هم حرف زدیم ... (++)

آنچه که امروز با اعلام خبر امکان ادامه تحصیل این دانش آموز زرنگ میخوام بگم اینه که در ارتباطات اجتماعی ما برخی اشتباهات جبران ناپذیرند و سرنوشت دیگران رو تغییر می دهند ...

برخی مواقع اما میشه بی تفاوت نبود و به رفع اشتباه امیدوار بود ...

همه ما شاید از این اشتباهات شیب دار تو زندگیمون داشته باشیم ...

گاهی ممکنه - خواسته یا ناخواسته – دلی رو بشکنیم یا امیدی رو ناامید کنیم ...

یا اینکه به هر دلیلی مسببِ ناراحتی فرد یا گروهی بشیم ...

مهم اینه که تا حد امکان برای جبران اشتباهمون بکوشیم ...

به امید روزی که هیچ دلی نشکنه ...

و به امید موفقیت همه ی آینده سازان مملکت عزیز ما ...

یک خبرنگار ...
۲۱اسفند

همینطوری یهویی ...

برایِ تشکر از دوستانِ خوبم ... 

جایِ دوستانِ غائب هم ؛ سبز ...

" زینتِ هر وبلاگ 

به دوستانی است که در آنجا تردد می کنند " ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۱اسفند

بیاناتِ امروزِ رهبر انقلاب ... 

در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان رهبری  ... (+)

" ما رو از آخر بازی نترسون "  ... (+)

یک خبرنگار ...
۲۰اسفند

امروز تولد سردار سرافراز اسلام ؛ حاج قاسم سلیمانی هست ... (+)

" خدایت یار تا آن دَم که از هستی نشان باشد ... 

دعایت می کنم سهمت همیشه آسمان باشد " ... (+)

برای سلامتی سردار سلیمانی و تمام مدافعین اسلام صلوات ...

یک خبرنگار ...
۲۰اسفند

" سوال می کند از خود هنوز آهویی

که بین دام و نگاهت کدام صیاد است " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۹اسفند

پی نوشت :

سپاس از دوستی که عکس نوشته رو برامون ارسال کردند ...

بارها تصمیم داشتم درباره ی سکوتِ آدم ها بنویسم ...

و دیدگاه های مختلف در این مورد رو بدونم ...

سکوت معانی متفاوتی داره ...

و این معنی در زمان و مکان و افراد مختلف فرق می کنه ...

من معتقدم خداوند آدم ها رو برای سکوت خلق نکرده ... 

البته منظورم دَم فروبستن به وقتِ گفتن نیست ...

هر چیزی جایگاهِ خودش رو داره ...

و سکوت هم به وقتش مزایای زیادی داره ...

مثل سکوت برای تفکر که لازمه ی زندگی هست ...

اما سکوتِ طولانی آدم ها به نظر من تلخ و آزاردهنده است ... 

یک خبرنگار ...
۱۹اسفند

میگه :

" داشت تو آب خفه میشد ... !

من نجاتش دادم !! " ... :|

یک خبرنگار ...
۱۹اسفند


یک خبرنگار ...
۱۸اسفند

 بازارهای گیلان شلوغ است اما نه برای خرید ... !!

مردم تماشاچی بازار شب عیدند ...  (+)

قبل نوشتم !! ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۸اسفند

" از گنهِ دم  به دمم آتش طوفنده شدم 

هم شدم از توبه خجل ، هم زِ تو شرمنده شدم 

صاحب من ، خالق من ، داور من ، یاور من ...

حیف تو را داشتم و غیرِ تو را بنده شدم " ...

تشکر از دوست ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۷اسفند

پی نوشت :

خدایا ؛

ریال هایِ مملکت رو زیاد بگردان ... !

تومن ها رو فاکتور بگیر ... !!

میلیون و میلیارد ها رو ریشه کن بفرما !! ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۵اسفند

" پروردگارا ...

به تو پناه می برم ؛

از اینکه از تو چیزی بخواهم که به آن آگاهی ندارم " ...

آیه 47 سوره مبارکه هود ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۵اسفند

دارم بد میشم ... !

تو هستی و من بهانه ات رو می گیرم !! ... :(

تو هستی و من خودم رو تنها می بینم ... !!

تو هستی و من می ترسم ... !

تو به من نعمت میدی و من استفاده نمی کنم ... !

تو به من مهلت میدی و من هیچ کاری نمی کنم ... !!

تو به من فرصت میدی و من غفلت می کنم !! ... :(

دارم بد میشم ... !

" نه از تو بی گلایه تر ، نه از تو بی صدا ترم " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۵اسفند

به مناسبت 15 اسفند ماه ؛ 

روز درختکاری و آغاز هفته منابع طبیعی ...

پ.ن :

به قولِ بزرگی که نوشت :

" درخت را با قلب می کارند نه با دست  " ...

یک خبرنگار ...
۱۴اسفند

" غم هایی که

چشمانت را خیس نمی کنند ...

دلت را به آتش می کشند ...

بی صدا سوختن دردناک است " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۴اسفند

" دست هایی که کمک می کنند ؛

بسیار مقدس تر از لب هایی هستند که دعا می کنند " ...

14 اسفند ماه - آغاز هفته ی احسان و نیکوکاری - گرامی باد ...

یک خبرنگار ...
۱۴اسفند

" بانوی شب‌های روشن ، فانوس فریاد در باد

تک یادگار رسالت ، در رجعت کفر و بیداد

تنها تو بودی و تنها ، در قحط مردیّ و رادی

مَردِ تو ـ افسوس ـ در بند ، رجّاله‌ها ـ آه ـ آزاد

تنها تو مِعجَر نهادی، طوفان شدی ایستادی

شاید که احیا کنی باز ، آن عهدها ـ رفته از یاد ـ

هر جا ز غیرت نشانی ، از گونه‌ نیلی تو است

از پهلوی تو گرفته است ، بنیان توحید بنیاد

شهر پیمبر چه خاموش ! محراب و منبر ، فراموش !

تنها تو بودی و تنها، از مأذن عدل ، فریاد

خاک تو پنهان و یعنی : تو در زمین در نگُنجی

جایی که جناتِ عدن است از آبِ مَهر تو آباد

بانوی شب‌های روشن ، تو جانی و این جهان تن 

از شوق تو مِهر تابید ، از شور تو زندگی زاد " ...

حجت‌الاسلام 

سید ابوالقاسم حسینی ...

یک خبرنگار ...
۱۳اسفند

امان از دلِ مولا !! ... (+)

با تشکر از ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۳اسفند

این روزها ...

" من از کوچه های تنگ که می گذرم

دلم خیلی برایش تنگ می شود " ... (+)

با تشکر از ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۲اسفند

" هر دم به ضریح بی نشانت ای ماه

بسته ست دخیل قلبِ من با هر آه

عمری ست تپش های دلم می گوید :

یا فاطمه اشفعی لنا عندالله " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۲اسفند

" شهدا امامزادگان عشقند ...

که مزارشان زیارتگاه اهلِ یقین است " ... (+)

میزبان شهدائیم ... 

دو شهید گمنام ... (+)

یک شهید شناسایی شده بعد از 27 سال ... (+)

و شهید مدافع حرم ... (+)

بعد نوشت :

" شهید گمنام سلام ... 

پرستویِ مهاجرِ من ، صفا دادی به شهرمون " ... (++)

یک خبرنگار ...
۱۱اسفند

خُب دوستان ؛ الوعده وفا ...

مصاحبه ای که گفته بودم مجله نیمکت با دانش آموز کلیپِ شیب ، بام انجام داده منتشر شد ... 

مصاحبه با بیژن و معلمش ...

دانش آموز 9 ساله ی اون ویدئو کلیپ ، الان 16 سال داره ... (+)

یه سالی هست که ترک تحصیل کرده و در شهر تنکابن گچ کاری می کنه ... !!

آقا معلم هم - که اون سال سرباز معلم بود - الان کارشناس ارشد مرمت و کارمند دانشگاه هست ...

خودش موجبات مصاحبه رو فراهم کرده ...

پایگاه خبری تحلیلی فرارو این مصاحبه رو باز نشر داده ... 

در صورت تمایل بخونید ... (+)

آنچه در ادامه میاد نوشته همون معلم هست که از بیژن سوال می پرسه و فیلم می گیره ... (+)

★ نوشته هامو تا آخر بخونید ★ 

امشب می خوام در مورد فیلمی صحبت کنم که با نام (بیژن ...) یا (شیب...) منتشر شد ، چند سال پیش در یکی از روستاهای دوردست معلم بودم و عاشق دانش آموزای دوست داشتنیم ، به طوری که بین من و بچه هام معلم و شاگردی به معنای دوران قبل از دهه شصت معنایی نداشت ، صمیمی و رفیق . 

از اونجایی که به ثبت لحظات علاقه داشتم و دارم ، بدون هیچ قصد سوئی از تمام لحظات زیبای من و دانش آموزام فیلم و عکس ثبت می کردم و تمام این مستندات رو به صورت گنجینه ذخیره کردم ، در همون زمان یکی از این قطعه فیلم ها که ثبت شده بود نظر دیگران به خودش جلب کرد و باعث شد این فیلم دست به دست پخش بشه و در مواردی به صورت تمسخر آمیز با این فیلم برخورد شد و گاهی هم انگشت اتهام رو به سمت معلم این دانش آموز ، که چرا این دانش آموز رو مسخره کرده ... و حتی به گوشم رسیده که در مقاطع تحصیلی بالا تر آقا بیژن مورد تمسخر بعضی همکلاسی های ... قرار گرفت . 

ولی باید این توضیح رو بدم : آقا بیژن ما اصلا دانش آموز ضعیف یا تنبلی نبوده و نیست ، در همون سال که من این فیلم رو از ایشون ثبت کردم در پایه خودش نفر اول کلاس شدن ، مشکل ایشون فقط در پرسش و پاسخ های شفاهی رو در رو بوده و متوجه این مشکلش شدم به همین خاطر بر خلاف آیین نامه در اون سال ، بعد از آزمون شفاهی یک بار دیگه آزمون کتبی ازش گرفتم که به همه سئوالات پاسخ درست داد .

این عکسی رو هم که الان به نمایش گذاشتم، آقا بیژن خودمونه به همراه خواهرش شیدا خانم.

آقا بیژن اگر ناخواسته رنجوندمت ، منو ببخش ، هر جا هستی موفق و پیروز و سربلند باشی .

همیشه دوستتون دارم معلم پایه سوم شما : شفیع فیروزبخش

به گفته وی ؛ " ویدئو یه کار پژوهشى بوده و اون موقع فیلم در اختیار همکارانش در آموزش و پرورش قرار گرفته بود ...

در بعضى از سایت ها در اوایل نشر این فیلم با عنوان یک کار پژوهشى و آموزشى بارگذارى شد و خیلى هم خوب و علمى تحلیل شد ولى متاسفانه بعضى ها سوء استفاده کردند " ...

★ ★ ★ 

منم - همون طور که در اون پُست نوشتم - استنباطِ تمسخر و تحقیر از فیلم نداشتم ... (+)

 اما اینکه این فیلم یه کار مستند و عینى سازى مشکلات روانشناسى بوده باید گفت که گروه های کارشناسی و تحقیقاتی  - معمولا - این جور فیلم ها و اسناد رو محرمانه نگهداری می کنند و فقط نتایج رو منتشر می کنند ...

چون در بسیاری مواقع اشتراک گذاری این فیلم ها به مراتب آسیب رسان تر از فیلم های حوادث و خبری هست ...

مثل همین مورد که دیدیم و در صحبت های بیژن و خانواده اش هم هست ...

اونم در عصر اطلاع رسانی سریع و رونق شبکه های اجتماعی مجازی که خیلی بیشتر باید مراقب بود ...

چه بسا نیت های خیر که در این فضا به شرّ و دردسر تبدیل شده و میشه ...

با این حال آقای معلم سابق داره تلاش می کنه از قضاوت هاى غلطِ بیشتر در مورد این فیلم جلوگیرى کنه ... 

اگر - واقعا - فقط همین موضوع باعث ترک تحصیل بیژن شده باشه ، امیدواریم معلم و مسوولان و رسانه ها و خانواده اش موفق بشند این دانش آموز زرنگ رو به ادامه تحصیل تشویق کنند ...

بچه زرنگ ها حساس ترند ...

اطرافیان باید - خیلی بیشتر - هوای اونا رو داشته باشند ... :)

یک خبرنگار ...
۱۰اسفند

" هیچ دلی بی بهانه نمی تپد ؛

نمی دانم بهانه ها دلگیرند یا دل ها بهانه گیر " ... (+)

یک خبرنگار ...
۱۰اسفند

پیامبر اکرم (ص) :

" همانا فاطمه ، سرور زنان عالَم است " ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۹اسفند

از قدیم گفتند : حرف ؛ حرف میاره و حالا این سوژه بود که سوژه آورد ... !

مطلبِ " شیب ، بام " رو که نوشتم ... (+)

یکی از دوستان با اشاره بهش نوشت : این فیلم رو ببین و نظرت رو بگو ... (+)

 



مدت زمان: 7 ثانیه 

 

در وهله ی اول فیلم رو که دیدم فکر کردم مدرسه ای در خارج از ایران هست ... 

باورم نشد یه همچین کتک هایی هم باشه تو مدارس ما ... !!!

اگرچه قبلا هم اخبار و گزارش و فیلم هایی از این دست دیده بودم ... !!

اما باز هم برای ما باورکردنی نیست که محیط های فرهنگی و آموزشی ما آلوده به چنین ناجوانمردی هایی باشه ...

این روزها این فیلم در شبکه های موبایلی دست به دست میشه با این توضیح که این قدر این فیلم رو پخش کنید تا معلمش شناسایی بشه ... !!!

عجب ... !!؟

عجب از سرزمین ما که اغلب فقط حرف های قشنگ می زنیم ...

پایِ عمل که میاد وسط هزار بهانه و توجیه میاریم برای سرپوش گذاشتن روی اشتباهاتمون ...

تنبیه و تشویق لازمه ی تعلیم و تربیت هست ...

اما چه تنبیهی و چه تشویقی ... ؟؟؟!

به دوران تحصیل خودم که فکر می کنم حتی یه مورد تنبیه بدنی شدن - هم - یادم نمیاد ... 

خُب البته ما که تا مدت ها فکر می کردیم محکوم به 20 گرفتن هستیم ... !

همیشه منضبط ، همیشه ممتاز و شاگرد اول ... 

یادش بخیر ...

بعد ها که بزرگتر شدم و متوجه شدم محکومیتی در کار نیست !! ... :)

از هر معلمی که بیشتر خوشم می اومد درسش رو بهتر می خوندم ... !!

دانشکده هم که دیگه نگو ...

به درجه ای از آگاهی رسیده بودم که حواسم بود - حتما - از تمام 4 جلسه غیبت های موجه استفاده کنم ... !!

با اینکه عاشق رشته تحصیلی ام بودم این غیبت ها رو حق دانشجویی ام می دونستم !! ... :|

با این همه بیشتر تشویق یادم هست و خاطرات شیرین ...

شاید برای همین باشه که تا آخر عمرم قدردان معلمان و اساتیدم هستم ... (+)

اما تنبیه شدن برخی همکلاسی های دوران ابتدایی یادم هست ...

به خصوص مداد گذاشتن لای انگشتان کوچک آنها که یادمه گریه های وحشتناکی می کردند به خاطرش !! ... :(

با تنبیه بدنی و خشونت های کلامی که نمیشه آموزش داد و پرورش کرد ... !!!

تمام هنرمندی معلم در مهارت آموزشی و شگردهای پرورشی اش خلاصه میشه ...

ما کنار گود ننشسته ایم و از مسائل و مصائب مالی و حقوقی و زندگی این قشر جامعه خبر داریم ...

اما مشکلات اقتصادی معلمان ربطی به درس و مدرسه و دانش آموز نداره ...

حتی از گستاخی بی حد و مرز برخی دانش آموزان هم باخبریم ...

و دانش آموز سالاری هایی امروزی ...

اما این هم دلیل خشونت و تنبیه بدنی دانش آموزان ما در مدارس نیست ... 

سخن در این مورد رو کوتاه می کنم ...

آنها که باید بخونند و بدونند حتما می خونند و می دونند ... (+)

مهم اینه که با مطرح شدن چنین موضوعاتی بهش ترتیب اثر داده بشه ...

به هر طریقی که زودتر و بهتر به نتیجه میرسه ...

اینم باید یادآور شد که در گذشته هم چنین تنبیهاتی بوده ولی آنچه نبود ؛ تکنولوژی و فناوری های جدید بود که در یک چشم بر هم زدن تصویری برداشته میشه و در شبکه های اجتماعی تکثیر میشه ...

همه ازش آگاه میشند و تقبیح و سرزنش می کنند ...

اما چه سود که اقدامات ما در بهبود و اصلاح جامعه از این حد فراتر نمیره ... !!

یک خبرنگار ...
۰۸اسفند

قابل توجه دوستان وب نویس :

این هشدار رو در اخبار و اطلاعیه‌های بیان خوندید ؟!؟ ... (+)

" شرکت بیان و سرویس های آن از جمله blog.ir هیچ گاه از شما نام کاربری و یا رمز عبور درخواست نخواهند کرد .

لطفا با رعایت هشیاری و دقت لازم مراقب کلاهبرداری های ایمیلی ، کامنتی ، چتی و پیامکی باشید . 

همچنبن بسیار مهم است که اگر کسی فایلی با پسوند .exe برای شما ارسال کرد از دانلود کردن و اجرا کردن آن فایل اجتناب کنید . از بازکردن و کلیک کردن بر روی لینک های ایمیل های ناشناس نیز هر چه بیشتر اجتناب کنید کمتر در دام دزدان اینترنتی خواهید افتاد .

متن زیر نمونه ای از روش های فریبکارانه است که روز گذشته برای برخی وبلاگ نویسان ارسال شده است و بسیار نیز هوشمندانه مهندسی و طراحی شده است . 

اگرچه بیان همانند سال گذشته وبلاگ های برگزیده را معرفی خواهد کرد اما هم محتوای ایمیل زیر و هم هویت فرستنده و نام او کاملا جعلی است .

قبل از مرور این ایمیل جعلی مجددا تاکید می کنیم که شرکت بیان هیچ گاه از شما نام کاربری یا رمز عبور درخواست نخواهد کرد " ...

* * *

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت مدیر وبلاگ ******* جناب آقای *******

سیستم بیان در نظر دارد در اسفند ماه وبلاگ های برتر را با دامنه blog.ir  معرفی کند بیان با گلچین کردن وبلاگ های برتر با توجه به آمار بازدید و نظرات ، وبلاگ شما را هم در این مجموعه قرار داده است .

کارشناسان بیان به بهترین شیوه ممکن در مورد وبلاگ ها داوری می کنند و تا پایان اسفند ماه  نتایج را از طریق ایمیل مدیران وبلاگ در اختیار آنها قرار می دهند و به 12 تا از وبلاگ های برتر مبلغ 30000000 ریال را اهدا خواهد شد .

جهت لغو شرکت در این مسابقه عدد 5 را با اسم وبلاگتان به همین ایمیل ارسال کنید و در صورت رضایت به شرکت موارد زیر را با به آدرس ایمیل *****@gmail.com  ارسال فرمایید :

1. یک عدد اسکرین شات از وبلاگ، 

2. کلمه عبور ،  

3. نام کاربری

4. زمان تاسیس وبلاگ (تخمینی)

5. تعداد مطالب وبلاگ

تسریع در ارسال پاسخ موجب کمال امتنان است .

ح***  ن***

مدیر رسانه bayan.ir

پ . ن :

دوستانِ عزیز ...

گولِ جایزه ی 30000000 ریالی اش رو نخورید این آخر سالی ها !! ... :))

هیچ سرویس بلاگدهی از کاربرانش نام کاربری و یا رمز عبور درخواست نمی کنه ...

یک خبرنگار ...
۰۸اسفند

سپاس از دوست ... (+)

پ . ن :

" گمشده ی این نسل اعتماد است نه اعتقاد ...

افسوس که نه بر اعتماد اعتقادیست ...

و نه بر اعتقادها اعتمادی " ... 

یک خبرنگار ...
۰۷اسفند

" در خویش می سازم تو را ، در خویش ویران می کنم

 می ترسم از حرفی که باید گفت و پنهان می کنم ...

جانی به تلخی می کَنم ، جسمی به سختی می کشم

 روزی به آخر می برم ، خوابی پریشان می کنم ...

در تار و پود عقل و جان ، آب است و آتش ، توأمان

 یک روز عاقل می شوم ، یک روز طغیان می کنم ...

 یا جان کافر کیش را تا مرز مُردن می برم

 یا عقل دور اندیش را تسلیم شیطان می کنم ...

 دیوار رویاروی من از جنس خاک و سنگ نیست

 یک عُمر زندان توأم ، یک عُمر کتمان می کنم ...

 از عشق از آیینِ تو ، از جهلِ تو ، از دینِ تو

 انگشتری دارم که دیوان را سلیمان می کنم ...

 یا تو مسلمان نیستی یا من مسلمان نیستم

 می ترسم از حرفی که باید گفت و پنهان می کنم " ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۶اسفند

یکی از دوستان - دیشب - تو وایبر برام نوشت : اینو بخون :

" ترک تحصیل دانش آموز معروف به « شیب ، بام » پس از انتشار ویدئو ...

ماجرا از یک سؤال آغاز شد : چرا در شمال ایران بام خانه‌ ها را شیب‌ دار می‌سازند ... ؟! 

و دانش‌آموز تحت شرایطی که شاید بسیاری از ما آن را تجربه کرده‌ایم نتوانست به این پرسشِ آموزگار به خوبی پاسخ دهد و این شد سوژه‌ ی خنده‌ ی بسیاری از ما ... 

غافل از اینکه این تمسخر و خنده شاید بازی‌ کردن با سرنوشت یک کودک باشد ... 

آری ... ! آن دانش‌آموز که از قضا گویا شاگرد خوبی هم بود پس از انتشار گسترده ‌ی این ویدئو ترک تحصیل کرد ... 

و شاید همه‌ ما ، مائی که به این کودک خندیدیم در این ترک تحصیل نقش داشته باشیم ...

با یک سرچ ساده‌ ی کلمه‌ ی « شیب یا بام » می‌شود این ویدئو را در یوتیوب دید ... 

حالا هفته‌نامه‌ ی نیمکت با این دانش‌آموز سابق که ترک تحصیل‌ کرده گفت‌وگو کرده است ...

چند نفر از ما ویدئوی این دانش‌آموز را دست به دست چرخاندیم ... ؟ 

چند نفر از ما به این دانش‌آموز خندیدیم ؟ " ...

به احتمال خیلی زیاد اکثر شما می دونید این مطلب از کدوم دانش آموز حرف میزنه ... 

جالب اینجاست که نشریه ی نیمکت این مصاحبه ی اختصاصی رو هنوز منتشر نکرده ... 

احتمالا شنبه آینده منتشر میشه ... 

و چه تبلیغی شد برای این دو هفته نامه خبری آموزشی ... (+)

و جالب تر اینکه این مصاحبه باعث شد آمار دانلود ، بلوتوث و اشتراک گذاری این ویدئو - دوباره - بالا بره ... !!

راستش من - خودم - هیچ وقت این فیلم رو به چشم تمسخر نگاه نکردم ... !!

همون موقع و هربار که تصویر این پسربچه رو دیدم؛ به معصومیتش لبخند زدم و یاد برخی همکلاسی های شیطون خودم افتادم که - فقط - موقع درس پس دادن به معلم، مظلوم می شدند !! ... :)

اما قبول دارم که تصویربردار و اونی که - اولین بار - این فیلم موبایلی رو منتشر کرده کار درستی انجام نداده ...

درسته امروزه ما زیر بمباران خبر ، جوک ، عکس و فیلم زندگی می کنیم ...

اما قرار نیست خودمون هم در این بمباران سهیم باشیم ...

درست نیست هر کی هر چی دید فیلم بگیره و به اشتراک بذاره ... !!

در نامعقول بودن این عمل شکی نیست ...

در این مورد خاص هم - اما - بعید به نظر میرسه که - فقط - انتشار میلیونی این ویدئو باعث ترک تحصیل این دانش آموز شده باشه ... !!

با این حال آسیب های روحی و روانی وارد شده به این نوجوان رو نمیشه نادیده گرفت ...

و چه فراوان داشتیم و داریم و خواهیم داشت از این موارد ناخوشایند ...

و چه دل ها که شکسته شد ...

چه آبروها که ریخته شد ...

چه امیدها که بر باد رفت ...

چه زندگی ها که برچیده شد ...

گرچه نمیشه امید چندانی به بهبود این اوضاع داشت ... !!

چون " خانه از پای بست ویران است " ...

از این نظر که فرهنگ صحیح استفاده از تلفن همراه ، شبکه های اجتماعی و ... از ابتدا و به مرور آموزش داده نشد ...

جدی گرفته نشد و برای همین رعایت نمیشه ... !!

اما اگر همه بخواهند و عزم ملی و اراده باشه ، میشه جلوی خیلی خسارت ها رو گرفت ...

بعدنوشت :

ویدئویی که سه سال پیش در شبکه نت ایران بارگذاری شده بود ... (+)

توسط : شفیع فیروزبخش ...

با این توضیح : " بیژن - شیب بام

آقا بیژن موقع جواب دادن به سئوال معلم دستپاچه می شه و نمی تونه خوب جواب بده، معلمش خودم بودم ...

بیژن دانش آموز فوق العاده زرنگیه ولی موقع جواب دادن به سئوالات شفاهی کمی دست و پاشو گم می کنه " ...

یک خبرنگار ...
۰۶اسفند

" هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد ... 

اما ...

دل است دیگر ...

همیشه منتظر می ماند " ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۵اسفند

" مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ، ناگهان به یاد آورد قرار مهمی دارد ...

ارتفاعش را کم کرد و به مردی که روی زمین بود گفت : ببخشید آقا ، من قرار مهمّی دارم ... 

ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه ... !؟

مرد روی زمین گفت : بله ... 

شما در ارتفاع حدودا ۶ متری در طول جغرافیایی .... و عرض جغرافیایی .... هستید ... !

مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید ... !

مرد روی زمین : بله ، از کجا فهمیدید ... !!؟

مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا دقیق بود ولی به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه ... !؟

مرد روی زمین : شما - هم - باید مدیر باشید ... !

مرد بالن سوار : بله ، از کجا فهمیدید ... !؟

مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید ، قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسوولیت آن را دیگران بپذیرند " ... !!

پ . ن :

روز مهندس مبارک ... :)

در یک پدیده ی جالب ، اطرافیان ما - از خانواده و دوست و همکار گرفته تا دوستان مجازی - خیلی هاشون یا به شغل شریفِ مهندسی مشغولند ...

یا در حال تحصیل در رشته مهندسی هستند ... 

یا دانش آموخته ی مهندسی اند ... 

یعنی آمار فراوانی مهندسی در اطراف ما بالاست ... 

پس این روز رو - به طور ویژه - به تمام مهندسان گرامی تبریک میگم ... 

خدایا ؛

" دوستانم را از بهترین ها قرار دادی پس بهترین ها را به آنها عطا کن ...

آنها را بر بالِ آرزوهایشان پرواز ده ...

آنان را در همه حال یارى ده ... 

مبادا خسته ، دلزده و بیمار شوند یا غم بینند ...

دلشان را سرشار از لطف و کرامت کن ...

و خُرسندشان دار تا ابد به تندرستی ، شادابی و موفقیت " ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۴اسفند

رسول اکرم (ص)  :

" هر گاه فردى از شما دوست داشت که با پروردگارش سخن بگوید ... 

قرآن بخواند " ...

دوستانِ خوبم ...

در صورت تمایل برای شرکت در ختمِ قرآن دهه اول فاطمیه به فرکانس وحی مراجعه کنید ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۴اسفند

میلادِ حضرت زینب کبری (س) ؛ 

پرستار زخم های عاشورایی و الگویِ حیا و عفت و فداکاری مبارک باد ...

" مرغِ روحم پرزنان اندر هوایِ زینب (س) است " ... (+)

بعد نوشت :

روز پرستار که میشه همه یاد بیمارستان ، درمانگاه ها ، مطب ، کلینیک ها و سایر مراکز درمانی می افتند ...

و دانشکده های پرستاری ...

طبق آمار هم اکنون حدود 160 هزار پرستار در کشور در حال فعالیت هستند که 7 هزار نفرشون در استان سرسبز گیلان مشغول به کارند ...

این روز بر همه ی پرستاران عزیز مبارک باد ...

باید دقت داشت که پرستاری کاری طاقت فرسا و کاملا انسانی هست که از هر کسی برنمیاد ...

برای همین هست که داشتنِ صبر و حوصله مهم ترین ویژگی یک پرستار اعلام شده ...

کسی که کنترل کافی روی احساسات شخصی خود داشته باشه ...

و مهارت غمخواری و تسکین دردها ...

مسأله ی دیگه اینجاست که پرستار فقط اونی نیست که از این راه کسب درآمد می کنه ...

چه بسیار پرستارانی که بی دریغ و خستگی ناپذیر از بیمار یا عزیز از کار افتاده شون مراقبت می کنند ...

از همسران صبور جانبازان گرفته تا مادرانی که فرزند بیمار یا معلول دارند ...

پدر نگرانی که به امید شفا و بهبودی ؛ جگرگوشه اش رو از این بیمارستان تا اون بیمارستان همراهی می کنه و به خاطر نسخه های گرون و کم پیدا تمام شهر رو زیرپا میذاره ...

هر کسی که دلش به یاد عزیز دردمندش آروم و قرار نداره ...

هر کسی که فکر و ذهنش درگیر بیماری اطرافیانش هست ...

و این اکسیر عشق و محبت هست که از هر انسانی یک پرستار می سازه ...

پرستاری که در اوج دردمندی لبخند میزنه تا امید رو در دل بیمارش زنده نگه داره ...

درود بر همه پرستاران تاریخ ...

یک خبرنگار ...
۰۳اسفند

یک خبرنگار ...
۰۳اسفند

پ. ن :

تشکر از دوستِ عزیزی که این عکس نوشته رو به سوژه نگار هدیه و پیشنهاد کردند ...

اینم شرحِ ما بر این تصویر :

" برای آغازِ دوستی ؛ یک سلام و یک لبخند ...

و برای ادامه اش ؛

یک عمر صداقت و محبت لازم است " ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۲اسفند

" خدایا ...

این روزها کمی مرا تلاوت کن ...

شاید ختم شد ...

جزءِ هزارم دلتنگی ام " !! ... (+)

یک خبرنگار ...
۰۲اسفند

پی نوشت :

برداشتِ شما رو از این تصویر نمی دونم ... ؟!؟

من - اما - ناخودآگاه صندلی بازی برام تداعی شد !! ... (+)

یک خبرنگار ...